ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - چه كسى رسانه ها را اداره مى كند؟
چه كسى رسانهها را اداره مىكند؟
اشاره:
سيطره يهود بر رسانههاى آمريكا و همچنين هاليوود امروز يك امر مسلم و اثبات شده است. حتى برخى از يهوديان، ابايى از اظهار اين امر ندارند و اين در حالى است كه هيچ گروهى نژادگراتر و سازماندهى شدهتر از يهودىها براى نيل به اهداف و منافع خود نيست.
مطبوعات در وضعيت كنونى آن، به قوىترين نيرو در جهان غرب تبديل شده است كه حتى از قوه مجريه، مقننه و قضائيه نيز قدرتمندتر است. انسان مايل است اين سؤال را مطرح نمايد: اين قدرت توسط چه كسى انتخاب شده است و به چه كسى پاسخگو است؟[١] مقاله حاضر به پاسخ اين پرسش مىپردازد.
در فيلم شبكه، كه در سال ١٩٧٦ برنده جايزه اسكار شد، هاوارد بيل، ملقب به «پيامبر ديوانه رسانهها»، تصميم مىگيرد خطر خزندهاى كه آمريكا را تهديد مىكند، يعنى تصرف تلويزيون آمريكا به وسيله عربها، را از طريق دلارهاى حاصل از فروش نفت برملا سازد. سناريوى اين فيلم، توسط پدى چايفسكى نوشته شده است. وى سعى كرده است توطئهاى مرموز براى خريد و كنترل شبكههاى تلويزيونى آمريكا توسط عربها را بر پرده سينما به نمايش درآورد.
هاوارد بيل، كه نقش وى را در اين فيلم پيتر فينچ ايفا نموده است، گوينده خبرِ ديوانهاى است كه افكار خود را درباره هر موضوعى بر زبان مىآورد. براى مثال، بيل در حالى كه با هيجان درباره بىعدالتىها و فساد در زندگى آمريكايى صحبت مىكند، با فرياد مىگويد: «ديگر به مرز جنون رسيدهام و كاسه صبرم لبريز شده است. ديگر ادامه اين وضعيت را تحمل نخواهم كرد».
تصور كنيد چه اتفاقى مىافتاد اگر حاميان آمريكايى عراقى تبار صدام حسين، كنترل رسانههاى آمريكا را در دست داشتند. يعنى تصور كنيد كه آنها كنترل شبكههاى تلويزيونى ملى آمريكا را در دست داشتند و اكثريت صاحبان، توليدكنندگان و نويسندگان خبر و برنامههاى سرگرمى تلويزيونهاى آمريكا را تشكيل مىدادند. تلويزيون، نيرويى است كه به داخل خانه هر آمريكايى نفوذ مىكند و آمريكايىها عمدتاً از طريق اين رسانه، در مورد وقايع جهان اطلاع و آگاهى مىيابند. بنابراين مىتوانيد تصور كنيد چه خطرى آمريكا را تهديد مىنمود اگر اين نيروى عظيم، تحت كنترل اقليت عراقى حامى رژيم صدام قرار مىگرفت. اگر به جز تلويزيون، رسانههاى ديگر هنوز آزاد مىبودند، بدون شك باز هم تسلط اقليت عراقى بر شبكههاى تلويزيونى را به عنوان خطرى بزرگ براى آمريكا توصيف مىكردند. آنها حتى اعلام مىكردند كه اين سلطه، آزادىهاى ملت آمريكا را تهديد مىكند و احتمالًا كنگره، قانونى را تصويب مىنمود تا به كنترل اقليت عراقى بر شبكههاى تلويزيونى خاتمه دهد. ميهنپرستان به ملت آمريكا گوشزد مىكردند كه اگر مردم آزاد نباشند تا به اخبار واقعى و بىطرفانه دست پيدا كنند، دموكراسى در جامعه پياده نخواهد شد. آنها، همچنين تأكيد مىنمودند كه هرگاه قدرت تلويزيون تحت كنترل تنها يك ديدگاه و نقطهنظر قرار گيرد، بنياد تمام آزادىها، يعنى آزادى بيان را از بين خواهد برد. به علاوه، متفكران و دانشمندان از اينكه افراد غيرآمريكايى با وابستگىهايى به يك قدرت خارجى، افكار مردم آمريكا را تحت سيطره خود داشتند، برآشفته مىشدند و به خشم مىآمدند.
حال اگر بقيه رسانهها نيز در دست اين اقليت عراقى مىبودند: تصور كنيد كه سه هفتهنامه خبرى معروف، يعنى «تايم»، «نيوزويك» و «يواس نيوز اند ورلد ريپورت» و سه روزنامه داراى بيشترين نفوذ در بين مردم آمريكا، يعنى «نيويورك تايمز»، «وال استريت ژورنال» و «واشنگتن پست» به علاوه اكثريت ديگر مجلات و روزنامههاى عمده، توسط عراقىها اداره مىشدند. همچنين در ذهن خود مجسم كنيد كه اين اقليت عراقى، بر صنعت فيلم هاليوود، انتشار كتاب و حتى توزيع كتاب نيز سيطره مىداشتند، داراى ثروت كلانى در تجارت و بانكدارى بودند و در دانشگاهها، قوه قضائيه و دولت، مناصب كليدى را تصاحب كرده بودند. مهمتر از همه اينها، تصور كنيد كه حاميان صدام حسين، قوىترين گروه نفوذ را در واشنگتن مىداشتند و مسئول جمعآورى حجم عظيمى از كمكهاى مالى براى هر دو حزب دموكرات و جمهورىخواه بودند. تصور كنيد كه يك عراقى متعصب، رئيس شوراى امنيت ملى در كاخ سفيد بود. آيا چنين وضعيتى براى آمريكا خطرناك بود؟
اگر آمريكايىها يك روز صبح بيدار مىشدند و مىديدند كه سازندگان فيلمها و برنامههاى تلويزيونى آنها و همچنين روزنامهها و مجلات آمريكايى، همه داراى نامهاى عربى مىباشند، مسلماً با خود مىگفتند: «كشور ما را اشغال كردهاند!». در چنين وضعيتى، آنها به هر آنچه بر صفحه تلويزيون مىديدند يا در روزنامهها، مجلات و كتابها مىخواندند، با ديده شك و ترديد مىنگريستند. مخصوصاً مردم آمريكا با اطلاعات منتشر شده درباره مسائل مربوط به عراق، صدام حسين، اسلام و درگيرى خاورميانه، خيلى محتاطانه برخورد مىكردند.