ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - حكمت دوم غيبت
حكمت دوم غيبت
امتحان و آزمايش
امتحان يكى از سنّتهاى الهى است كه نظام خلقت بر آن استوار است. خداوند در اين مورد مىفرمايد:
أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ؛[١] آيا مردم مىپندارند كه تا بگويند ايمان آورديم رها مىشوند و امتحان نمىشوند.
و نيز مىفرمايد:
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا؛[٢] كسى كه مرگ و زندگى را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد.
بنابراين، آزمايش همان چيزى است كه بد را از خوب جدا ساخته، طلا را از بقيه فلزات متمايز مىسازد و شايد هم- خدا عالمتر است- يكى از دلايل غيبت، آزمايش مردم باشد. البتّه در احاديث اهل بيت (ع) هم به آن اشاره شده است؛ از جمله روايتى از امام صادق (ع) كه مىفرمايد: «صاحب اين امر، ناگزير غيبتى خواهد داشت كه هر ناحقّى در آن شك مىكند. اين غيبت است كه حق را از باطل جدا مىكند».[٣]
امام ابوالحسن على بن موسى الرّضا (ع) مىفرمايد: «به هنگام غيبت سومين فرزند من، گويى شيعيانم در جستوجوى پناهگاه هستند، امّا پناهگاهى نمىيابند».
به حضرت گفته شد: چرا اى فرزند رسول خدا؟ فرمود: «زيرا امامشان غايب است. پناهگاه خواستن و به دنبال پناهگاه گشتن و امان خواستن به معناى حقيقتجويى و دورى از خيال پردازى و توهّم است و اين يك امتحان الهى است».
و به همين دليل امام صادق (ع) مىفرمايد: «اى شيعيان اهل بيت بدانيد كه امورتان مانند سرمه در چشم است كه شخص مىداند چه موقع سرمه در چشم مىرود و نمىداند چه موقع سرمه از چشم مىرود. زمانى است كه افراد، صبحهنگام در دين هستند و شبهنگام از دين خارج مىشوند و كسى هم شب در دين ما هست و صبح، از دين خارج مىشود».[٤]
نيز امام صادق (ع) مىفرمايد: «به خدا قسم كه مثل شيشه نمىشكنيد، زيرا شيشه برگردانده شده و به حالت قبل در مىآيد، به خدا كه مانند كوزه مىشكنيد؛ كوزه مثل قبلش نمىشود، به خدا كه دگرگون مىشويد و مثل غربالشدن كاه از گندم، الك مىشويد».[٥]
اين احاديث و احاديث ديگر حقيقت دانستن امتحان و آزمايش در دوران غيبت امام دوازدهم (عج) را بيان مىكند.
پىنوشتها:
برگرفته از: مصلح كل، سيد نذير الحسنى، ترجمه س. ش. حسينى، انتشارات موعود عصر (عج).
[١]. سوره عنكبوت (٢٩)، آيه ٢.
[٢]. سوره ملك (٦٧)، آيه ٢.
[٣]. شيخ صدوق، كمالالدّين و تمام النعمة، ص ٤٨٢.
[٤]. شيخ طوسى، الغيبة، ص ٣٤.
[٥]. همان، الغيبة، ص ٣٤.