ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٠ - پيام ها و برداشت ها
آوردهايد! چرا هنگامى كه به شما گفته مىشود به سوى جهاد در راه خدا حركت كنيد، بر زمين سنگينى مىكنيد (و سستى به خرج مىدهيد)؟! آيا به زندگى دنيا به جاى آخرت راضى شدهايد؟! با اينكه متاع زندگى دنيا در برابر آخرت، جز اندكى نيست.
٦. از وظايف مهم هر مسلمانى، رعايت حقالنّاس در همه زمينهها است و آنانكه به وظايف دينى اهتمام بيشترى مىورزند، بيشترين حدّ تجلى را در حقالنّاس رعايت مىكنند ولو آنكه خود را در مشكلاتى بيندازند. همچنين آقا سيد كريم كه در فصل سرما، خانه را تخليه كرد، به خاطر آنكه صاحبخانه ديگر راضى به سكونت او در آنجا نبود، خود و زن و بچه خويش را كنار كوچه آواره كرد تا راه گشايشى براى او برسد.
امام صادق (ع) مىفرمايند: «خداوند به چيزى افضل و ارزشمندتر از اداى حقّ مؤمن، عبادت نشده است».[١]
و اميرالمؤمنين (ع) مىفرمايند: «خداوند سبحان حقوق بندگانش را مقدم بر حقوق خودش قرار داده است، پس هر كه قيام به حقوق بندگان خدا كند، كار او منجر به قيام به حقوق الله مىشود».[٢]
٧. صبر و شكيبايى در مشكلات، باعث پيروزى و ظفر بر مقصود مىشود.[٣]
اميرالمؤمنين (ع) مىفرمايند: شيرينى ظفر و پيروزى، تلخى صبر كردن را از بين مىبرد.[٤]
٨. كسانى كه با كهف حصين و غياث المضطرّ المستكين، امام زمان (ع) در ارتباط هستند، اگر با مشكلى در زندگى مواجه شوند، قبل از وقوع مشكل، امام (ع) به فكر رفع مشكل او هستند، گرچه خود شخص اطلاع ندارد كه فردا در چه مشكلى واقع مىشود. آقا سيد كريم وقتى اثاثيه منزل را بيرون آورد و كنار كوچه گذاشت، متحيرانه ايستاد، متوجه شد كه شب قبل، آن تاجر محترم يعنى حاج سيد مهدى خرازى خواب ديده و امام (ع) سفارش حلّ مشكل آقا سيد كريم را به او نمودهاند. و چه بسيار كه ما به فكر مولاى خود نيستيم امّا آقا به فكر حل مشكلات ما هستند.
٩. امام (ع) حواله به پول هر كس نمىدهند. مسلم بايد پول شخص حلال باشد تا امام (ع) منّت بر او گذاشته و به او حواله براى خرج كردن در امر خير دهند، وگرنه هر مالى قابليت براى هزينه شدن در هر كار خيرى ندارد.[٥]
١٠. در اين جريان مىبينيم كه فروشنده آن خانه هم براى اداى قرض خويش مدتها نگران بوده و مىخواسته خانه خود را بفروشد ولى مشترى براى خانه او پيدا نمىشده است، تا اينكه براى فروش خانه متوسل به حضرت ولىعصر (ع) مىشود. راستى عجيب است ارتباط پيدا كردن بسيارى از قضايا با هم. از زمانى كه فروشنده آن خانه بدهكار و مقروض به مردم مىشود، خداى رحمان و رحيم مىداند كه در نهايت چگونه خانه او را به فروش برساند كه هم مشكل قرض او ادا شود و هم از طرف ديگر، آقا سيد كريم در موقعيت اضطرارى خاص، به كيفيتى كه آن تاجر خواب ببيند، صاحب منزل شود. خلاصه اگر هميشه متوسل به پروردگار بوديم و در فراز و نشيب زندگى خدا را فراموش نكرديم، خداى عزيز و مهربان، با ارتباط دادن بسيارى از قضايا، به گونهاى آبرومندانه مشكلات را حل مىنمايد كه عقلها متحير و مبهوت مىماند.
|
ريزم ز ديده اشك غماندر هواى تو |
جانهاى عاشقان تو بادا فداى تو |
|
|
هر چند روسياهم و شرمنده و حقير |
روز و شبان همى طلبم من لقاى تو |
|
|
آيينه جمال و جلال خدا تويى |
گرديده خلق، عالم امكان براى تو |
|
|
فيض خدا به هر كه رسد از تو مىرسد |
امروز ما سواى تو باشد گداى تو |
|
|
اى قبلهگاه عالم و آدم ز جاى خيز |
تا سر نهند جمله خلائق به پاى تو |
|
|
شخصت ز ديده گرچه نهان است در جهان |
ليكن به قلب شيفتگانست جاى تو |
|
|
در انتظار مقدم پاكت نشستهاند |
ببينند تا كه دولت بىانتهاى تو |
|
|
لبريز گشته ظرف جهان از جفا و جور |
بر پا لواى عدل نمايد خداى تو |
|
|
حيران اسير مهر تو گرديده از ازل |
خاكش سرشته گشته ز آب ولاى تو |