ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - ديدگاه آمريكايى
آنها، چيزى جز كاستن از زشتىهاى جنگ نيست. در جهان مجازى، هيچكس زخمى نمىشود و كشتهها نه خانوادهاى دارند و نه دوستى. تقريب ميان تقدير مجازى و واقعيت، هدفى جز «واقعيتزدايى» از اعمال محكوم و نامشروع ندارد. زمانى كه به محصولات بصرى- تفريحى كنونى مىنگريم، به وضوح معلوم مىشود كه ابزارى براى تبليغات هستند، ابزارى سياسى همانند هر رسانه ديگر. بازى رايانهاى فقط يك تفريح بىخطر نيست، بلكه سخن از رسانهاى براى بيان در ميان است. لذا منطقى است كه استفاده از آن در جهتى به دور اهداف ظاهرى و اوليه باشد، درست همانگونه كه در برخى كشورها از تلويزيون، راديو، سينما و مطبوعات نوشتارى چنين استفادهاى شده و مىشود. اين نوع استفاده از بازىهاى رايانهاى در جهت اهداف سياسى، از آن جهت بيشتر مزورانه است كه رمزها و مآخذ آن بر عموم مردم ناشناخته باقى مانده است. همه مىدانند كه يك بازى رايانهاى چيست، امّا در انتها تعداد اندكى از والدين قادرند فرزندان خود را در كشف اين رسانه همراهى كنند و به همين دليل، تحت تأثير قرار دادن آنها باز هم آسانتر است.
با گسترش شتابآميز بازى جنگ، حلول واقعيت به دنياى مجازى خيلى سريع از طريق نماد هويت ملى، يعنى پرچم، تحقق يافت. در اينجا با بازىهايى كه موضوع تاريخى دارند، مانند برخى بازى- جنگهاى تاريخ استعمار بازى «فتح استعمارى» كه در سال ١٩٨٧ عرضه شد، يك بازى جنگى است كه اساس آن به بازى» Risk «شباهت دارد و ترسيم نيروهاى نظامى در آن تقريباً مشابه آن چيزى است كه از نظر تاريخ اتفاق افتاده است. سخن از بازىهايى در ميان است كه از نظر سياسى «هدايتشده» هستند و «طوفان صحرا» نماد آنهاست.
بازىكننده در برخى واقعيتهاى جنگى غوطهور مىشود. او اردوگاه خود را انتخاب نمىكند: او تجسم يك سرباز آمريكايى يا انگليسى است كه مأموريتش آزادسازى عراق از يوغ ديكتاتورى است. تصويرى شدن بازى، ما را در بطن عمليات فرو مىبرد، در حالى كه يك موضوع كاملًا روشن است: دشمن يعنى سرباز عراقى.
اين بازى به هنگام عرضه شدن (١٣ سپتامبر ٢٠٠٢ در اروپا)، نه تأملى در پى داشت و نه مخالفتى. فروش آن، آزادانه انجام مىشود و فقط به افراد زير شانزده سال توصيه نمىشود. اين بازى، بىآنكه تزلزلى در انديشههاى پذيرفته شده ايجاد كند، بازىكننده را در موضع دفاع از نظم جهانى قرار مىدهد.
عرضه بازى «بازگشت به قلعه ولفن اشتاين»، با پيچيدگى و ظرافت بيشترى انجام گرفت. بازى كننده، تجسم يك سرباز آمريكايى در جنگ جهانى دوم است. او به درون كاخهاى نازىها نفوذ مىكند و با سربازان اس. اس. رودررو مىشود، در پيچ راهروها مىتوان برخى صليبهاى شكسته را مشاهده كرد.
خيلىها فكر مىكردند كه اين بازى مبلّغ ايدئولوژى ناسيونال- سوسياليستى (نازى) است. اوّلين مشاجره قلمى در سال ١٩٩٢، به هنگام عرضهWolfenstein -٣ D آغاز شد، در حالى كه به اين بازى برچسب يهودى ستيزى و نازى دوستى زده بودند. به هنگام ارائه بازى «بازگشت به قلعه ولفن اشتاين» در نوامبر ٢٠٠١ نيز همين استدلال پيش كشيده شد. اين مباحث بىپايه بود: چه در بازى «طوفان صحرا» و چه در «بازگشت به قلعه»، يك ديدگاه جانبدارانه حاكم است.
در هر دو بازى، فرد بازيكن در نقش يك سرباز آمريكايى ظاهر مىشود. تفاوت اين دو، ريشه در نوع برخورد دارد. در بازى طوفان صحرا، از مرگ، پلشتزدايى شده و فرد بازى كننده نماد خير است. در «بازگشت به قلعه ولفن اشتاين»، با انبوه جلوههاى ناهنجار روبهرو مىشويم. (به قربانيان شكنجه شده برمىخوريم) و بازى بسيار واقعگرايانهتر و خونينتر است. از اين نظر، بازگشت به قلعه ولفن اشتاين، هرچند قدرى بيش از اندازه به اين جنبه ناهنجار تكيه دارد، امّا كمتر از بازى طوفان صحرا تبليغاتى است. نسخه آنلاين بازگشت به قلعه ولفن اشتاين حتى مىتواند جنبه تاريخى مهمترى به اين بازى ببخشد، زيرا در آن مىتوان واقعيت پياده كردن نيروها را هم از ديد متحدين و هم از ديد آلمانىها به عينه مشاهده كرد.
امّا نقطه عطف اين پديده، يك بازى رايانهاى است كه توسط ارتش آمريكا طراحى شده و به صورت رايگان بر روى شبكه اينترنت قرار گرفته است و نام آن «ارتش آمريكا» است. اين بازى كه ٤ ژوئيه ٢٠٠٢ عرضه شد، بازى كننده را به يك سرباز آمريكايى تبديل مىكند. ارتش علناً مقاصد خود را در آن به نمايش گذاشته و توضيح داده است كه هدف اين بازى، جذب بيشترين تعداد از جوانان به سوى مشاغل نظامى است. براى بازى كردن، بايد بر روى پايگاه اينترنتى ارتش ثبتنام انجام گيرد. بيش از يك ميليون نفر تا كنون ثبتنام كردهاند كه از اين تعداد، گويا ٦٠٠ هزار نفر دورههاى آموزشى را به پايان رساندهاند.
ديدگاه آمريكايى
طراحان بازى (متشكل از نظاميان واقعى داراى سلاحهاى شارژ شده) كه براى دومين سال پياپى در نمايشگاه بازى رايانهاى لسآنجلس(E ٣) از ١٣ تا ١٦ ماه مه ٢٠٠٣ حضور داشتند، تحولات آتى اين بازى را اعلام كردند: استقرار وسايط نقليه جديد، مأموريتهاى جديد و نيز حضور افراد غيرنظامى در بازى.
افرادى كه در انتظار باز شدن درها بودند، به تماشاى يك برنامه شبيهسازى شده، از جمله هنگ صد و يكم نيروى هوايى، در مقابل دربهاى نمايشگاه پرداختند، كه اين نيز شاهدى بر دغدغه آميختن واقعيت و جهان