ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٦ - امكان تشرف؛ كيفيت، اشكال و شرايط آن
يك نكته را ما بايد مورد توجه قرار دهيم و آن اينكه در زمان حضور امامان (ع)، افراد مختلفى به محضر آن حضرات مشرف مىشدند. همانطور كه عرض كرديم، امام مختصّ به كسى نيست و محضرش عام است براى همه؛ البته زمان غيبت با زمان حضور تفاوتى دارد. بر اين اساس، يك نوع استثنا در عصر غيبت بروز مىكند. آن هم به جهت خصوصيت زمان غيبت است و اينكه مردم، اهميت حضور امام را درك بكنند و بدانند كه دسترسى به امام از چه شرافتى برخوردار است. خداوند متعال براى اينكه حجت را براى مردم تمام بكند، يازده حجتش را در دسترس عامّ مردم قرار داده تا افراد بتوانند با آن حضرات (ع) ارتباط برقرار بكنند؛ كه در نهايت، عدهاى با دشمنى، عدهاى با دوستى- در سطوح مختلف- ارتباط برقرار كردند. امّا يكى از ويژگىهاى زمان غيبت، روشنتر شدن جايگاه امام است. اينكه مردم بفهمند كه جايگاه امام، يك جايگاه عادى نيست. تا قبل از امام زمان (ع) اين معنا تلقى مىشد. مردم مىگفتند، امام در دسترس ماست، هر وقت نياز داشته باشيم مىرويم. نوعاً اينطور بوده است. امّا رابطه با امام بايد خيلى عميقتر از اين مسائل باشد. جايگاه امام بسيار بالاست. اگرچه خود امام براى خودش در رابطه با مردم، محدوديت را قائل نيست امّا مردم بايد آن جايگاه را براى مردم قائل باشند. لذا در برخى از آيات هست كه: «بگو اى پيامبر، اگر شما صبح كنيد و ببينيد آبتان فرو رفته، كيست كه برايتان آب گوارا بياورد؟».
امام را به «آب گوارا» كه يكدفعه از دسترس غايب مىشود تشبيه كرد كه در روايت، به امام زمان (ع) تأويل شده است.
اين آيات و عدهاى از آيات ديگر، امام را به عنوان «آب حيات» معرفى مىكند. «إعلموا أنّ الله يحيى الأرض بعد موتها؛[١] بدانيد كه خدا زمين را پس از مرگش زنده مىگرداند» [يعنى به وسيله امام (ع)]. براى اينكه مردم بفهمند كه واقعاً رابطه حياتى با امام دارند كه اگر آن رابطه حيات معنوى را قطع بكنند، مردهاند.
لذا زمان غيبت اين حساسيت را دارد كه هم امام هست، هم دسترسى به او به آسانى نيست. از اين جهت، آن كسانى كه بخواهند تشرف پيدا كنند، قطعاً بايد ويژگىهايى را داشته باشند. اوّلًا، از افراد عادى كه هر فكرى و هر اعتقادى نسبت به خداوند و اهلبيت (ع) دارند، نباشند، بلكه علاوه بر بعد نظرى، از جهت عملى نيز بايد يك نوع خضوع خاصّى در برابر امام (ع) داشته و اين خضوع را ظهور داده باشند.
بعضىها جايگاه معرفتىشان نسبت به امام (ع) بالاست؛ همچون عالمانى كه خودشان اظهار كردهاند كه چنين تشرّفى- در واقعيت- برايشان رخ داده است، مثل مرحوم علامه بحرالعلوم (ره) كه فرمودند: «من سينه به سينه شدم». عدهاى نيز از مرتبه پايينترى برخوردار هستند.
امّا يك ويژگى ديگر، علاوه بر ويژگى اعتقادى و عملى، همانطور كه در كلام رهبر بزرگوار انقلاب در بيانات نيمه شعبان امسال هم آمده، اين است كه شخص ملاقات كننده داعيه گفتن ندارد تا رؤيتش آشكار شود. مگر كسانى كه خيلى شناخته شده هستند كه از هواى نفس به دورند و هيچ مزيت اجتماعى و دنيايى دنبال نمىكنند، آن هم به خاطر بعضى مصالحى ابراز مىكنند. اين استثنا هست كه گاهى شنيده شده كه عالمان معاصر- آن هم به دنبال اصرار آشنايان و اطرافيان- به بعضىها گفتند كه چنين ملاقاتى حاصل شده است.
نكته ديگرى كه در اين ملاقاتها بايد مدّ نظر قرار بگيرد، اين است كه ما معتقديم از جهت پيامگيرى، شىء جديدى تحقق پيدا نمىكند. البته يك بحثى در بين عالمان هست كه بعضى از احكامى را كه عالمى در زمانى خاص- نزديك به عصر غيبت صغرا- از متقدمان يا متأخران، كه از جلالت قدر خاصى برخوردار باشد و مطلبى را از امام نقل كند و ادعاى «اجماع» نمايد، ادعاى اجماع اين شخص- ولو اينكه علماى ديگر موافق وى نباشند- گفته مىشود: كاشف از قول معصوم است. اين يك بحث اصول فقه است. مثلًا برخى از فرمايشات مقدس اردبيلى (ره) را اينگونه مىدانند. آن وقت علما با چقدر احتياط، با چند تا اگر مىگويند مىشود اين نظر را به عنوان يك حكم دينى پذيرفت.
لذا، باب ملاقات، يك باب عامى نيست. هر كسى- حتى در بين علما- نمىتواند اين ادعا را بنمايد. بلكه بايد از يك پاكى روحى و فكرى برخوردار باشد، كه بايد آن هم احراز بشود. بنابراين از نشانههاى اين ملاقات، يكى اينكه پاكى شخص را بايد ما احراز بكنيم كه دنبال دنيا و مسائل مادى نيست. ديگر اينكه، بايد ادعاى معرفت دينى- غير از آنچه در كتاب و سنّت داريم- نكند. ما مأموريم كه آنچه را در كتاب و سنّت آمده و عالمان وارسته و فقيهان بيان كردند، دنبال كنيم. بنابراين مدّعاى تشرف يافتگان غير عالم، در برابر عالمان وارسته دينى نباشد كه مطالبى را نگويند كه در هيچ كتابى نباشد.
پس به هر حال تشرفهاى افراد مختلف، داراى مراتب مختلف است؟
قطعاً اين چنين است. همانطور كه عرض كرديم، خصوصيت عصر غيبت است كه با دوران حضور بايد فرق بكند و معلوم بشود كه جايگاه امام جايگاهى نيست كه امام همانند دوران حضور در دسترس قرار بگيرند، و آن تلقى نادرست از امام شكل نگيرد.