ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - بهائيان و مؤسسات غربى در ايران
شهر و درشكه با اسب زيبا و سرطويله مخصوص فراهم گرديد و غالباً سوار بر آن درشكه خود و با سواران قوى هيكل با لباسها و نشانهاى مخصوص بانك پى رتق و فتق امور مىگذشت و فلان الملك و بهمان الدولهها ناچار از احترامش بودند».
ولىالله خان ورقا، برادر ميرزا عزيزالله خان، نيز مدتى كارمند سفارت روسيه بود و سپس منشى اوّل سفارت عثمانى در تهران شد.[١] شاهزاده محمدمهدى ميرزا لسان الادب (بهائى) مترجم بانك شاهى در تهران بود.[٢] ابوالحسن ابتهاج (پسر ابتهاج الملك بهائى مقتدر گيلان و مازندران) كارمند بانك شاهى انگليس بود. او بعدها به يكى از مقتدرترين شخصيتهاى مالى حكومت محمدرضا پهلوى بدل شد. در اين زمينه نمونههاى فراوان مىتوان ذكر كرد.
در دوران قاجاريه سفارتخانههاى اروپايى در ايران را به شكلى آشكار و گاه زننده حامى بابىها و بهائىها مىيابيم. براى نمونه، شيخ علىاكبر قوچانى، بهائى معروف (نياى خاندان شهيد زاده)، با اروپاييان ارتباط داشت و به اين جرم به دستور ميرزا عبدالوهاب خان آصفالدوله- حاكم خراسان- زندانى شد. او از زندان نامهاى به كاستن- رئيس گمركات خراسان- نوشت به اين مضمون:
«چون ابناى وطن بر ايذاى من قيام نمودهاند و بر اهل و عيال و بستگانم سخت گرفتهاند از شما، كه شخصى بىطرف هستيد و خدمتگزار دولت ايران مىباشيد، خواهش مىكنم كه اگر مىتوانيد از مجراى قانونى جلوگيرى كنيد و تحقيق نماييد كه به چه سبب شجاعالدوله كسان مرا تحت فشار قرار داده و اگر در اين مملكت جز هرج و مرج چيزى حكمفرما نيست دست زن و فرزند خود را گرفته به يكى از دول خارجه پناه برم».[٣]
يك نمونه ديگر، ماجراى زندانى شدن بهائيان آذربايجان است. ميرزا حيدرعلى اسكويى و گروهى از بهائيان مدتى در تبريز زندانى شدند ولى با مداخله كنسولهاى روسيه و فرانسه رهايى يافتند. حتى كنسول روسيه به شجاعالدوله، حاكم تبريز، «تغير نمود» و شخصاً شبانه به زندان رفته بهائيان را آزاد كرد و با درشكه شخصى خود به كنسولگرى برد و پذيرايى نمود.[٤]
پىنوشتها:
[١]. فلسطين در آن زمان جزو ايالت سوريه و بخشى از امپراتورى عثمانى بود و هنوز به نام فلسطين خوانده نمىشد.
[٢]. اميركبير و ايران، ص ٤٥٧- ٤٥٨.
[٣]. خاطرات حبيب، ص ٢٠.
[٤]. همان، ص ٢٣٩.
[٥]. بنگريد به: شهبازى، نظريه توطئه، صص ٦٩- ٧٤.
[٦]. شواهد متقن و قابل بررسىاى دال بر غيرعادى بودن فوت آخوند خراسانى وجود دارد. شايعه قتل ايشان در همان زمان نيز رواج داشت و مىدانيم كه بهائيان زمانى قصد قتل آخوند را داشتند. به نوشته صبحى، فردى بهائى به نام شيخ اسدالله بارفروشى (بابلى) و يك نفر ديگر به عتبات رفتند ولى «به جرم سوءقصد نسبت به آيتالله خراسانى مرحوم متهم و گرفتار» شدند. (خاطرات صبحى، ص ٨٦).
[٧]. حبل المتين، كلكته، س ١٨، ش ١٥، ٢٨ رمضان ١٣٢٨، ٣٠ اكتبر ١٩١٠، صص ٢٠- ١ پ.
[٨]. بنگريد به: شوقى ربانى، قرن بديع، ترجمه نصرالله مودت. تهران، مؤسسه ملى مطبوعات امرى، ص ١٢٢؛ بديع، ج ٣، ص ٢٩١، محمدعلى فيضى، حيات حضرت عبدالبهاء و حوادث دوره ميثاق. تهران، مؤسسه ملى مطبوعات امرى، ١٢٨ بديع، ص ٢٥٩.
[٩]. وينستن چرچيل در برخى از نامههاى خود به شوخى از سر هربرت ساموئل با عنوان «شاه ساموئل» نام برده است. در دايرةالمعارف يهود آمده: ساموئل «اوّلين يهودى بود كه پس از ٢٠٠٠ سال بر سرزمين اسرائيل حكومت كرد.» در دوران پنج ساله حكومت ساموئل بر فلسطين شمار يهوديان اين سرزمين از ٥٥ هزار نفر به ١٠٨ هزار نفر رسيد.
[١٠].Knigth of the Order of the British Empitc .
[١١].The Encyclopedia of Islam .vol .١ .p .٦١٩ .
[١٢]. على محمد خان موقر الدوله سركنسول ايران در بمبئى در سال ١٨٩٨، نماينده وزارت خارجه در فارس در سال ١٩٠٠، حاكم بوشهر در سالهاى ١٩١١- ١٩١٥ بود. وى اندكى پس از كودتاى سوم اسفند ١٢٩٩ درگذشت. موقرالدوله علاوه بر اينكه از اعضاى خاندان افنان، يعنى از خويشان علىمحمد باب، بود، با عباس افندى و شوقى افندى نيز خويشى داشت. ميرزا هادى شيرازى، داماد عباس افندى و پدر شوقى، پسردايى موقرالدوله بود.
[١٣]. روحيه خانم [ربانى، ماكسول]. گوهر يكتا در ترجمه احوال مولاى بىهمتا. ترجمه ابوالقاسم فيضى. تهران،
[١٤].
Geolfiey Jones. Banking and Oil: The History of the British Bank of the Middle B London. Cambridge University Press. ٧٨٩١. p. ٣٦.
[١٥]. حاجى ميرزا محمدتقى افنان (١٨٣٠- ١٩١٢ م.) ساليان سال در يزد بود. او سپس به عشقآباد كوچيد و بخشى از ثروت خود را وقف احداث مشرقالاذكار كرد. در حيفا درگذشت.
[١٦]. تاريخ ظهور الحق، ج ٨، ق ١، ص ٤٣١.
[١٧]. همان، صص ٤٩١- ٤٩٦.
[١٨]. تذكره شعراى بهائى، ج ٣، ص ٢٥٤.
[١٩]. مصابيح هدايت، ج ٢، صص ٣٢٨- ٣٢٩.
[٢٠]. همان، ج ٥، صص ٢١٣- ٢١٨.