ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - ٢- ٢ آسيب شناسى شيوه ظهور
سوم زمان ترازو بود و تو به وعده خودت عمل كردى. همه پاداش از آن تو.[١]
امام باقر عليه السلام با بيان اين حكايت مى خواهد بفرمايد كه در دوره «گرگ صفتى» حق امامت غصب شد، در دوره «ميش صفتى» مردم مى خواهند حق ما را بدهند ولى حال آن را ندارند و در دوره سوم كه دوره «عدالت» است مردم حق ما را خواهند داد! اين ها دوره هاى سه گانه تاريخ امامت اند. مدار و محور اين دوره هاى سه گانه، مردم اند. اگر مردم تغيير كنند، زمان ظهور فرا خواهد رسيد. براساس اين حديث شريف، پيش شرط ظهور عدالت خواهى مردم است. امامف عدالت، امت عدالت خواه مى خواهد. دولت عدالت، جامعه عدالت پذير مى خواهد. جامعه فاسد، امام عدالت را نمى پذيرد. مردم فاسد، دولت عدالت را تحمل نمى كنند؛ همان گونه كه امام على عليه السلام را تحمل نكردند.
اگر ظهور در جامعه فاسد روى دهد، امام مهدى عليه السلام نيز فرجامى چون ديگر امامان خواهد داشت. بنابراين پيش شرط ظهور، توسعه عدالت خواهى است. گفتمان جامعه بشرى بايد به گفتمان عدالت تبديل شود تا زمنيه ظهور حضرت مهدى عليه السلام فراهم گردد. البته حركت به سوى عدالت، حركتى مردمى و توده اى است كه در بدنه جامعه جهانى بايد صورت بگيرد. اگر چنين اتفاقى بيفتد، طبيعى است كه سران كفر و الحاد ساكت نخواهند نشست و ظلم و جور خود را دامنه دارتر خواهند كرد؛ همان گونه كه هم اكنون كفر جهانى براى مقابله با نهضت مهدويت برنامه هاى شيطانى طراحى و اجراى آن ها را آغاز كرده است و بدون ترديد اين روند موجب توسعه فساد مى گردد، هرچند از سوى ديگر موج عدالت خواهى و حركت به سوى منجى عدالت گستر نيز روبه افزايش است.
بنابراين، اين تصور كه پيش شرط ظهور، توسعه فساد است، با متون دينى و عقل سليم ناسازگار است. فراگيرى فساد، توصيف زمان ظهور است نه علت ظهور. برهمين اساس مفهوم انتظار يعنى تلاش براى غالب كردن گفتمان عدالت و ترويج عدالت خواهى در مردم و جامعه منتظر جامعه اى است كه در راه توسعه عدالت خواهى و عدالت پذيرى تلاش مى كند.[٢]
٢. شيوه ظهور
برخى ديگر از آسيب هاى ظهور، مربوط به «شيوه ظهور» و به قدرت رسيدن حضرت مهدى عليه السلام است. مى دانيم كه در دوران ظهور، حكومت واحدى در سراسر جهان شكل مى گيرد و حضرت مهدى عليه السلام در رأس اين حكومت قرار مى گيرد، حال اين سؤال مطرح است كه چگونه آن حضرت به اين قدرت مى رسد. يكى از مباحث مهم در هر حاكميتى، مكانيسم كسب قدرت است. اين كه ساز و كار كسب قدرت چيست از مباحث مهم فلسفه سياسى است. سؤال اين است كه ساز و كار كسب قدرت در دولت مهدوى- كه نمونه كامل دولت امامت و ولايت است- چيست؟ و حضرت مهدى عليه السلام از چه شيوه اى براى رسيدن به قدرت استفاده خواهد كرد؟[٣]
٢- ١. اهميت و فايده بحث:
در بحث ظهور نمى توان مسئله شيوه كسب قدرت را ناديده گرفت و از آن چشم پوشى كرد. امروز دنيا نسبت به اين مسئله حساس است و سؤال ها و شبهه هاى فراوانى در اين زمينه دارد. ما نمى توانيم افكار عمومى را ناديده بگيريم. ظهور ميان زمين و آسمان و در خلأ اتفاق نمى افتد. ظهور در اين دنيا و در ميان همين مردمى اتفاق مى افتد كه سؤال ها و شبهه هاى فراوانى دارند. اگر حكومت حضرت يك حكومت جهانى است، نمى توان به جز شيعه، بقيه مردم را ناديده گرفت. جهان امروز، نزديك به شش ميليارد نفر جمعيت دارد كه از اين ميزان، قدرى بيش از يك ميليارد نفر آن مسلمان اند و در ميان مسلمانان، جمعيت شيعه حدود صدميليون نفر است. شيعه اگر معتقد است دولتى كه او معرفى مى كند، دولت پايان تاريخ است، بايد بتواند پاسخ قانع كننده اى براى خيل مردمى داشته باشد كه شيعه نيستند و سؤالات فراوانى دارند. البته هميشه انسان هاى مغرض وجود خواهند داشت، اما اكثريت را كسانى تشكيل مى دهند كه اگر پاسخ قانع كننده اى بيابند، خواهند پذيرفت و اين جمعيت تشنه، يكى از نگرانى هايش، شيوه به قدرت رسيدن دولت پايان تاريخ در انديشه شيعى است. اينجاست كه بحث شيوه ظهور اهميت مى يابد. يافتن پاسخ صحيح و منطقى براى اين پرسش، اولًا به ما كمك خواهد كرد كه حوادث پس از ظهور را تبيين و تبليغ كنيم و ثانياً وظيفه منتظران را در تهيه ابزار قدرت، مشخص مى سازد. اگر بناست حضرت مهدى عليه السلام قدرت جهان را در دست بگيرد، بايد در دوران غيبت و انتظار، ابزار قدرت را فراهم ساخت. هر پاسخى كه به پرسش دوم داده شود، در وظيفه منتظران تأثير مستقيم خواهد داشت و مسير حركت در اين زمينه را تعيين خواهد كرد.
٢- ٢. آسيب شناسى شيوه ظهور:
برخى ظهور حضرت را ظهور سرخ و خونين مى دانند و بر اين باورند كه ايشان در اثر جنگ و خون ريزى هاى فراوان، حاكميت مى يابد. اين مسئله دستاويزى براى مخالفان مهدويت شيعى شده تا براى مردم دنيا اين گونه جا بيندازند كه فرجام تاريخ از نظر شيعه، فرجامى است خونين و دردناك كه در آن با زور شمشير و سرنيزه حكومتى به مردم جهان تحميل مى گردد. دوران معاصر، دوره نبرد الگوهاى فرجام تاريخ و نظريه هاى پايان تاريخ است. در اين نبرد كسى پيروز است