ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - ج) برداشت نارسا از مديريت امام زمان (ع)
نظريه دولت زمينهساز و مبتكر نگاه راهبردى به موضوع مهدويت جلوه دهند؛ اگر چه با خرج كردن از جايگاه و موقعيت مسئولان بلند پايه نظام جمهورى اسلامى باشد.
براى روشن شدن خطاهايى كه در سخنان ياد شده رخ داده است، در اينجا چند نكته را يادآور مىشويم:
الف) پيشينه بحث از دولت زمينهساز
بر هيچ كس پوشيده نيست كه نظريه دولت زمينهساز نزديك به چهل سال پيش (در سال ١٣٤٨ و در درس خارج فقه) از سوى امام خمينى (ره) مطرح و مبانى كلامى، فقهى و اصولى آن تبيين شد و با تلاش علمى و مجاهدت سياسى بيست ساله ايشان تحقق عينى يافت.
اينكه ما چشم خود را بر نظريه امام خمينى (ره) درباره تشكيل حكومت اسلامى در عصر غيبت كه اساس آن بر زمينهسازى براى ظهور امام مهدى (ع) استوار و همه مبانى كلامى و فقهى آن نيز تبيين شده است، ببنديم و چنين وا نمود كنيم كه: نظريه دولت زمينهساز به تازگى مطرح شده و نظام جمهورى اسلامى تاكنون هيچ ارتباطى با مبانى مهدويت نداشته است، در عمل موجب خدشهدار شدن مبانى مشروعيت نظام جمهورى اسلامى و جدا شدن اين نظام از مبانى نظرى مستحكم خود مىشود؛ زيرا همه نظريهپردازان حكومت اسلامى در عصر غيبت، به ويژه حضرت امام (ره) مشروعيت چنين حكومتى را در پرتو نظريه امامت و ولايت شيعى و بر اساس نيابت عام فقها از امام زمان (ع) تبيين و توجيه مىكنند و به همين دليل است كه در اصل پنجم قانون اساسى جمهورى اسلامى تصريح شده است: «در زمان غيبت ولى عصر- عجّل الله تعالى فرجه- در جمهورى اسلامى ايران ولايت امر و امامت امّت بر عهده فقيه عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدير، مدبر است كه طبق اصل يكصد و هفتم عهدهدار آن مىگردد».
امام خمينى (ره) بارها در سخنان خود انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى را مقدمهاى براى ظهور امام مهدى (ع) و زمينهساز اين ظهور دانسته و تأكيد مىكردند كه ما بايد تلاش كنيم اين امانت را به صاحب آن؛ يعنى حضرت مهدى موعود (ع) برگردانيم.[١]
در استدلالهايى هم كه امام خمينى (ره) براى اثبات نظريه ولايت فقيه و ضرورت تشكيل حكومت اسلامى در عصر غيبت ارائه مىكنند، مبتنى بودن اين نظريه بر انديشه مهدويت و انتظار و نگاه خاص شيعه به جايگاه حجتهاى الهى در عالم هستى هويداست.[٢]
بنابراين بايد بسيار مراقب بود كه به بهانه احياى انديشه انتظار در جامعه و تحكيم مبانى دولت منتظر، پيشينه اين بحث را كه در آثار و گفتار امام خمينى (ره) به خوبى قابل رديابى است، به فراموشى نسپاريم و نقش ايشان را در احياى اين انديشه در جامعه اسلامى ايران، ناديده نگيريم.
البته بايد توجه داشت كه با وجود تأكيدهاى فراوان امام راحل (ره) در زمينه توجه به موضوع مهدويت و دولت جهانى امام مهدى (ع)[٣]، نهادها و دستگاههاى فرهنگى، آموزشى، پژوهشى و تبليغى نظام جمهورى اسلامى در طول سه دهه گذشته كارنامه مطلوبى در اين زمينه نداشته و نتوانستهاند حقّ امام حى و حاضر و حجت زمان را ادا كنند.
ب) سابقه طرح نگاه راهبردى به مهدويت
ضرورت نگاه راهبردى (استراتژيك) به مهدويت، نخستين بار در سال ١٣٨٠ و با انتشار جلد اوّل كتاب درآمدى بر استراتژى انتظار از سوى مؤسسه فرهنگى موعود، مطرح شد. (در حالى كه پيش از اين، اين مجموعه در قالب مجموعهاى از مقالات منتشر شده بود). در مقدمه اين كتاب آمده بود: «اين اثر حاوى طرح كلان و استراتژيك نيست، بلكه سعى در تذكر اهميت اين موضوع در امر هدايت عمومى جامعه ايرانى پس از انقلاب اسلامى دارد، با اشاره به موضوع مهم «انتظار» كه با مفهوم خاص شيعى خود از استعداد ويژهاى براى تبديل شدن به يك «استراتژى كلان» برخوردار است».
در جلدهاى ٢ و ٣ اين كتاب هم كه در طول سالهاى ١٣٨١ و ١٣٨٣ منتشر شده، وجوه مختلف اين استراتژى تبيين شده است.
جز اين در سال ١٣٨٦، انتشارات موعود عصر در سال ٨٦ كتاب «گام به گام تا استراتژى انتظار را از همين نويسنده منتشر كرده است.
بنابراين، جاى تأمل بسيار دارد كه چگونه كسانى كه به خوبى از پيشينه اين بحث آگاهى دارند، به هر دليل چشم خود را بر واقعيتها مىبندند و به نام امامى كه حق و عدالت شعار محورى اوست، حق و عدالت را ناديده گرفته و به ناروا خود را پيشتاز طرح اين مباحث در كشور معرفى مىكنند.
ج) برداشت نارسا از مديريت امام زمان (ع)
درباره سومين نكته مطرح شده از سوى دبير همايش ياد شده بايد گفت:
ترديدى نيست كه امام مهدى (ع) به عنوان حجّت خدا در جهان آفرينش نقشى مهم و بىبديل دارد و واسطه همه فيضهاى مادى و معنوى خداوند به بندگان است. به بيان ديگر آنچه كه خداى تعالى در جهان هستى، مقدر فرموده از مجراى امام و حجّت عصر بر مردم جارى و سارى مىشود و ايشان بر همه امور عالم احاطه دارد. از همين روست كه در زيارت مطلقه حضرت اباعبدالله حسين بن على (ع) كه از امام صادق (ع) نقل شده است، خطاب به آن وجود مقدّس و ديگر امامان هدايت (ع) مىگوييم: