ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - ادعاى بابيت و سفارت از ولى عصر (ع)
مىكنند كه از امام (ع) دستورهايى به آنها رسيده است[١]؛ يعنى به امام معصوم (ع) دسترسى يافته و آموزههايى را از آن حضرت گرفتهاند كه در اين صورت آن آموزهها براى او و آنانى كه اين سخنان را از وى- كه واسطه ميان امام (ع) و ديگران شده است- مىشنوند، حجت شرعى و دستورى الهى است، اين معنى حقيقى چنين ادعايى است گرچه مدعيان ارتباط با حضرت ولىعصر (ع) به آن تصريح نكنند.
گفتنى است نيل به زيارت وجود مبارك صاحبالامر (ع) كه از آن به ملاقات تعبير مىشود، غير از ادعاى بابيت يا سفارت از سوى آن حضرت است. بىشك، ملاقات و زيارت آن حضرت امرى محال نيست، همانگونه كه برخى از انسانهاى صالح در عصر غيبت به اين سعادت رسيدهاند و نيز بهرهبردارى از هدايت باطنى آن حضرت نيز امرى مسلّم و مقبول است كه همواره شايستگان از آن مستفيد گشتهاند، زيرا امامان معصوم (ع) مجارى فيض خداى سبحاناند و ذات اقدس الهى فيض لايق هر مستفيضى را به واسطه خلفاى خود به آنها اعطا مىكند.
ميان اين دو معنى از بهرهمندى و ارتباط با امام معصوم و ادعاى بابيت و سفارت، فاصله عميقى است كه بر اهل بصيرت پوشيده نيست. ارشاد و هدايت باطنى امام زمان (ع) درباره شيخ مفيد (ره) و تصحيح فتواى ايشان[٢] نمونهاى از اين افاضههاست؛ امّا نبايد از نظر دور داشت كه ميان چنين ملاقاتى يا چنان هدايتى با ادعاى بابيت و سفارت از آن جناب، تفاوتى به بلنداى آسمان و زمين است.
براساس حكم عقل و برآيند دستورهاى نقل، تكذيب مدعيان سفارت و تلقى حكم يا پيام از سوى آن امام، وظيفه دوستان و منتظران واقعى آن حضرت است[٣]، زيرا با گشوده شدن چنين بابى و پذيرفتن ادعاى آنان فضايى ساخته خواهد شد تا هر روز بلكه هر لحظه، كسى با چنين داعيهاى ديگران را به خويش و پيام ادعايى خود بخواند و چه بسا كه در اين ميان، مدعى تغيير يا تبديل يا جعل احكام اسلامى گردند، كه خود هرج و مرج مىآفريند. براين اساس، نه تنها تكذيب چنين كسانى واجب است بلكه هر گونه عملى كه به تقويت آنان انجامد، به بداهت عقل و براساس معاونت بر اثم، حرام خواهد بود.
در عصر غيبت كبراى ولى عصر (ع) براى رهايى از بىسر و سامانى و نجات از بلاتكليفى از سوى ائمه هدى (ع) امت اسلامى به اطاعت از فقيه جامع شرايط مأمور و موظف گرديده است تا در فروع دين، يا كارشناسى شده يا با استناد به نظر كارشناس امين و عادلى كه توانايى استنباط احكام شرعى از ادله عقلى و نقلى را دارد، زندگى كرده و اعمال فردى و اجتماعى خويش را انجام دهند.
نه خواب و رؤيا و نه ادعاى ارتباط و تلقى ارشاد از امام معصوم (ع) هيچ كدام در تعيين تكليف عملى جامعه در ارتباط با امام عصر (ع) ارزش و اعتبارى ندارد، زيرا اوّلًا امت اسلامى به تبعيت از آن امر نشدهاند و ثانياً هيچ ضابطه و قانونى براى اثبات صدق رؤياها يا ادعاها وجود ندارد، تا بتوان صحيح آن را از سقيم تشخيص داد؛ وگرنه بايد پذيرفت كه در هر گوشهاى كسى سرى بردارد و با ادعاى ديدن رؤيايى يا تلقى امرى وظيفه شرعى تازه خاصى را بيان سازد كه در اين صورت بر هيچ عاقلى پوشيده نمىماند كه نه دين خدا از تحويل و تبديل در امان مىماند و نه مسلمانان منتظر، سير نورانى انتظار را به سلامت مىپيمايند، چون ديگر سنگ روى سنگ بند نمىشود و نظام فقهى و اجتماعى اسلام و جامعه اسلامى در هم مىپاشد.
بايد هماره به ياد داشت در عصر غيبت كبرا باب سفارت و نيابت خاص آن حضرت بسته است و هيچكس جز «كذّاب مفتر» چنين ادعايى نخواهد داشت و ارتباط عاشقان منتظر با امام منتظر (ع) از طريق عمل به فتاواى نواب عام حضرتش تأمين مىشود؛ امّا هماره بايد مراقب بود براثر محبّت به نواب عام آن حضرت به دام افراط گرفتار نياييم و حكم نائب خاص را به نواب عام تسرّى نبخشيم، كه هر افراط و تفريطى در نادانى ريشه دارد: «لاترى الجاهل إلّا مفرطاً أو مفرّطاً».[٤]
خلاصه آنكه: ١. كتاب خدا و عترت طاهرين با برهان عقلى منبع معرفتى معارف اعتقادى، فضائل اخلاقى، احكام فقهى و حقوقى است. ٢. تهذيب نفس راه مشروعى دارد كه عقل قطعى و نقل معتبر راهنماى آناند. ٣. ادعيه؛ مناجاتها، اذكار مأثور، زيارات توصيه شده و مانند آن طريق مشروعى است كه رهآورد وافر داشته و دارد. ٤. وجود صلحاى متشرع، فقهاى وارسته، حكماى متدين، متكلمان متعهد، محدّثان خيبر و مانند آنان سند تأثيرگذارى دستورهاى مأثور است كه بايسته است جوانان و نوسالان به آنها اقتدا نمايند. ٥. وجود مدعيان دروغين بابيت، سفارت و گاهى نيز امامت همانند دروغپردازان در حوزه نبوت است كه از آنان به متنبّيان ياد مىشود چنانچه مدعيان دروغين الوهيت نظير فرعون كم نبودهاند.
پىنوشتها:
برگرفته از: «امام مهدى (ع)؛ موعود موجود»، انتشارات اسرا.
[١]. سوره انفال (٨)، آيه ٢٤.
[٢]. سوره نحل (١٦)، آيه ٩٧.
[٣]. الكافى، ج ٤، ص ١٨٧- ١٨٨.
[٤]. برگرفته از زيارت جامعه كبيره كه در آن ائمّه (ع) چنين خوانده مىشوند عادتكم الاحسان و سجيتكم الكرم (البلد الامين، ص ٣٠٢؛ من لايحضره الفقيه، ج ٢، ص ٦١٥).
[٥]. الاختصاص، ص ٨٧.
[٦]. اين واژه كه امروزه براى فرقهاى ساخته و پرداخته دست استعمار، عَلَم گرديده، در معنى اصطلاحى خود (واسطه) به كار رفته است.
[٧]. ر. ك: فرهنگ فرق اسلامى، ص ٨٨.
[٨]. ر. ك: زندگى دانشمندان (قصص العلماء)، ص ٣٨٤.
[٩]. مانند آنچه در نامه آخرين امام (ع) به آخرين نائب خاص خويش مرقوم فرمود: سيأتى شيعتى من يدعى المشاهدة. ألا فمن ادّعى المشاهدة قبل خروج السفيانى و الصيحة فهو كاذب مفتر. (كمالالدين، ج ٢، ص ١٩٣؛ الاحتجاج، ج ٢، ص ٥٥٦، با اندكى اختلاف).
[١٠]. نهجالبلاغه، حكمت ٧٠.