ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - غيبت، ظهور و رجعت
چندين آيه در اين رابطه وجود دارد. يكى از آياتى كه بر رجعت دلالت دارد، آيه زير است كه خداوند متعال مى فرمايد: «وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُونَ؛[١] و روزى كه در آن از هر امتى، گروهى از كسانى را كه آيات ما را تكذيب مى كردند، محشور مى گردانيم، و نگاه داشته مى شوند تا همه به هم بپيوندند.» مقصود از اين آيه شريفه، قيامت نيست، چون با كلمه «من» تبعيضيه مى فرمايد: «مِنْكُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً» يعنى از هر امتى، دسته اى را محشور مى گردانيم. در حالى كه قرآن كريم در رابطه با حشر روز قيامت مى فرمايد: «وَحَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً»؛[٢] و همه را گرد مى آوريم و هيچ يك را فروگذار نمى كنيم.»
\* مقصود از دو تعبير «اياب» و «رجعت» كه در زيارت جامعه مى فرمايد: «مؤمنّ بايابكم، مصدّقّ برجعتكم؛[٣] به بازگشت شما ايمان دارم، و رجعت شما را تصديق مى نمايم.» چيست؟
منظور از اين دو باب (اياب و رجعت) يك چيز است، و مقصود همان رجعتى است كه اول امام حسين عليه السلام بعد حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و بعد حضرت رسول صلى الله عليه و آله، بعد باقى ائمه عليه السلام رجوع مى نمايند، مى باشد.
\* بعد از مرگ و انتقال به عالم برزخ، بازگشت به دنيا و ماده چگونه ممكن است؟ و اخبار رجعت را چگونه مى شود تصديق كرد؟[٤]
نقل شده كه مرحوم سيد نعمت الله جزايرى در كتاب الأنوار النعمانية فرموده است: «ششصد نص دينى اعم از آيه، روايت، دعا و زيارت در رابطه با رجعت وجود دارد». البته روايات با هم تنافى دارند، ولى روى هم رفته قطعاً رجعت به معناى بازگشت به زندگانى دنيا بعد از مرگ را اثبات مى كنند. چنان كه قرآن كريم نيز در موارد متعدد بر بازگشتن به دنيا بعد از مرگ تصريح كرده و بر مسئله رجعت صحه مى گذارد. از آن جمله زنده شدن مردگان توسط حضرت عيسى عليه السلام است. همچنين در قضيه بقره بنى اسراييل مى فرمايد: «وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى وَ يُرِيكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»؛[٥] و چون شخصى را كشتيد، و درباره او با يكديگر به ستيزه برخاستيد، و حال آنكه خدا، آنچه را كتمان مى كرديد آشكار گردانيد. پس گفتيم: با قسمتى از آن [گاو سر بريده را] به آن [مقتول] بزنيد [تا زنده شود]. اين گونه خدا مردگان را زنده مى كند، و آيات خود را به شما مى نماياند، باشد كه بينديشيد.»
مقصود از «فَقُلْنااضْرِبُوهُ بِبَعْضِها» دم گاو است. و نيز در جريان ديگر مى فرمايد: «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ، فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ: مُوتُوا، ثُمَّ أَحْياهُمْ»؛[٦] آيا از حال كسانى كه از بيم مرگ از خانه هاى خود خارج شدند، و هزاران تن بودند، خبر نيافتى؟ كه خداوند به آنان گفت: تن به مرگ بسپاريد، آنگاه آنان را زنده ساخت ...»
همچنين در قضيه حضرت عزير عليه السلام مى فرمايد: «فَأَماتَهُاللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ ..».؛[٧] پس خداوند او را به مدت صد سال ميراند، آن گاه او را برانگيخت ...».
در بعضى از اخبار رجعت نيز آمده است: «عمر عالم صد هزار سال است، هشتاد هزار سال از آن حكومت آل محمد صلى الله عليه و آله، و بيست هزار سال حكومت ديگران است. تا اينكه در آخر مى فرمايد: «چهل روز مانده به انقراض عالم، زمين از حجت خالى مى گردد، و هرج و مرج عالم را فرا مى گيرد، و بعد از چهل روز در صور دميده شده و قيامت برپا مى گردد».[٨]
پى نوشت ها:
[١]. ر. ك: بحارالانوار، ج ٢، ص ٨٨، روايت ١٢.
[٢]. از جمله ر. ك: سوره يس (٣٦)، آيه ٦٠.
[٣]. ر. ك: بحارالانوار، ج ٣٦، ص ٣٥٨، ح ٢٢٨، و ج ٢٤، ص ٢٤١، ح ٤، و ج ٢٧، ص ١١٩، ح ٩٩، و ج ٢٨، ص ٥٣، ح ٢١، و ج ٣٣، ص ١٥٧، ح ٤٢١، و ج ٣٦، ص ٢٢٦، ح ٢، و ص ٢٥٧، ح ٧٥، و ص ٢٧١، ح ٩٢، و ص ٢٧٦، ح ٩٦ و ...
[٤]. ر. ك: همان، ج ٤٤، ص ٢٠، ح ٤، و ج ٥١، ص ٢٣، ح ٣٤، و ص ٦٠، ح ٥٩، و ج ٥٢، ص ٢٩١، ح ٣٤، و ص ٣٤٠، ح ٩٠ و ص ٣٩٠، ح ٢١٢.
٥. سوره آل عمران (٣)، آيه ٥٥.
[٦]. ر. ك: بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٧٥، ح ١٧٥ و ص ٣٧٦، ح ١٨٥ و ص ٣٧٦، ح ١٧٧ و ص ٣٨١، ح ١٩١.
[٧]. سوره نمل (٢٧)، آيه ٨٣.
[٨]. كهف (١٨)، آيه ٤٧.
[٩]. بحارالانوار، ج ١٠٢، ص ١٣١، روايت ٤.
[١٠]. مخفى نماند كه قول به رجعت از مختصات مذهب شيعه است و عامه بدان معتقد نيستند.
[١١]. بقره (٢)، آيات ٧٢ و ٧٣.
[١٢]. بقره (٢)، آيه ٢٤٣.
[١٣]. بقره (٢)، آيه ٢٥٩.
[١٤]. بحارالانوار، ج ٥٣، ص ١٤٥، ح ٤ و ج ٥١، ص ٣٤٨، ح ١ و ج ٦، ص ١٨، ح ١ و ج ٢٣، ص ٤١، ح ٧٨.