ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - حقيقت زيارت
مىكند.
ه) نااميدى پس از برآورده نشدن دعا: يكى ديگر از كجروىها در اين زمينه، نااميدى حاجتمندانى است كه پس از توسل به ائمه اطهار (ع) دعاى آنان برآورده نشده است. گاهى اين مسئله باعث سست شدن پايههاى اعتقادى فرد مىشود. در حالى كه، آن شخص به پىآمدهاى خواسته و دعاى خويش توجه ندارد زيرا چه بسا برآورده شدن حاجت براى آن شخص خير و مصلحتى به دنبال نداشته باشد يا آلوده شدن به گناهى در پى آن باشد. بدين جهت، هر دعا و توسلى به اجابت نمىرسد.
و) توسل، تنها به هنگام دچار شدن به بلاها: برخى، تنها هنگام بلا و رنج به معصومين (ع) توسل مىجويند و پس از برآورده شدن حاجت خود، توجهى به دين و ارزشهاى آن نمىكنند، مگر آنكه دوباره به مشكل و گرفتارى دچار شوند. بايد گفت متأسفانه چنين توسل و ارتباطى با ائمه (ع) خود مانعى براى برآورده شدن دعاهاى بعدى و آفتى براى ادامه اين ارتباط است.
رابطه عهد و پيمان با اهل بيت (ع)
منظور از اين ارتباط، حضورى آگاهانه بر مزار پاك آنان و تجديد عهد و پيمان با تعاليم و آموزههاى زندگى ايشان و پاىبند بودن به آن است. امام رضا (ع) در اينباره مىفرمايد:
«براى هر امامى عهد و پيمانى با شيعه وى است كه وفاى كامل به عهد و اداى نيكوى آن، زيارت قبور آنان است. پس كسى كه آنان را با شوقو ميل و تصديق آنچه ائمه بدان تمايل داشتهاند، زيارت كند، (ايشان) شفاعتكننده وى در روز قيامت خواهند بود».[١]
معصومان، قله كمال انسانى
احترام گزاردن و گراميداشت بزرگان دين و دانش و انسانهاى برجسته، فرهيختگان، مصلحان، هنرمندان، فداكاران ملى و ... در همه اقوام و ملتها مهم بوده است. اين رسم نيكو را نه تنها در دوران زندگى فرهيختگان و بزرگان برپا مىداشتند، بلكه پس از مرگ آنان در قالب همايش، سخنرانى و نصب تنديسهاى يادبود نيز مىتوان ديد. بايد گفت اينها همه ريشه در سرشت انسانها داشته و از فطرت، عشق، محبت به كمال و نيكىها سرچشمه مىگيرد.
انبيا به ويژه خاتم آنان، حضرت محمد (ص) و فرزندان مطهرش جامع همه كمالهاى انسانى بودند، به گونهاى كه گوى سبقت را در فضيلتهاى انسانى از همگان ربودهاند. از اين رو، در دعاها خطاب به آنان مىخوانيم:
سلام بر شما! اى خاندان نبوت و موضع ودايع رسالت و محل نزول ملائكه و هبوط انوار وحى خدا و معدن رحمت حق و گنجهاى علم و معرفت الهى و صاحبان منتهاى حلم و اصول صفات كريمه و پيشواى امتها و ممالك و ولى نعمتهاى روحانى و اركان بزرگوارى و نيكوكارى و جهاد و ستون نيكويان جهان و بزرگ و سياستگذار براى بندگان و ستونهاى محكم شهرهاى ايمان و امين اسرار الهى ... رحمت و بركت خدا بر شما باد.[٢]
در واقع، احترام و تكريم پيامبر (ص) و ائمه اطهار (ع)، احترام گزاردن به انسانيت است. در نتيجه، زيارت كردن بارگاه و مزار آنان، يادآورى فضيلتهاى انسانى و تجديد ميثاق با اصول و زيورهاى كمال اخلاقى است كه ايشان به آن آراسته بودند و ديگران را نيز بدان فرا مىخواندند. از اين رو، ضرورت زيارت بارگاه نورانى آنان به عشق به خوبىها و فضيلتها برمىگردد كه در سرنوشت انسانها نهفته است. به همين جهت، مشتاقان ائمه (ع) به زيارت با معرفت ايشان سفارش شدهاند:
من أتى قبر الحسينبن على (ع) عارفاً بحقّه غفر الله له ما تقدّم من ذنبه و ما تأخّر؛[٣] كسى كه با معرفت به حق حيسن به زيارتش بشتابد، خداوند گناهان اوّل و آخر او را مىبخشد.
حقيقت زيارت
در اين زمينه، يكى از انديشمندان اسلامى حقيقت زيارت را اينگونه توصيف كردهاند:
زيارت، حضور عارفانه عاشقانه زائر از سراى مزور، اظهار عشق و ارادت محب و محبوب، دل دادن صميمانه دلداده در كوى دلدار، سر سپرده سرباز فداكار در پيش پاى سردار، اعلان فروتنى ديندار در برابر دين و پيشوايان دينى و اذان ايمان و ديندارى است. زيارت، عرضه خويشتن بر ترازو و ابزار سنجش است، ايستادن در برابر آينه و معيار كمال و نشانى كوى كمال به انسان تعالى طلب است كه به كجا مىتوان رسيد. زيارت، سفرى مشتاقانه، آگاهانه و عاشقانه است كه از سراى دل آغاز مىشود از راه دل عبور مىكند و سرانجام نيز در منزل دل به مقصد و مقصود مىرسد و بار بر زمين مىنهد.[٤]
پىنوشتها:
برگرفته از: راههاى ارتباط با معصومين (ع)، علىباقر شيخانى، مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما، ١٣٨٤، با تلخيص.
[١]. سوره مائده (٥)، آيه ٣٥.
[٢]. علىبن جمعه حويزى، نورالثقلين، قم، مطبعه علميه، چ ٢، ج ١، ص ٦٢٦.
[٣]. تفسير الدرالمنثور، ج ١، ص ٦.
[٤]. سوره نساء (٤)، آيه ٦٤.
[٥]. سوره انفال (٧)، آيه ٣٣.
[٦]. حر عاملى، وسائل الشيعه، ج ٧، ص ١٠٢.
[٧]. همان، ص ٩٧.
[٨]. صحيح بخارى، ج ١، ص ٢٥٩.
[٩]. المستدرك، ج ١، ص ٤٥٨.
[١٠]. سمهودى، نورالدين علىبن عبداللهبن احمد، وفاء الوفاء، بيروت، دار احياء التراث العربى، ١٤٠١ ق، چ ٣، ج ٤، ص ١٣٦١.
[١١]. خطيب بغدادى، احمدبن على، تاريخ بغداد، بيروت، دارالكتب العلميه، ج ١، ص ١٢٠.
[١٢]. عسقلانى، احمدبن حجر، تهذيب التهذيب، بيروت، دارالفكر، ج ٧، ص ٣٣٩.
[١٣]. جمعى از نويسندگان، تفسير نمونه، ج ٤، ص ٣٦٨.
[١٤]. سوره اسراء (١٧)، آيه ٧٩.
[١٥]. طبرسى، فضلبن حسن، مجمع البيان، بيروت، اعلمى، ١٤١٥ ق، چ ١، ج ٦، ص ٢٨٤.
[١٦]. سبحانى، جعفر، بحوث فى الملل و النحل، ج ٤، ص ٢٨٠.
[١٧]. از جمله مىتوان در اين زمينه به كتاب داستانهاى شگفت شهيد دستغيب و كرامات معصوميه و ديگر نمونهها اشاره كرد.
[١٨]. رفيعى، على، بر ستيغ نور، قم، كتابخانه آيتالله مرعشى، ١٣٧٥، چ ٢، صص ٨١- ٨٣.
[١٩]. محمدى رى شهرى، محمد، كيمياى محبت، قم، دارالحديث، ١٣٨٠، چ ١٠، ص ٢٠٣.
[٢٠]. سوره مائده (٥)، آيه ١١.
[٢١]. مفيد، محمدبن محمد، مقنعه، قم، دفتر انتشارات اسلامى، ١٤١٠ ق، ص ٤٨٦.
[٢٢]. قمى، عباس، مفاتيحالجنان، زيارت جامعه كبيره، ص ٨٩٩.
[٢٣]. حر عاملى، همان، ج ١٤، ص ٤١٨.
[٢٤]. جوادى آملى، عبدالله، ادب فناى مقربان، قم، اسراء، ١٣٨١. چ ٢، ج ١، ص ١٧.