ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - ٤- ٢ چارچوبه خلق استراتژى ها
نياز و اشتياق نسبت به آن غايت و سپس مقدمات و خيزش و جنبش عمومى براى تحقق يا پذيرش آن مىگردد.
٤- ٢. چارچوبه خلق استراتژىها
درك واضح از مختصات مربوطه در آينده، به علاوه اطلاع از امكانات و موقعيت بالقوه و بالفعل امّا استراتژيك مربوطه در كنار لحاظ علايم و نشانههاى نصب شده در اخبار نشانهگذار، از وضع موجود تا مطلوب و در آخر، ضوابط شريعت، چارديوارى خلق استراتژىهاست.
توضيح با يك نمونه ساده: تفسير دولت كريمه امام عصر (ع) و كشف ذاتيات و لوازم آن از اخبار آخرالزمان، نمايى از دنياى سياست عصر ظهور را به ما مىدهد. امكانات تحقق دولتى هم جهت و همسو با دولت كريمه (نه با جهتگيرى دموكراسى ليبرال و دولت مدرن) از جمله جامعه شيعى و مانند آن است كه ايران معاصر داشته است. نشانههاى مربوط به اين راه نيز واضح است. از بين دهها نشانه مىتوان به روايت امام صادق (ع) ذيل آيه ١٨ سوره سبا (و قرار داديم بين آنها و قريههاى مبارك، قريههاى ظاهرى را و تقدير كرديم سير در آنها را ...) اشاره كرد كه قريههاى مبارك را به «دولت اهل بيت» و قريههاى ظاهرى را به «فقها» تأويل كردند.[١] كه خداوند تقدير سير بين آنها و رسيدن به قريه مبارك براى شيعيان نموده است. حال، اخذ اين استراتژى براى پيدايش دولتهاى شيعى با ولايت و زعامت فقها، همراستا با دولت كريمه امام عصر (ع)، مضبوط شرعى آن است. مثلًا در حيطه اختيارات شرعى فقيه مىتوان چنان دولتى برپا نمود؛ نه مىتوان اختيار معصوم به او داد و نه كاستن از آن اختيارات، هم راستايى را تأمين مىنمايد.
آوردن اين مثال كه به علت رخ دادنش واضح شده است جهت اين است كه مناقشه در مثال، اصل بحث را گم نكند گرچه به نظر مىرسد همين مثال نيز جاى توجه جدى دارد. اگر دولتهاى نظام اسلامى خود را همراستا با دولت كريمه تعريف كنند و ابتدا دركى درست از آن يافته و بعد به سمت آن رفتن را استراتژى خود قرار دهند در چشم اندازها، سياستگذارىها، طرحها و لوايح تغييرات كيفىترى رخ مىدهد. براى مثال از جمله خصوصيت «دولت دنائت» و جاهلى، در استضعاف بودن اهل اسلام است و مستضعف در قرآن كسى است كه «لايَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا» باشد. يعنى نمىتواند حائلى بين مناسبات غلط جارى با عقايد و رفتار دينى خود برقرار نمايد، لذا جهالتها به او نفوذ مىكند، عقايدش را شبهه و خرافه مىگيرد و اخلاق و رفتارش را فساد و فسق؛ چاره و راه فرارى هم نمىشناسد. در مقابل در «دولت كرامت» مسلمان و دينش عزيز مىشوند «تعزّبها الإسلام و أهله» يعنى اسلام او نفوذ ناپذير مىشود در مقابل فسق و نفاق، خللبردار مىشود و منافق ناگزير است از درون دست به اصلاح خويش برد: «تذلّ بها النّفاق و أهله» اين تابلوى كوچك و هنوز مجمل از لوازم دولت كريمه قدرت خلق استراتژى كلان براى عزت مسلمانى و ديندارى در جامعه اسلامى، حيا و عفت جوان در استضعاف نيست؟ و آيا همداستانى با دولت كريمه اقتضا ندارد كه مناسبات اجتماعى، نحوه پوشش و ارتباط و دهها مسئله ديگر طورى بنا شود كه فسق به جاى ايمان در استضفاف افتد و ديندارى تسهيل و آسان شود؟!
نكته پايانى اينكه اينچنين استراتژىهايى براى ظهور، ولو به فترت و انقطاع هم برخورد كند كاركرد خود را دارد. براى مثال تمرين ولايت فقها- كه ولايتى محدودتر و آسانتر از ولايت معصوم است- در حافظه تاريخى شيعه مىماند و موجب تربيت تاريخى او مىشود: چنانچه پذيرش امامت امام جواد (ع) در كودكى منجر شد شيعه در دوران سخت عسكريين و شروع غيبت دچار سردرگمى و پراكندگى نشود. امام كودك و ناديده را پذيرفت و به غيبت او راضى شد و جالب اينكه از تفرق ها و فرقه سازىها كاسته شد، در حالى كه پس از امام صادق (ع) و امام كاظم (ع) اوج فرقه سازى بوده است. اين استفاده از همان فرمايش امام كاظم (ع) است كه فرمود: «شيعه در طول دويست سال با انتظار و آرزو تربيت شده است».[٢]
پىنوشتها:
[١]. الاختصاص، شيخ مفيد، ص ٣٧٦.
[٢]. ر. ك: كتاب امدادهاى غيبى در زندگى بشر، شهيد مرتضى مطهرى.
[٣]. الميزان، علامه طباطبايى، ج ٢، ص ١٠٩. ذيل آيات ٢٠٨ تا ٢١٠ بقره.
[٤]. سوره ابراهيم، آيه ٥١.
[٥]. الميزان، ج ٢، ص ١٠٩.
[٦]. سوره نساء (٤)، آيه ٤٣؛ سوره مائده (٥)، آيه ٦.
[٧]. صدوق در كمال الدين از عبدالله بن ابى منصور روايت نمود كه از حضرت صادق (ع) پرسيدم اسم سفيانى چيست؟ فرمود: چه كار به اسم او دارى؟ .. (مهدى موعود، ترجمه على دوانى از ج ١٣، بحارالانوار، ص ٩٨٠)
[٨]. به ترتيب ر. ك: الفتن، ابن حماد ص ١٩١. كمال الدين، شيخ صدوق، ص ٦٧٩؛ الملاحم، ص ٧٧؛ عقد الدرر، ص ٨٠ و ٩١؛ التذكرة، قرطبى، ص ٦٩٤ و ٧٠٢.
[٩]. الفتن، ص ١٩١؛ كمالالدين، ص ٦٧٩؛ الملاحم، ص ٧٧؛ عقدالدّرر، ص ٨٠.
[١٠]. الغيبه، طوسى، ص ٤٤.
[١١]. ملاحم سيد بن طاووس نقل از تحليل تاريخى نشانه هاى ظهور، ص ١٧٨.
[١٢]. ر. ك: بحارالانوار، ج ٦٠، ص ٢١٦.
[١٣]. ر. ك: تفسير نورالثقلين، ج ٤، ذيل آيه ١٧ سوره سبأ.
[١٤]. الغيبه، نعمانى، ص ٣٠٥.