ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - فوايد ذكر و تشرّف خدمت امام زمان عليه السلام
انسان سؤال به جا زياد دارد. آنها را يادداشت كنيد و برويد بپرسيد. اثر تكوينى، اينهاست كه گفتم خدمت امام زمان عليه السلام رسيدن، بالاخره اثرات تكوينى دارد. بعداز آن، يك توفيقاتى همين طور براى انسان مى آيد. شخصى مى گفت: خدمت رهبر معظم انقلاب رسيدم. به ايشان گفتم: در حق ما دعا كنيد. آقا هم در حق او دعا كرده بودند. مى گفت: از آن روز به بعد مرتب شب ها موقع نماز شب بلند مى شوم. قبلًا براى بيدار شدن ساعت مى گذاشتم، يا مانعى وجود داشت بيدار نمى شدم، گاهى مى شود به دلايلى دير خوابيده ام و فكر مى كنم صبح بيدار نمى شوم ولى سر ساعت بيدار مى شوم، مجالست بزرگان هم اين اثرات تكوينى را دارد.
عزيزى مى گفت: خدمت يكى از اولياى خدا رسيدم، گفتم: آقا من چه كنم از گناه فاصله بگيرم؟ آقا دستشان را گذاشتند روى دست من و شروع كردند جواب بدهند، بقيه هم اطراف ما نشسته بودند. مى گفت: خودم فهميدم چه شد، بقيه متوجّه نشدند، امّا دستشان را كه روى دستم گذاشتند يك حالتى مثل برق گرفتگى در من ايجاد شد و از آن به بعد احساس كردم كه ديگر عوض شده ام. مجالست اين طور است. البته اين دست گذاشتن هم بهانه است، مى خواهد رد گم كند كه بگويد اين دست بود.
البته اگر دشمن اهل بيت عليه السلام خدمت آنها برسد، اين اثر براى او پيش نمى آيد، چون او زمينه را خراب كرده و گيرندگى ندارد، او مقل ديوار سياهى مى ماند كه هرچه نور هم به او بتابد، هيچ منعكس نمى شود؛ امّا شماها چرا.
پس به خاطر اين چهار فايده هم كه شده، تلاش و دعا كنيم كه خداوند متعال بر ما منّت بگذارند تا لحظاتى از مهر رخ مولايمان، حجّت خدا، حضرت صاحب العصر و الزّمان عليه السلام هرچند در اختيار ما نيست، استفاده كنيم.
گفت: در سامرا خدمت آقا رسيدم. آقا فرمودند:
از زمانى كه جدّمان سيدالشهدا عليه السلام را در كربلا به شهادت رساندند، ما آواره بيابان ها شديم.
منظورشان معصومين عليه السلام بوده است؛ يعنى معصومين ديگر جايگاه خاّى نداشتند.
أين الحسن و أين الحسين، أين أبناء الحسين،
هركدام به سمتى؛ گاهى اسير شدند، آواره شدند، تبعيد شدند. اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند:
صاحب هذا الطريد، الفريد الوحيد.
[فرزندم حضرت مهدى عليه السلام] آقايى است كه مورد كم لطفى و بى مهرى مردم قرار مى گيرد. مردم به يادش نيستند و رانده مى شود. نه فقط از شهرها، كه اين غيبت ظاهرى است؛ بلكه از دل ها رانده مى شود.
مايه تأسّف است كه الآن آقا به دو غيبت مبتلا هستند؛ يكى غيبت ظاهرى است كه آقا را نمى بينيم و غيبت بالاتر ايشان اين است كه دوستانشان هم به ياد آقا نيستند. تنها، در غربت و تنها در بيابان ها، اين طرف و آن طرف زندگى مى كنند. چقدر به ياد غربت آقا بوديم؟ چقدر گفتيم: «اللّهم ردّ كلّ غريب» و منظورمان آقا بوده است؟ چقدر به فكر آقايمان بوده ايم؟ پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به ياد فرزندانشان بودند؛ در معراج وقتى به ياد غربت امام زمان عليه السلام افتادند و اينكه سال هايى و قرن هايى آقا غايب هستند، چون غربت انسان را مى گيرد، پيامبر دعا كردند:
خدايا افرادى را براى انس آن حضرت و در كنار آن حضرت قرار بده.
خداوند سى نفر را در هر زمانى همراه آقا و در خدمت آن حضرت قرار داده است. چقدر ما به فكر غربت مولايمان بوده ايم؟ به ياد اسراى خودمان خيلى هستيم، امّا اين اسير واقعى زندان غيبت را چقدر به يادشان بوده ايم و گفته ايم:
«اللّهم فكّ كلّ اسير»
|
آمد بهار و بى گل رويت بهار نيست |
بى سرو قدّ يار چه حاجت به جويبار |
|
|
باد صبا مباد چو پيغام يار نيست |
ما را سرشك ديده كم از جويبار نيست. |