ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - بهائيان و مؤسسات غربى در ايران
اطلاعاتى جدىاى به سود دولت بريتانيا داشت و اين اقدامات كار را بدانجا رسانيد كه گويا در اواخر جنگ مقامات نظامى عثمانى تصميم گرفتند عباس افندى را اعدام كنند و اماكن بهائيان در حيفا و عكا را منهدم نمايند. اندكى بعد، عثمانى شكست خورد و اين طرح تحقق نيافت.[١]
پس از پايان جنگ اوّل جهانى، شوراى عالى متفقين قيموميت فلسطين را به دولت بريتانيا واگذارد و در ٣٠ ژوئن ١٩٢٠ سر هربرت ساموئل به عنوان نخستين كميسر عالى فلسطين در اين سرزمين مستقر شد. ساموئل از انديشمندان و فعالان برجسته و نامدار صهيونيسم بود و به خانواده معروف ساموئل- مونتاك تعلق داشت. در دوران پنجاه ساله حكومت مقتدرانه «شاه ساموئل»[٢] در فلسطين دوستى و همكارى نزديكى ميان او و عباس افندى وجود داشت و در اوايل حكومت ساموئل در فلسطين بود كه دربار بريتانيا عنوان «شهسوار طريقت امپراتورى بريتانيا»[٣] را به عباس افندى اعطا كرد.[٤] اعطاى اين نشان به پاس قدردانى از خدمات بهائيان در دوران جنگ بود.
اندكى بعد، كودتاى سوم اسفند ١٢٩٩ رضاخان ميرپنج و سيد ضياءالدين طباطبايى در ايران رخ داد. در كابينه سيد ضياء يكى از سران درجه اوّل بهائيان ايران به نام على محمدخان موقرالدوله[٥] وزير فوايد عامه و تجارت و فلاحت شد. اين مقام نيز به پاس خدمات بهائيان در پيروزى كودتا به ايشان اعطا شد. موقرالدوله پدر حسن موقر باليوزى (١٩٠٨- ١٩٨٠ م.) بنيانگذار بخش فارسى راديو بى. بى. سى. است كه در سالهاى ١٩٣٧- ١٩٦٠ رياست محفل ملى روحانى بريتانيا را بر عهده داشت. در سال ١٩٥٧ شوقى افندى، رهبر بهائيان، باليوزى را به عنوان يكى از «ايادى امرالله» منصوب كرد.
خاندان ساموئل در كودتاى ١٢٩٩ ايران نقش فعالانه داشت. طبق پژوهش نگارنده، كودتاى ١٢٩٩ و صعود رضاخان و سرانجام تأسيس سلطنت پهلوى در ايران اصولًا بر طبق طرحى بود كه شبكه متنفذ زرسالاران يهودى بريتانيا به كمك سازمان اطلاعاتى حكومت هند بريتانيا در ايران، در زمان فرمانفرمايى سر روفوس اسحاق يهودى (لرد ريدينگ) در هند، تحقق بخشيدند. روحيه ربانى (ماكسول)، همسر آمريكايى شوقى ربانى، مىنويسد:
موقعى كه سر هربرت ساموئل از كار كناره گرفت، [شوقى] نامهاى مملو از عواطف وديه براى او مرقوم و ارسال فرمودند كه هر جملهاى از آن حلقه محكمى گرديد در سلسله روابط حسنه بين مركز امر و حكومت اين كشور. در اين نامه از مساعدتهاى عاليه و نيات حسنه آن شخص محترم اظهار قدردانى مىفرمايند و گوشزد مىنمايند كه ايشان در مواقع مواجه شدن با مسائل و غوامض مربوط به ديانت بهائى همه گاه جانب عدل و شرافت را مىگرفتند كه بهائيان جهان در هر وقت و هر مكان از اين ملاحظات دقيقه با نهايت قدردانى ياد مىكنند ... ايشان [ساموئل] در جواب اين نامه مرقوم داشتند كه: «در مدت پنج سال زمامدارى اين كشور بىنهايت از اينكه با بهائيت تماس داشتند مسرور و دائماً از حسن نظر آنان و نيات حسنهشان نسبت به طرز اداره امور ممنون بودند.»[٦]
بهائيان و مؤسسات غربى در ايران
در دوران متأخر قاجاريه، تعداد قابل توجهى از بهائيان را به عنوان كارگزاران سفارتخانههاى اروپايى، بانك شاهى انگليس، بانك استقراضى روسيه، كمپانى تلگراف و برخى ديگر از نهادهاى غربى فعال در ايران مىشناسيم. لازم است توضيح دهيم كه مالكان اصلى بانك شاهى انگليس و بانك استقراضى روسيه در ايران برخى از خاندانهاى سرشناس زرسالار يهودى بودند. ساسونها مالكان اصلى بانك شاهى و پولياكوفها مالكان اصلى بانك استقراضى بودند. اين دو خاندان نامدار يهودى با يكديگر رابطه نزديك داشتند. براى نمونه، «روبن گباى» داماد «ياكوب پولياكوف» بود و پدرش از شركاى بنياد ديويد ساسون.[٧]
سابقه عضويت بابىها و بهائىها در سفارتخانههاى دولتهاى غربى در ايران بسيار مفصل است و برخى از اعضا و خويشان خاندان نورى از نخستين بابيان و بهائيانى بودند كه به استخدام سفارتخانههاى فوق درآمدند. در اين ميان به ويژه بايد به ميرزا حسن نورى، برادر ارشد ميرزا حسينعلى بهاء و ميرزا يحيى صبح ازل، اشاره كرد كه منشى سفارت روسيه بود و نيز به ميرزا مجيد خان آهى، شوهرخواهر ميرزا حسينعلى بهاء. اين سنت در خاندان آهى ادامه يافت و بعدها ميرزا ابوالقاسم آهى، خواهرزاده بهاء، نيز منشى سفارت روسيه بود. ميرزا ابوالقاسم آهى پدر مجيد آهى، از رجال دوران پهلوى است. اعضاى خاندان افنان (خويشان باب و نمايندگان عباس افندى در ايران) نيز با سفارت روسيه رابطه نزديك داشتند و حاجى ميرزا محمدتقى افنان[٨] (وكيل الدوله) و برادران و پسرانش نمايندگان تجارى روسيه در بمبئى و يزد بودند.
آقا علىحيدر شيروانى (بهائى و از شركاى تجارى خاندان افنان) از اعضاى متنفذ سفارت روسيه در تهران بود و با حمايت او بود كه حاجى ميرزا محمدتقى افنان وكيل التجاره دولت روسيه در بمبئى شد.[٩] عزيزالله خان ورقا، از اعاظم بهائيان تهران، وارد خدمت بانك استقراضى روس در تهران شد:
« [گروبه، رئيس مقتدر بانك] غايت اعتماد و محبت و احترام را به او حاصل نمود و او يگانه واسطه فيمابين رجال و اولياى امور و محترمين متنفذين كشور با آن بانك پرقدرت قرار گرفت و خانه و اثاثيه در قسمت علياى