ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - آلوين تافلر، استراتژيست آمريكايى
دست نشانده ان در جهان را تنگ كرده است. ان شاالله نزديك است روزى كه تنها اسلام، حرف آخر را بزند.
والنتين پروماكوف، انديشمند برجسته كشور روسيه
آيت الله خمينى (ره) مفهوم فرهنگ «فرمانبرى» جامعه را تغيير داد و ديوار ترس را شكست و مردم را به سوى چشمه پاك فطرت اللهى هدايت كرد. انقلاب اسلامى نيز در سراسر جهان به نام «خمينى» پيوند خورده است، زيرا اوست كه انقلاب مردم ايران را به يك رويداد بزگ جهانى تبديل كرده است. او همانند انبياء، فقط با حضور خود «دين»، «سياست»، «انقلاب»، «خدا» و «مردم» را و ارتباط ناگسستنى آنها را با انسان متفكّر، نشان دا و معنيقيام خويش و قيام انبياى الهى را يادآور شد. او جهان بينى مذبى را احيا و نور ايمان را رونساخت و بزرگ ترين حماسه عظيم فداكارى عصر ما را به وجود آورد.
شعار معروف «نه شرقى، نه غربى» توسط ايشان موجب استقرار و ايجاد استقلال براى حكومت اسلامى شد و اين به دور از اختيار ابر قدرت هاف اتّفاق افتاد.
كليم صديقى، رئيس وقت پارلمان مسلمانان انگليس
امام خمينى (ره) تجلّى منحصر به فرد مبارزه طلبى در اسلام در قبال استيلاى سياسى و اقتصادى و فرهنگى غرب بود.[١]
رابين وود زورت
او، مسيح معاصر بود و دقيقاً اشعه صلابت و سازش ناپذيرى عيسى بن مريم عليه السلام، بود.[٢]
اوريانا فالاچى، خبرنگار معروف ايتاليا
تأثيرپذيرى شديد از مقام و عظمت و تحمّل و بردبارى شكوهمند آيت الله خمينى (ره) و درك احساس عطيه و موهبت الهى، در اوّلين ديدار با ايشان، احساس شد.[٣]
پروفسور ويليام بيمان، از دانشگاه براون آمريكا
ايشان با عقاى مذهبى كه غرب آنها ا كهنه و قرون وسطايى مى داند، جهان را تكان داد.[٤]
پروفسور حميد مولانا، استاد و رئيس يك مركز تحقيقاتى در آمريكا
آما خمينى مردى بود كه توده ها را با كلام خود مسحور كرد. وى به زبان عادّى سخن مى گفت و به طرفداران فقير و محروم خود، اعتماد به نفس مى بخشيد. اين احساس آنه را قادر ساخت تا هركس را كه سر راهشان بايستد، از بين ببرند. وى به مردم نشان داد كه حتّى مى توان در برابر قدرت هايى مثل امريكا ايستاد و نهراسيد.[٥]
به عقيده من هيچ صدايى در رن بيستم مثل صداى امام، جهان را به لرزه درنياورد. حضرت امام پس از جنگ جهانى، اوّلين شخصيتى بودند كه به صورت جانى طلسم سكوت» را در مقابل طاغو و ظلم شكستند، اگر اين طلسم نشكسته بود، امروز شوروى نيز زنده بود.[٦]
لنسر، پروفسور اتريشى
[امام خمينى] ... در نزديك شدن انسان به خدا، فصل جديدى را گشود و با حمايت مردم، انقلاب اسلامى را ك نقطه عطف مهمى در تاريخ قرن بيستم است، به سرانجام پيروزمندانه رساند.[٧]
آنتونيو مدرانو، نويسنده اسپانيايى
جهانيان، همچنان تحت تأثير انقلاب معنوى او قرار دارند.
ميخائيل گورباچف
او، فراتر از زمان مى انديشيد و در بعد مكان نمى گنجيد. او توانست اثر بزرگى در تاريخ جهان بگذارد.[٨]
احمدهوبر، محقّق و متفكبر سوئيسى
ايشان از گذشته آمده بود و در حال زندگى مى كرد، ولى بيانر و نمايانگر اينده بود.[٩]
امروز در اروپا احساس مى شود سقوط ديوار برلين با انقلاب و قيمى كه شما آغاز كرديد، مرتبط است. (تأثيرات) اين قيام اسلام، امروز در اروپا محسوس است، در اروپا حدود ١٢ تا ١٥ ميليون مسلمان زندگى مى كنند كه صدهزار نفر آنها در سوئيس اند.[١٠]
رابرت كالستون، دانشمند كانادايى
از نظر من كه يك غربى و فردى غيرمسلمان هستم، اين معجره است كه يكانقلاب مكتبى و الهى بتواند در جهان پيش برود، اين انقلاب بدون شك، از جانب خدا حمايت مى شود.[١١]
روزنامه «تايمز» لندن
براى اوّلين بار، يك كشور مسلمان به طور موفقيت آميز ى قدرت هاى بزرگ غربى را به مبارزه طلبيد، انان را تحقير كردو به منافع ماديشان خسارت وارد كرد.[١٢]
دكتر ميشل جانسون، متخصّص روابط بين الملل
از نظر سمبليك، انقلاب ايران، نخستين پيروزى مسلمين، بر غرب از قرن ١٦ به اين سو محسوب مى شود. نكته اينجاست كه اسلام، عامل هدايت كننده اين انقلاب بوده و هيچ يك از ايسم هاى غربى، «ناسيوناليسم»، «كاپيتاليسم»، «كمونيسم» و «سوسياليسم» در آن نقشى نداشتند.[١٣]
هنرى كسينجر، استراتژيست و مشاور يهودى الاصل رئيس جمهور امريكا در دهه ٧٠ ميلادى
آيت الله خمينى (ره) غرب را با بحران جدّى برنامه ريزى مواج سخت، تصميمات او آنچنان رعدآسا بود كه مجال هر نوع تفكّر و برنامه ريزى را از سياستمداران و نظريهپردازان سياسى مى گرفت. هيمچ كس نمى توانست تصميمات او را از پيش حدس بزند، او با معيارهاى ديگرى، غير از معيارهاى شناخته شده در دنيا، سخن ميگفت و عمل مى كرد. گويى از جايى دير الهام مى گرفت، دشمنى آيت الله خمينى با غرب، برگرفته از تعاليم الهى او بود. او در دشمنى خود نيز خلوص نيت داشت.[١٤]
آلوين تافلر، استراتژيست آمريكايى
وقتى آيت الله خمينى (ره) فتواى قتل سلمان رشدى را صادر كردف در واقع براى حكومت هاى دنيا پيامى فرستادكه بسيارى از دريافت و تحليل آن عاجر ماندند و مضمون واقعى پيام امام چيزى نبود مر فرارسيدن «عصرى جديد» از حاكميت جهانى كه غربى ها بايد آن را با دقّت مورد نظر و بررسى قرار دهند؛ زيرا در ادامه حركت امام خمينى، قلمرو انديشه هاى بشرى هم ايگاه حكومت هاى دولتى را تغيير مى دهد و هم اقتدار دولت هاى ملّى و محلّى را.
پى نوشت ها:
[١]. مدافع آيت الله خمينى، ص ٨. ٢.
[٢] ژوئن، ١٩٨٥، نشريه اميد انقلاب. ٣.
[٣] نهضت هاى اسلامى و انقلاب اسلامى، ترجمه سيد هادى خسروشاهى، ص ١٩٣. ٤.
[٤] زيباترين ترجمه من، ترجمه خديجه مصطفوى، ص ٣٨. ٥.
[٥] روزنامه جمهورى اسلامى، ٢٩/ ٧/ ٥٧. ٦.
[٦] نشريهZavatra ، چاپ مسكو، كيهان هوايى، ٢٥/ ٨/ ٧٣. ٧.
[٧] فصلنامه حضور، ش ٢٩. ٨.
[٨] همان. ٩.
[٩] نشريهZavatra ، چاپ مسكو، كيهان هوايى، ٢٥/ ٨/ ٧٣. ٠١.
[١٠] روزنامه جمهورى اسلامى، ١٥/ ٣/ ٧٨. ١١.
[١١] همان ٢١.
[١٢] فصلنامه حضور، ش ٢٩. ٣١.
[١٣] روزنامه كيهان، ١٤/ ١٠/ ٦٠. ٤١.
[١٤] ژوئيه ١٩٨٢، روزنامه جمهورى، ١٩/ ١١/ ٦٨. ٥١.
[١٥] نشريه ژئوپلتبكال استراتژيست، ٢١ ژوئيه ١٩٦٨، به نقل از جواد منصورى، جنگ فرهنگ عليه جمهورى اسلامى، ص ١٠٠.
[١٦]. مجلّه سروش، ٢٠/ ١١/ ٨٠.