ماهنامه موعود
(١)
شماره نود و دوم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
رويكردهاى افراطى و تفريطى در حوزه
٢ ص
(٤)
1 بازگشت به ديدگاه هاى انفعالى پيش از انقلاب اسلامى
٣ ص
(٥)
2 ناديده انگاشتن ديدگاه هاى امام خمينى (ره)
٣ ص
(٦)
الف) پيشينه بحث از دولت زمينه ساز
٤ ص
(٧)
ب) سابقه طرح نگاه راهبردى به مهدويت
٤ ص
(٨)
ج) برداشت نارسا از مديريت امام زمان (ع)
٤ ص
(٩)
از ميان خبرها
٦ ص
(١٠)
300 كودك بى گناه عراقى، اسير زندان هاى آمريكا
٦ ص
(١١)
نبود گوساله سرخ موى، مانع اصلى تخريب مسجدالاقصى
٦ ص
(١٢)
صهيونيست ها به پايه هاى مسجدالاقصى رسيده اند
٦ ص
(١٣)
مقايسه فرودگاه كشور شيعه با فرودگاه كشور وهابى
٦ ص
(١٤)
انتشار شجره نامه شيعيان عربستان توسط يك سنى
٧ ص
(١٥)
افسران اسراييلى در اتاق هاى چت
٧ ص
(١٦)
فرانسه به رهبرى جنگ صليبى عليه جهان اسلام اعتراف كرد
٧ ص
(١٧)
مؤسسه «آى دى اس» مسئول تبليغ مسيحيت در اربيل عراق
٧ ص
(١٨)
چه كسى رسانه ها را اداره مى كند؟
٨ ص
(١٩)
كانون هاى استعمارى و بهايى گرى
١٠ ص
(٢٠)
بهائيان و مؤسسات غربى در ايران
١٢ ص
(٢١)
عروسك باربى و تهاجم فرهنگى
١٤ ص
(٢٢)
پديده عروسك باربى
١٤ ص
(٢٣)
عروسك لى لى
١٥ ص
(٢٤)
عروسك باربى
١٥ ص
(٢٥)
عروسك كِن (دوست پسر باربى)
١٥ ص
(٢٦)
اساسنامه كودكان
١٥ ص
(٢٧)
فيلم هاى باربى
١٦ ص
(٢٨)
دوباره سازى باربى
١٦ ص
(٢٩)
باربى و سياست
١٦ ص
(٣٠)
باربى و تعليم و تربيت
١٦ ص
(٣١)
باربى و استراتژى فرهنگى آمريكا
١٧ ص
(٣٢)
مكانيزم تربيتى عروسك باربى
١٧ ص
(٣٣)
اين يك بازى نيست و تمام نشده است
١٨ ص
(٣٤)
ديدگاه آمريكايى
١٩ ص
(٣٥)
فرزندان شيطان
٢١ ص
(٣٦)
مدّعيان دروغين
٢٢ ص
(٣٧)
مدعيان مهدويت در مصر (2000 م)
٢٢ ص
(٣٨)
مدعى مهدويت در مصر (2001 م)
٢٣ ص
(٣٩)
مدعى مهدويت در عربستان سعودى (2001 م)
٢٤ ص
(٤٠)
مدعى مهدويت در مصر (2002 م)
٢٤ ص
(٤١)
رويكرد استراتژيك به اخبار آخرالزّمان
٢٥ ص
(٤٢)
3- 2 چارچوبه تفسيرى- كلامى براى مقام داورى
٢٥ ص
(٤٣)
3- 3 نظامى براى طبقه بندى دلالات
٢٧ ص
(٤٤)
4 استراتژى هاى مبتنى بر مختصات كشف شده
٢٨ ص
(٤٥)
4- 1 تقسيم بندى استراتژى ها
٢٨ ص
(٤٦)
4- 2 چارچوبه خلق استراتژى ها
٢٩ ص
(٤٧)
ارتباط با امام زمان (عج)
٣١ ص
(٤٨)
ضرورت ارتباط با امام عصر (ع)
٣١ ص
(٤٩)
چگونگى ارتباط با امام زمان (ع)
٣٢ ص
(٥٠)
ادعاى بابيت و سفارت از ولى عصر (ع)
٣٢ ص
(٥١)
امكان تشرف؛ كيفيت، اشكال و شرايط آن
٣٤ ص
(٥٢)
اسائه ادب
٣٩ ص
(٥٣)
گونه شناسى تشرفات
٤٠ ص
(٥٤)
تشرفات عالمان و رهبران دينى
٤٠ ص
(٥٥)
1 حمايت از تشيع و اتمام حجت بر مخالفان
٤٠ ص
(٥٦)
2 معرفى عالمان مورد اعتماد به عنوان وكيل امام (ع) و رهبر مردم
٤١ ص
(٥٧)
3 راهنمايى هاى علمى
٤١ ص
(٥٨)
4 اجماع؛ جلوه هدايت امام (ع)
٤٢ ص
(٥٩)
5 دستور نوشتن كتاب
٤٣ ص
(٦٠)
6 دستور بناى اماكن مقدس
٤٣ ص
(٦١)
7 تعليم اعمال و ادعيه خاص
٤٣ ص
(٦٢)
8 توصيه هاى سلوكى به عالمان و رهبران دينى
٤٣ ص
(٦٣)
9 واگذار كردن برخى از مأموريت هاى ويژه
٤٤ ص
(٦٤)
حكمت دوم غيبت
٤٥ ص
(٦٥)
معرفى كتاب
٤٦ ص
(٦٦)
بخش يكم امام شناسى
٤٦ ص
(٦٧)
بخش دوم انتظار
٤٦ ص
(٦٨)
سوداى روى دوست
٤٧ ص
(٦٩)
فصل اوّل مقدمه و كليات
٤٧ ص
(٧٠)
فصل دوم علل و عوامل زمينه ساز ديدار
٤٧ ص
(٧١)
فصل سوم موانع ديدار امام زمان (ع)
٤٧ ص
(٧٢)
فصل چهارم سالكان مخلص و عنايات خاص حضرت ولى عصر (ع)
٤٧ ص
(٧٣)
ارتباط استمدادى
٤٨ ص
(٧٤)
ضرورت اين نوع ارتباط
٤٨ ص
(٧٥)
شيوه هاى ارتباط استمدادى
٤٩ ص
(٧٦)
آثار و نتايج رابطه استمدادى
٥٠ ص
(٧٧)
آفت هاى رابطه استمدادى
٥١ ص
(٧٨)
رابطه عهد و پيمان با اهل بيت (ع)
٥٢ ص
(٧٩)
معصومان، قله كمال انسانى
٥٢ ص
(٨٠)
حقيقت زيارت
٥٢ ص
(٨١)
توسل به امام زمان (ع) و حلّ مشكل رزمندگان
٥٣ ص
(٨٢)
ميهمان ماه
٥٤ ص
(٨٣)
حسبِ حال
٥٤ ص
(٨٤)
خورشيد آرزو
٥٥ ص
(٨٥)
خورشيد بين دو آيينه
٥٥ ص
(٨٦)
گل اين وعده، ميوه خواهد داد
٥٥ ص
(٨٧)
شعر و ادب
٥٦ ص
(٨٨)
تو بيايى
٥٦ ص
(٨٩)
پُر از صداى تماشا
٥٦ ص
(٩٠)
«او» آمدنى ست
٥٦ ص
(٩١)
حقيقت موعود
٥٧ ص
(٩٢)
سه شنبه هاى اجابت، جمكران
٥٧ ص
(٩٣)
در آ موعود
٥٧ ص
(٩٤)
حكايت ديدار
٥٨ ص
(٩٥)
آقا سيد كريم محمودى
٥٨ ص
(٩٦)
پيام ها و برداشت ها
٥٩ ص
(٩٧)
ملاقات در اردوگاه
٦١ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - ٣- ٢ چارچوبه تفسيرى- كلامى براى مقام داورى

اعجاز و خرق عادت رخ مى‌دهد.

رويكرد سومى هم مطرح است و آن اينكه پديده‌هاى غير مجرّب، نه تكامل يافته تكنولوژى‌اند و نه اعجاز و خرق عادت، بلكه عادت نشئه ظهور چنين است. يعنى به جاى اينكه خرق عادت شود، عادت و نواميس نشئه ظهور به مرتبه بالاترى از نشئه دنياى كنونى رسيده است.

پيش از توضيح بيشتر اين رويكرد به مبانى كلامى اين سه تفسير توجهى نماييم:

مبناى كليدى تفسير اوّل همان ديدگاه مهندس بازرگان در مقاله «راه طى شده انبيا» است. يعنى مسير غرب، راه طى شده انبيا است. اگر انبيا مى‌خواستند صنايع را بسازند، مى‌ساختند اينها ربطى به ايمان و كفر و دين و بى‌دينى ندارد! اصلًا دين براى آموزش اينها نيامده است، لذا امام عصر (ع) هم كه آمد از همين پيشرفت استفاده مى‌كند! عجب اينكه برخى منتقدان بازرگان كه خود اهل علمند براى تفسير اين روايات، همين گونه تفسير كرده‌اند، بدون اينكه به مبناى فاسدش توجه داشته باشند.

مبناى محورى تفسير دوم، اعجاز حداكثرى (در مقابل اعجاز حداقلى فقط براى اثبات حقانيت خويش) مى‌باشد. بدين طريق موعود اديان يك استثنا است. او هيچ‌يك از مراحل ظهور تا پر كردن زمين از عدل و داد را با تلاش معمولى انجام نمى‌دهد و همه به اعجاز انجام مى‌شود! اين تفسير غير از توالى فاسد- به خصوص در خلق استراتژى- است اصولًا قابل دفاع هم نيست. اينكه امام در اثبات حقانيت خود از معجزه استفاده مى‌نمايد يا فرشتگان به يارى او مى‌شتابند قابل دفاع است و از قضا همين روايات هم مستند اين برداشت در توسعه اعجاز است امّا دليل، اخص از مدعاست. فرشتگان او را يارى مى‌كنند، همان گونه كه امداد غيبى براى ساير انبيا و رسل بوده است (قرآن يارى فرشتگان در بدر را توصيف مى‌نمايد). امداد نيز از قانونى خاص تبعيت مى‌كند كه مربوط به يارى شوندگان است. هر چه جدّ و جهد و خلوص يارى شوندگان بيشتر باشد، امداد غيبى مضاعف است.[١]

پس اگر ميزان يارى فرشتگان بيشتر است باز به جد و جهد و تلاش مضاعف حضرت حجت و يارانش بر مى‌گردد و اين اثبات تلاش حداكثرى مى‌نمايد نه اعجاز حداكثرى خود معصومان نيز از دوران پر مشقت ظهور در كار و تلاش سخن گفته‌اند.

مى‌ماند رويكرد سوم؛ اين رويكرد نمى‌گويد كه همين مرتبه از قوانين و نواميس برطبيعت حاكم است و فقط آنها به كرّات خرق شده، كار با اعجاز پيش مى‌رود بلكه معقتد است مرتبه برترى از قوانين طبيعت بر آن حاكم مى‌شود كه نشئه ملك را به قيامت و قوانين آن نزديك‌تر مى‌نمايد. ريشه اين سخن در بيان شريف علامه طباطبايى است.[٢] اين رويكرد هم ادله فلسفى دارد و هم ادله نقلى. بر اساس حكمت متعاليه و مشارب عرفانى، عالم مُلك به سمت تجرّد تام در قوس صعود در حال حركت و تكامل است و مرتبه قيامت، مرتبه رسيدن دنيا به مبدأ خويش است‌ (إِلَيْهِ راجِعُونَ) از اين رو فعليت برترى در عالم مشاهده مى‌شود كه براى مراتب قبل شناخته شده نيست چنان‌كه آنچه از نشئه قيامت برايمان شناخته شده نيست (مثل شهادت جوارح، شناخته شدن مجرم به سيمايش، زنده بودن بهشت و جهنم و ...) اعجاز نمى‌باشد بلكه «خصوصيت» نشئه قيامت است. حال ظهور نيز مرتبه‌اى از آن حقيقت را دارد. در ذيل آيه «فذكّرهم بأيّام الله؛ آنان را به روزهاى خدا يادآور شو»[٣] رواياتى است كه تصريح دارد ايام الله، روز ظهور، رجعت و قيامت است. به تعبير بلند علامه طباطبائى «ظهور، رجعت و قيامت مراتب يك حقيقت واحدند».[٤]

يعنى خصوصيات نشئه ظهور، به قيامت شبيه‌تر و نزديك‌تر است تا دنياى ما. عالم براى رسيدن به مرتبه قيامت ناگزير از طى دو مرتبه ظهور و رجعت است و همين تفسير سخن پيامبر (ص) است كه اگر از عمر دنيا يك روز باقى باشد، خداوند آنقدر آن را طولانى مى‌گرداند تا ظهور اتفاق افتد.

اين رويكرد علاوه بر اينكه مبناى محكم عقلى و نقلى دارد با مجموعه روايات ديگر هم سازگارتر است؛ به علاوه كه تمام آنچه را رويكرد دوم به دنبالش هست در خود جاى مى‌دهد.

بر اساس اين رويكرد چنان امكاناتى براى مؤمن حاصل از «كمال انسان» است نه «تكامل اسباب» و تكنولوژى موجود كه البته سياق روايت هم خلاف آن را مى‌رساند. روايات، وجود امكانات را براى مؤمنان ثابت مى‌كند:

به حقيقت، مؤمن در زمان [ظهور] قائم (ع) در حالى كه خود، در مشرق است، حتماً برادرش را در مغرب مى‌بيند ....

اگر تكنولوژى متكامل شده بود كه براى فاسق و مؤمن، بالسويه بود. فعليت و صيرورت بيشتر زمين نيز آثار خاصّ خود را دارد و از جلمه آبادانى آن، اخراج نبات و گنج‌هاى آن و ... اينها نه مجاز است و نه خرق عادت‌

ب- زبان علمى و عملى اخبار اهل‌بيت (ع): از آنچه درباره رويكرد سوم گفتيم، اين نتيجه گرفته نمى‌شود كه همه اخبار غيبى قرآن و عترت به همين معناى متداول شناخته مى‌شوند تا مثلًا وقتى اوصافى عجيب براى الاغ دجال مى‌شمارد، آن را به چارپايى عظيم‌الجثه و ... تطبيق كنيم! اينجا نيز يك مبناى تفسيرى ديگر وجود دارد و آن اينكه زبان اخبار علمى، با زبان اخبار عملى يكى نيست. زبان اخبار عملى عرفى است زيرا براى مكلّفان ديروز و امروز بالسويه است پس بايد وقتى مى‌فرمايد: «فَتَيَمَّمُواصَعِيداً طَيِّباً؛[٥] پس بر خاك پاك تيمم كنيد»، «صعيد» براى مخاطبان زمان صدور شناخته شده باشد. مخاطبان متأخر اين خطاب نيز بايد به فهم عرفى مخاطب زمان‌