ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤١ - ٣ راهنمايى هاى علمى
به محضر امام (ع) پيدا كرد و ايمان آوردن و گرويدن وى به همراه گروه فراوانى از مقلّدان و پيروانش در يمن به تشيع، پيام تشكرآميز حضرت نسبت به مرجع وقت شيعيان آيتالله العظمى بروجردى از طريق آيتالله سيد محمدرضا گلپايگانى (ره) ١٠؛ تأييد اظهار مخالفت علنى آيتالله شيخ مرتضى حائرى (ره) با پيشنهاد ضدّ اسلامى يكى از نمايندگان زن مجلس در دوران پهلوى از طريق تبسم شيرين و محبتآميز امام (ع) در عالم رؤيا و موارد ديگرى از اين قبيل.
٢. معرفى عالمان مورد اعتماد به عنوان وكيل امام (ع) و رهبر مردم
علاوه بر توقيع مشهور امام عصر (ع)، در پاسخ به اسحاق بن يعقوب كلينى، كه طى آن، فقيهان و صاحبان قوه اجتهاد و استنباط را به عنوان حجّت و نماينده عامّ خود و مردم تعيين فرمودند ١١، آن حضرت (ع) در طول دوران غيبت، از راههاى مختلف، مراجع تقليد را به عنوان وكلاى (عام) خود، تأييد نمودهاند. اين امر در مواردى به صورت تأييد طريق اجتهاد و زعامت امور دينى، تحت عنوان امانت امام زمان (ع)، يا به صورت معرفى موردى بزرگانى همچون آيات عظام: ميرزاى بزرگ شيرازى، سيد ابوالحسن اصفهانى، شيخ بزرگ انصارى، شيخ عبدالكريم حائرى، آيتالله بروجردى و ديگران به عنوان وكيل خويش در تشرفات افراد و شيعيان مورد اعتماد بوده است. ١٢
از جمله در تشرف معروف حاج على بغدادى، آيتالله محمد حسين كاظمينى را كه حاجى بغدادى وجوهات شرعى و سهم امام را به وى پرداخت نموده و در تشرف شيعهاى اهل قطيف كه مرحوم آيتالله ملاعلى همدانى آن را از آيتالله آقاضياء عراقى نقل كرده است، آن حضرت (ع)، ميرزاى شيرازى را وكيل خود معرفى نمودند. در تشرف ديگرى كه براى شيخ مرتضى انصارى يقينآور بود، نظر مبارك امام زمان (ع) مبنى بر مجتهد بودن آن مرجع جليلالقدر آشكار گرديد و پس از آن بود كه وى حاضر به قرار دادن رساله عمليهاش در دسترس مردم شد.
همچنين آن حضرت (ع) در تشرف مرحوم آيتالله عبدالنبى اراكى (ره) كه خود را مجتهد اعلم مىدانست و پس از انجام اعمال خاصى، توفيق آن را يافت كه محضر امام (ع) را دريابد، به وى ابراز مىفرمايند كه آيتالله سيد ابوالحسن اصفهانى وكيل (نماينده) شان مىباشد. آن مرحوم، به دنبال دانستن اين موضوع، از ادعاى خود صرفنظر مىنمايد.
٣. راهنمايىهاى علمى
امام زمان (ع) از آن جهت كه خزانهدار علم بىمنتهاى الهى و پيشواى شيعيان هستند، در مسائل و مشكلات علمى نيز، هيچگاه آنان، به ويژه عالمانشان را از ياد نبرده و از طرق مختلف، راه حل مسائل دشوار را به ايشان مىنمايانند. در اين مورد، اتفاقات فراوانى نقل شده است كه به عنوان نمونه به مصاديقى از معروفترين آنها اشاره مىشود: پاسخ به مسائل علامه بزرگ آيتالله سيد مهدى بحرالعلوم در تشرفاتى كه در سرداب مطهر، ١٣ در مسير زيارت كربلاى معلّا پيرامون ثواب زيارت سيدالشّهدا (ع) داشتند، پاسخ به سؤالات شيخ مرتضى انصارى، ١٥ راهنمايى مرحوم آيتالله سيد احمد مقدس اردبيلى در مسجد كوفه، ١٦ پاسخ به سؤال علامه حلّى در مسير كربلاى معلّا، ١٧ تصحيح فتواى شيخ مفيد (ره) و صدور اين توقيع سرنوشتساز از جانب امام (ع) براى وى كه:
«بر شماست كه فتوا دهيد و بر ماست كه نگذاريم شما در خطا واقع شويد». ١٨
مرحوم مقدس اردبيلى كه بزرگان در طهارت باطنى و صداقتش ترديدى ندارند، بنا به آنچه در منتهىالآمال آمده، گفته است:
«بسا اوقاتى كه مسئلهاى بر من مشتبه مىشود، شبانه نزد قبر اميرالمؤمنين (ع) مىروم و با ايشان تكلّم مىكنم و جواب مىشنوم، امّا امشب مرا نزد فرزندش حضرت مهدى (ع) فرستاد ...، ايشان جواب فرمودند و اكنون به نجف بازمىگردم». ١٩
شيخ انصارى در پاسخ به اصرار يكى از شاگردانش كه ماجراى تشرف و گفتوگوى ايشان را شنيده بود، مىگويد:
«گاهى براى رسيدن به خدمت امام عصر (ع) اجازه پيدا مىكنم و در كنار خانهاى كه تو آن را پيدا نخواهى كرد، مىروم و «زيارت جامعه» مىخوانم، چنانچه اجازه ثانوى برسد، به خدمت آن حضرت شرفياب مىشوم و مطالب لازم را از آن بزرگوار مىپرسم و يارى مىخواهم و باز مىگردم». ٢٠
علاوه بر اين موارد، راهنمايىهاى شخصى برخى از عالمان درباره مسائل فردىشان همچون: تشرف آيتالله مرعشى نجفى و تعيين تكليف در امور بسيار مهم سياسى- اجتماعى نظير: فتواى تحريم تنباكو، جنبش مشروطيت و انقلاب اسلامى ايران.
درباره اذن صدور فتواى تحريم تنباكو به ميرزاى شيرازى؛ خود وى در پاسخ به اعتراض آيتالله فشاركى مىگويد:
«مدتهاست كه در فكر آن [صدور حكم تحريم] بودم و در اين مدت، جهات مختلف اين فتوا را بررسى كردم تا اينكه ديروز به نتيجه نهايى رسيدم و امروز به سرداب غيبت رفتم تا از مولايم امام زمان (ع) اجازه حكم را بگيرم و آقا نيز اجازه فرمودند و امروز قبل از آمدن شما حكم را نوشتم». ٢١
درباره رؤياى مرحوم آيتالله نائينى- از مراجع تقليد- كه در آغاز، از موافقان جنبش مشروطيت بودند و آن را در مقابل روش سلطنت، پسنديده مىدانستند، از قول خودشان در كتاب تنبيه الامة و تنزيه الملة چنين نقل شده است كه: