افق وحِی - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٤٢ - تبِیِین کِیفِیّت ظهور و افاضۀ عالم هستِی از ذات حضرت حق
ثبات حقاِیق مجرّده در عوالم معنا بر اِین مطلب صراحت دارد؛ چنانچه آِیات قرآن کرِیم نِیز صرِیح در انتساب جمِیع حوادث و حقاِیق عالم به ذات اقدس الهِی است.
برهان فلسفِی بر قاعدۀ وحدت وجود و صرافت وجود ذات حق و بساطت آن، جاِیِی براِی فرض اثنِینِیّت و دوگانگِی در وجود نسبت به ماسوِیالله باقِی نمِیگذارد و همۀ مراتب تشخّص و تعِیّن را در جمِیع مخلوقات و ممکنات هستِی، ظهور و بروز همان وجود بحت و بسِیط و مجرّد و بالصّرافه مِیداند.[١]
تصوّر دوگانگِی در حقِیقت وجود و جدا کردن محدودۀ وجود بارِی تعالِی را از وجود خلاِیق، مساوِی با قول به اختلاف ماهِیّت وجود است؛ که نتِیجه و ثمرۀ آن، ترکّب هوِیّت وجود و خروج ذات واجبالوجود از وجوب ذاتِی، و اتّصاف به امکان ذاتِی و در نتِیجه، احتِیاج به علّت دِیگر و مفِیض دِیگرِی خواهد بود، که در اِینصورت غناء ذات واجبالوجود در وجوب و بقاء و دوام ذاتِی، به فقر و احتِیاج و نِیاز به غِیر متحوّل مِیگردد و ذات حقّ متعال از اوج غناء و عزّت، به حضِیض فقر و ذلّت سقوط مِینماِید.
آنچه در عالم خارج، لباس وجود بر تن نموده است؛ چه وجود غنِیّ بالذّات و وجود واجب ذاتِی حضرت حق باشد و چه وجود ممکنات، اعم از موجودات مجرّده چون ملائکه و نفوس قدسِیّه و عقول تامّه و ارواح، و چه غِیر مجرّده چون موجودات عالم مثال و برزخ، و نِیز موجودات و مخلوقات عالم مادّه و حس و شهادت، همه و همه بدون ذرّهاِی تفاوت و امتِیاز، مشمول و محاط به حقِیقت وجود بحت و بسِیط و بالصّرافه مِیباشند که اِین وجود، اصل و رِیشۀ کل و تمامِی آن موجودِی است که
[١]. جهت اطّلاع بِیشتر پِیرامون تقرِیرات و ادلۀ دالّه بر اثبات وحدت و صرافت ذات حق رجوع شود به تمهِید القواعد، مقدمۀ آشتِیانِی، ص ٢٩؛ متن، ص ٧٤ و ١١١، المبداء و المعاد، ص٣٨٥؛ الحکمة المتعالِیة، ج ٩، ص ١٨٨؛ الله شناسِی، ج ٢، ص ٢٢٨؛ ج ٢، ص ٢٨٢ و ٢٨٦؛ ج ٣، ص١٦ و ٣٩ و ١٨٨ و ٢٠٢.