ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - ٤- ٣ ويژگى هاى دولت ظهور
بنابراين اگر دولت ظهور، دولت عدالت است، فقط به معناى عدالت اقتصادى و اجتماعى كه ره آورد آن رفاه و عدالت باشد، نيست. در اين دولت، انديشه هاى عدالت محور، قوانين عادلانه و مجريان عادل حاكميت مى يابند.
ب) دولت عقلانيت: عقلانيت ويژگى ديگر دولت مهدوى است. دولت ظهور، دولت خرد و عقلانيت است. هرچند جهان امروز شعار خود را عقلانيت قرار داده است، امّا عقلانيت واقعى نيست. براسا آنچه در متون دينى آمده، عقل يعنى هرچيزى را در جاى خود قرار دادن. انسان عاقل كسى است كه هر چيزى را در جاى خود قرار مى دهد. اينجاست كه پيوند عجيبى ميان عدالت و عقلانيت مشاهده مى شود و جاى بررسى هاى بيشترى دارد كه مجال بحث آن نيست. مهم اين است كه بر اساس تعريف، عقل به معناى سياست بازى نيست. عقل مايه عبوديت و بندگى است. روزى امام صادق عليه السلام در تعريف عقل فرمودند:
[العقل] ما عبد به الرّحمن و اكتسب به الجنان.
عقل آن چيزى است مع به وسيله آن خداوند رحمان عبادت مى شود و بهشت به دست مى آيد.
امام عليه السلام در اين بيان نورانى از «بود» عقل سخن نگفته اند، بلكه از نمود آن سخن گفته اند. پس از اين جمله، كسى خدمت امام صادق عليه السلام عرض كرد: «اى پسر رسول خدا، پس آن چيزى كه در معاويه قرار داشت چه بود؟» حضرت فرمود:
«تلك النكراء و تلك الشيطنه، عى سبيه بالعقل و ليست بعقل؛
آن شيطنت است و شبيه عقل است، نه عقل واقعى.
آنچه اكنون در دنيا تحت عنوان عقلانيت حاكم است، عقلانيت اموى است. در ادبيات دين، عقلانيت در مقابل جاهليت قرار دارد (نه در برابر بى سوادى) و جاهليت دو دوره دارد: يكى جاهليت نخستين كه پيش از اسلام بود و با ظهور اسلام، رخت بربست و ديگرى جاهليت واپسين كه پيش از دولت حضرت مهدى عليه السلام وجود دارد و با ظهور آن حضرت برچيده خواهد شد. امروز، جهان غرب، ادّعا مى كند كه از جاهليت گذشته و به تمدّن و مدنيت رسيده است، ولى اشتباه مى كند. بشر امروز همچنان در جاهليت به سر مى برد امّآ جاهليتى مدرن و پيشرفته. واقعيت اين است كه گذر بشر از دوره زندگى ابتدايى به دوره زندگى مدرن بوده است. پيشرفت بشر فقط در سخت آفزار زندگى بوده، نه در نرم افزار آن. اين سخت افزار مدرن و پيشرفته همچنان تحت برنامه آن جاهليت استو دولت ظهور، خطّ بطلانى بر جاهليت كشيده و عقلانيت را براى بشر به ارمغان مى آورد. اين ره آورد دولت ظهور است كه ارزش باليدن دارد، نه صرف رفاه و امنيت.
ج) دولت هدايت: تعبير ديگرى كه از دولت ظهور شده و نشان گر ماهيت و برنامه آن است، هدايت مردم است. هدف اساسى امات، هدايت مردم است نه حكومت بر مردم. در انديشه هاى بشرى هدف اصلى كسب قدرت، شهرت و ثروت است، معاويه پس از امضاى قرار داد صلح در يك سخنرانى گفت:
من با شما نجنگيدم تا شما را به نماز و روزه و حج وادارم. من با شما جنگيدم تا بر شما امير شوم و موفّق گشتم.
اين ايده امورى است، امّا هدف دولت امامت، هدايت مردم است. هدف تكامل انسان ها و رشد و تعالى آنها است و به همين خاطر خود را بر مردم تحميل نمى كند، چون هدايت با اجبار سازگار نيست.
بنابر آنچه بيان شد، معلوم مى گردد كه محدود كردن دولت ظهور به دولت رفاه و امنيت، نادرست و موجب تنزّل شأن آن است.
پى نوشت ها:
[١]. محمدى رى شهرى، ميزان الحكمه، ج ١، ص ٦٣٣، ح ٠٧١١.
[٢]. همان، ح ٢٧١١.
[٣]. صحيفه نور، ج ٠٢، ص ٦٩١.
[٤]. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٤١، ص ٧٩٤- ٩٩٤.
[٥]. براى مطالعه بيشتر در اين زمينه ر. ك: عباس پسنديده، «گفتمان عدالت پيش شرط ظهور» مجله موعود، سال ششم، شماره ٥٣، دى و بهمن ١٨٣١.
[٦]. البته هدف امامت، كسب قدرت به معناى قدرت طلبى نيست بلكه مراد به دست آوردن قدرت براى انجام مأموريت الهى كه هدايت مردم است مى باشد. وجود قدرت، شرط تكليف است و امام نيز براى انجام رسالت خويش بايد قدرت انجام آن را داشته باشد. اينجا است كه ضرورت حكومت و حاكميت يافتن امام مشخص مى شود. قدرت، براى امامت، هدف نيست بلكه مقدمه اى است كه امام را نسبت به انجام رسالت الهى اش قادر مى سازد.
[٧]. همان گونه كه مشهود است، اين نظريه گذشته از آن كه برمفهوم انتظار تأثير منفى مى گذارد، مفهوم غيبت را نيز به نادرستى تفسير مى كند.
٨. محمدباقر مجلسى، همان، ج ١، ص ١١٦، ح ٨.