ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - جهان در بحران
راستى چه اتفاقى افتاده است؟ بشر در چه باتلاق خود ساخته اى گرفتار آمده كه هرچه بيشتر دست و پا مى زند بيشتر در آن فرو مى رود؟
آيا براى اين بحران هاى فراگير جهانى مى توان پايانى تصور كرد؟ آيا بشر متمدن خواهد توانست راهى براى برون رفت از اين بحران پيدا كند؟ آيا اين همه بحران و التهاب، اين همه ظلم و بى عدالتى، اين همه فساد و تباهى، اين همه ... براى بازگشت انسان از راهى كه براى اراده جهان در پيش گرفته كافى نيست؟! آيا وقت آن فرا نرسيده كه بشر اين فرموده پروردگار حكيم را مورد توجه قرار دهد كه:
ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ.
به سبب آنچه دست هاى مردم فراهم آورده، فساد در خشكى و دريا نمودار شده است، تا [سزاى] بعضى از آنچه را كه كرده اند به آنان بچشاند، باشد كه بازگردند.
آرى، وقت بازگشت فرا رسيده است. ديگر وقت آن رسيده كه بشر با اعتراف به عجز و ناتوانى خود در مهار اين بحران ها و اظهار پشيمانى از پشت كردن به «ولى خدا»- كه تنها نجات بخش او از اين همه ظلم و فساد و تباهى است- سر به آستان پروردگار خويش سايد و ناله سر دهد كه:
خداوندا! به سبب آنچه دست هاى مردم فراهم آورده، فساد در خشكى و دريا نمودار شده است، پس ولى خود و پسر دختر پيامبرت را- كه همنام رسول توست- بر ما آشكار ساز، تا آن كه همه مظاهر باطل را نابود سازد و حق را ثابت گرداند.
در سلسله مقالاتى كه از اين پس با عنوان «جهان در بحران» تقديم شما خوانندگان عزيز مى شود، نمادهاى مختلف بحران هايى كه امروز جهان با آنها دست به گريبان است، مورد بررسى قرار مى گيرد تا عمق و گستردگى آين بحران ها بيش از پيش روشن شود و عجز و ناتوانى انسان امروز در مهار آنها افزون از گذشته معلوم گردد. باشد تا از اين رهگذر همه ما به ضرورت ظهور آخرين حجت براى پايان دادن به همه اين آشفتگى ها، سرگردانى ها، رنجها و بلاها واقف و فرج آن حضرت را با همه وجود از خداوند متعال خواستار شويم.
در سومين قسمت از اين سلسله مقالات يكى ديگر از ابعاد بحران هاى آخرالزمان مورد بررسى قرار مى گيرد.
به عقيده آناتول ليون، استاد علوم سياسى، «بزرگ ترين خطرى كه بشر را در دراز مدت تهديد مى كند، همان معضلى است كه به دليل مد روز نبودن آن، به ندرت از سوى رسانه ها مطرح مى شود. اين خطر، همان كمبود آبى است كه عواملى از جمله: ازدياد جمعيت و بى كفايتى وحشتناك در امر استفاده و ذخيره آن و نيز تأثيرات بالارفتن درجه حرارت جهان بر يخچال هاى هيماليا، از علل آن محسوب مى شوند. چنانچه روند فعلى به همين ترتيب ادامه پيدا كند، بدون شك در طول پنجاه سال آتى، قسمت اعظم سرزمين پاكستان به خشكى و بى آبى اى از نوع صحراهاى آفريقامنتهى به صدها ميليون نفر جمعيت- گرفتار خواهد شد. همين سرنوشت در انتظار شمال هندوستان نيز خواهد بود.
ذوب شدن يخچال هاى دائمى هيماليا، كه در حال حاضر در جريان بوده، و ديگر شايد به مرحله بازگشت ناپذيرى رسيده باشد، حاصل تغييرات جوى و نتيجه كاركردهاى بشر در طول صدسال گذشته تلقى مى شود. در واقع، در طول ده هزار سال تاريخ بشر، اين اولين بار است كه او در چنين دوره كوتاهى به چنين عامل تعيين كننده اى در جهت گيرى سير طبيعت مبدل مى شود.
آلبرت هاريسون استاد دانشگاه كاليفرنيا، در اين مورد مى گويد:
ما باعث تغييرات اساسى اى در سياره خود گشته ايم. جغرافياى زمين را با حفر گودال هاى معدنى عظيم و نيز با كشاورزى خود عوض كرده ايم، مسير رودخانه ها را با زدن سدها و كانال ها و آب گردان ها عوض كرده ايم، هزاران تن مواد شيميايى و هيدروكربن به درون اتمسفر ريخته ايم و با ايجاد شكاف در لايه اوزون، باعث بالا رفتن درجه حرارت كره زمين شده ايم.
به زبان ديگر، بشر، خود به عظيم ترين مصيبت طبيعى