ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - ٣ اميدبخشى به مسلمين
قبله نماها و قطب نماهاى كشتى ها، هواپيماها، عمليات هاى نظامى و ... را به حركت درمى آورد و از بركت آن ميليون ها بلكه ميلياردها انسان، جهت قبله يا مسير مسافرت خود را پيدا مى كنند و به مقصد مى رسند.[١]
منافع وجودى امام غايب
فوايد امام غايب عليه السلام فقط منحصر به امور ظاهرى و منافعى كه مربوط به ترقى و ترويج آيين اسلام در دوران ظهور مى باشد، نيست؛ بلكه فوايد باطنى كثيرى نيز بر امام غايب مترتب است كه به مراتب، عظيم تر از فوايد ظاهرى است و در احاديث متعددى كه پيرامون فلسفه و فايده وجود امام عليه السلام در عصر غيبت به ما رسيده، موارد گوناگونى عنوان گرديده است، كه اكثر اين منافع، عمومى است يعنى مسلمان و كافر، شيعه و سنى در آن سهيم هستند. چنان كه منافع آفتاب نيز عام است ولى برخى از آنها اختصاص به شيعيان دارد. به هر حال بيان اين منافع، جذبه معنوى خاصى دارد كه خالى از لطف نيست.
١. امام غايب عليه السلام مايه آرامش اهل زمين
وجود امام معصوم در ميان جامعه بشرى از جهات گوناگون موجب آرامش و امنيت براى ساكنان زمين است:
الف) امنيت فكرى و روحى: امام و حجت خدا براساس اين كه مسؤليت هدايت و ارشاد جامعه را برعهده دارد، از مرزهاى اعتقادى و فكرى جامعه اسلامى نگهبانى مى كند تا مورد هجوم افكار غلط و اعتقادات منحرف دشمنان خدا واقع نشود. در پرتو هدايت و ارشاد حجت خداست كه انحرافات فكرى و عقيدتى كه موجب تزلزل روحى و فكرى جامعه است، از بين رفته و امنيت فكرى و روحى به وجود مى آيد.
ب) احساس آرامش در سايه امام: يكى ديگر از ثمرات مهم امام در ميان بندگان از جهت وجود شخصيتى بزرگ، ملكوتى، معصوم و آگاه به حال مردم است و در ميان افرادى كه اعتقاد به امامت و رهبرى وى دارند و او را از هر كس ديگر نسبت به خود مهربان تر و دلسوزتر مى دانند، موجب دلگرمى روحى است و هر نوع يأس و نوميدى را از ايشان دور مى كند و آنها را به آينده اى روشن و ارزشمند اميدوار مى سازد. به عبارت ديگر وجود امام، نقطه اتكايى است براى بندگان خدا كه در هنگام مواجهه با حوادث هولناك، به وى پناه برند و به عنوان پناهگاهى چاره ساز و آرام بخش از وجود امام منتفع گردند و به تلاش و كوشش خويش در راستاى نيل به اهداف الهى و اسلامى ادامه دهند.
٢. وجود امام، منشأ خير و بركت
بر حسب روايات و اخبار، وجود افراد مؤمن در بين مردم، منشأ خير و بركت و موجب نزول باران و جلب منافع و دفع بسيارى از بلاها از جامعه است، چنان كه در تفسير آيه ٢٥١ سوره بقره[٢] از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمودند:
إن الله ليدفع بمن يصلّى من شيعتنا عمّن لايصلّى ولو اجتمعوا على ترك الصّلاة لهلكوا.
به درستى كه خداوند به واسطه نمازگزاران شيعه، بلا را از كسانى كه نماز نمى خوانند، دفع مى كند، زيرا اگر همه شيعيان نماز را ترك كنند، هلاك مى گردند.[٣]
واضح است كه وقتى وجود افراد مؤمن در اجتماع، چنين بركتى را به همراه داشته باشد، بركات وجود امام معصوم كه ولى و حجّت خدا بر مردم است، به مراتب بيشتر خواهد بود، زيرا امام و حجّت خدا، واسطه رسيدن فيض و بركت خداوند متعال به مردم است؛ چنان كه امام سجاد عليه السلام درباره بركات وجودى ائمه اطهار عليه السلام مى فرمايد:
ما كسانى هستيم كه به واسطه ما آسمان بر فراز زمين نگهدارى شده و زمين از هلاك نمودن اهلش منع گرديده است.
حضرت در ادامه مى فرمايد:
وبنا ينزّل الغيث و تنشر الرّحمة و تخرج بركات الأرض.[٤]
در اين فراز از بيان امام، بركات ديگرى چون نزول باران، انتشار رحمت خدا و خروج بركات زمين، از آثار وجودى ائمه اطهار عليه السلام شمرده شده است. پس وجود امام غايب به عنوان حجّت الهى و ولى معصوم حق باعث نزول خيرات بسيار بر امّت اسلامى است.
٣. اميدبخشى به مسلمين
ايمان و اعتقاد به امام غايب عليه السلام سبب اميدوارى مسلمانان نسبت به آينده پر مهر و صفاى خويش در عصر ظهور امامشان مى گردد. اين اميدوارى از بزرگ ترين اسباب موفقيت و پيشرفت است. جامعه شيعى، طبق اعتقاد خويش به وجود امام شاهد و زنده، همواره انتظار بازگشت آن سفر كرده را كه صد قافله دل همره اوست مى كشد. هر چند او را در ميان خود نمى بيند، اما خود را تنها و جدا از او نمى داند. بارى، امام غايب عليه السلام همواره مراقب حال و وضع شيعيان اند و همين مسئله باعث مى گردد كه پيروانشان به اميد لطف و عنايت حضرتش، براى رسيدن به يك وضع مطلوب جهانى تلاش كرده و در انتظار آن منتظر بسر برند. چنان كه خود فرموده اند:
ما در رسيدگى و سرپرستى شما كوتاهى نكرده