ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - امكان تشرف؛ كيفيت، اشكال و شرايط آن
اگر ممكن است در خصوص اشكال و صورتهاى مختلفى كه امكان دارد امام رؤيت بشوند؛ همچون: رؤيت در بيدارى، رؤيت در خواب و رؤيا و رؤيت در مكاشفه توضيح بفرماييد و نسبت آنها را با يكديگر نيز بيان كنيد.
به نظر مىرسد، ديدن (واقعى) به لحاظ مراتب وجودى انسان، سه مرتبه داشته باشد. اوّل، ديدن خارجى كه شخص با مرتبه جسمانيت امام (ع) ملاقات بكند. به نظر مىرسد اين مرتبه، اشرف همه مراتب است (به جهت زمان غيبت). چون ويژگى زمان غيبت اين است كه ديدن مرتبه جسمانى امام، در دسترس هر كسى نباشد. از اين جهت، آن كسى كه مرتبه جسمانيت حضرت راه پيدا مىكند و وجود جسمانى حضرت را در بيدارى مشاهده مىكند، بايد از يك مرتبه بالايى از معرفت برخوردار باشد.
در خصوص همين مرتبه رؤيت، اينكه بعضى از بزرگان از علما پس از مداومت بر عملى خاص، امكان تشرف برايشان فراهم شده امّا در لحظه ديدار، هنگامى كه حضرت (ع) خواستهاند آشكار بشوند، به اصرار از ايشان درخواست كردهاند كه آشكار نشوند، چگونه توجيه مىشود؟
بله، اگر اين قضايا باشد- كه هست- بيانگر همين مسئله است كه رؤيت جسمانى حضرت (ع) از يك شرافت بسيار والا و قوّت روحى برخوردار است كه شخص بايد داراى آن مرتبه والا باشد كه توان اين ملاقات معرفتى را داشته باشد. بعضىها بودند كه با مرتبه جسمانى امام (ع) ملاقات كردند، امّا نشناختند، و بعد از آنكه حضرت (ع) غايب شدند، از علايمش فهميدند كه ايشان بودند. كه آن هم بحث خاصى دارد كه آيا همه اينها خود حضرتاند يا ممكن است از نوابشان باشند كه بحث مهمى است. به هر حال، رؤيت جسمانى مرتبه بسيار بلندى است كه احكامى دارد و اگر شخص واقعاً موفق به چنين چيزى شده باشد، بايد از يك روح بسيار بلندى برخوردار باشد كه توان تحمل اين ملاقات را دارا باشد. مثل قضيه على بن مهزيار اهوازى كه فيلترهايى را- به تعبير ما- گذراند تا بتواند آن سطح از ملاقات را داشته باشد. به هر حال اين يك مرتبه است كه خيلى كم براى افراد حاصل مىشود.
دوم، رؤيت در خواب است. كه رؤيت در خواب هم اقسامى دارد. گاهى افراد به شكلهاى مختلف حضرت (ع) را مشاهده مىكنند. طبق آن رواياتى كه فرمودند: «شيطان در قالب ما ظهور نمىكند» و از طرفى شخص بيننده هم در خواب، يقين كرده باشد كه امام (ع) است؛ خب، قطعاً ديدن در خواب هم از يك نوع پاكى حكايت مىكند، نه پاكى كامل.
سوم، ديدن امام (ع) به صورت مشاهده كشفى است (مكاشفه). يعنى اينكه شخص خواب نيست امّا يك مرتبه در حالت بيدارى، حقيقتى برايش مجسم مىشود و يك دفعه هم محو مىشود- كه اين هم انحاى مختلفى دارد-. گاهى بعضى از افراد، هالهاى از نور را مشاهده مىكنند كه نزديك آمد و اينها در آن حالت باور مىكنند كه حضرت (ع) است، گاهى چهره مبارك حضرت را هم ممكن است ببينند، گاهى ملاقات هم حاصل مىكنند و حرفى هم زده مىشود.
اينها، باز، از يك نوع پاكى حكايت مىكند كه شخص بايد آن نوع از پاكى را داشته باشد، منتهى بايد خيلى مشخص بشود كه آن خصوصيات كشف چه جورى است و اين كشف هيچ حجيتى براى ديگرى ندارد. فقط براى خود شخص است و در آن حال اگر عملى هم انجام بشود، مال همان حال است و در حال بيدارى بايد وظايف ظاهرى را انجام بدهد. مثلًا اگر در موقع نماز، براى او كشفى پيدا شد كه دارد به حضرت (ع) اقتدا مىكند، حتماً بايد پس از آنكه به حالت عادى بازگشت، نمازش را بخواند.
البته تشخيص اين حالت هم خودش مسئله مهمى است. بعضىها در اثر ضعف نفس ممكن است چنين چيزى برايشان پيدا بشود. در همين رابطه، بعضىها تخيلاتشان خيلى قوى است، روى اين مسئله فكر مىكنند و يك مرتبه آنچه را كه تخيل كردهاند، به صورت ظاهر و آشكار مشاهده مىكنند. چنين شخصى يك مريضى روانى دارد. نمونههاى مريضى ماليخوليايى است كه ما بعضاً مشاهده مىكنيم.
بعضى از مدعيان تشرف ممكن است كارهاى خارقالعادهاى به عنوان كرامت از خود نشان بدهند كه ديگران ادعايشان را بپذيرند. آيا اين امر مىتواند نشانهاى بر حقّانيت ادعا باشد؟
ما بايد توجه داشته باشيم كه كرامت- يعنى كارهاى به ظاهر خارقالعاده- دلالت بر جلالت قدر شخص انجامدهنده آن نمىكند. چون نفس انسانى به گونهاى است كه اگر مقدارى قوّت پيدا كند و رياضت بكشد، آثارى بر آن مترتب مىشود كه الآن مكاتبى در غرب هم آمده- مثل: يوگا- كه تمركز مىكنند و يك خواصّى بر تمركزشان مترتب مىشود. بنابراين گاهى از طريق رياضتهاى باطل يا با ارتباط با جن- مانند دراويش و ... مىتوانند اعمال خارقالعاده انجام دهند- و اين اعمال به هيچ وجه دليل حقانيت شخص نيست.
الگوى ما صرفاً، اهلبيت (ع) و بيان كنندگان معارف اهلبيت (ع) هستند كه اوّل، فقها، بعد، علماى ربّانى هستند كه به طور مسلم معارف دين را بيان كرده و مىكنند. لذا ائمه (ع) هيچ طريق ديگرى را اثبات نكرده