ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - تاريخ يهود با تأكيد بر قرآن و روايات
بسم الله الرحمن الرحيم. درباره قوم يهود چند نكته مطرح است: نكته اوّل شناخت نژاد اين قوم؛ نكته دوم: شناخت مذهب و نكته سوم: شناخت هدف اين قوم است.
نژاد اين قوم به حضرت ابراهيم عليه السلام باز مى گردد. وقتى حضرت ابراهيم عليه السلام با نمرود درگير مى شوند و ايشان را به «بابل»، يعنى غرب دجله، تبعيد مى كنند آن حضرت در يك فعاليت تبليغى سيار ابتدا به شمال عراق به سمت تركيه مى روند و بعداز آن به سمت فلسطين حركت كرده و در ادامه راه به مصر و حجاز مى روند و مجدداً به منطقه فلسطين باز مى گردند و در همان جا مستقر مى شوند.
در اينجا ايشان از خداوند متعال درخواست فرزند مى كنند و خداوند به ايشان «اسماعيل» و «اسحاق» را عنايت مى فرمايد. آن حضرت، اسماعيل عليه السلام را به فرمان خدا به مكّه، در كنار خانه خدا، منتقل مى كنند. امّا فرزند ديگرشان، اسحاق، در فلسطين باقى مى ماند و خداوند متعال فرزندى به نام «يعقوب» به او عطا مى كند.
نام ديگر حضرت يعقوب عليه السلام «اسرائيل» است. در مورد معناى اسرائيل به زبان عبرى و سريانى اختلاف است، ولى در روايات ما اين كلمه «عبدالله» معنا شده است.
خداوند به حضرت يعقوب عليه السلام دوازده پسر عطا مى فرمايد و اين دوازده پسر همان ابناى اسرائيل يا «بنى اسرائيل» هستند كه يكى از ايشان يوسف است و ديگران، برادران او يعنى بنيامين، يهودا و ... كه در طول تاريخ فرزندان و نوه هاى اين بنى اسرائيل نژاد «يهود» را تشكيل مى دهند. بنابراين نژاد يهود به حضرت يعقوب عليه السلام و ابراهيم عليه السلام باز مى گردد و بنى اسرائيل پسر عموهاى بنى هاشم و اجداد اوليه شان هستند و به همين دليل در دين اسلام از اسحاق به عنوان آباى پيامبر ياد مى شود؛ چون حضرت اسحاق عليه السلام عموى اجداد پيامبر است و در عربى از عمو هم به عنوان «أب» ياد مى شود.
امّا مذهب يهود طبق ادعاى خودشان، دين حضرت موسى عليه السلام است. ما وقتى نژاد اين قوم را بررسى مى كنيم بايد نظرى بر گردش مكانى نژاد اين قوم نيز داشته باشيم؛ اين قوم ابتدا در فلسطين بودند، در زمان حكومت حضرت يوسف عليه السلام در مصر، اين خانواده يا مجموعه اى كه براى گرفتن گندم به مصر آمده بودند توسط حضرت يوسف عليه السلام شناسايى مى شوند و همه ايشان به مصر مى آيند و در مصر مى مانند. در مصر، ايشان، تبديل به خاندان حكومتى مى گردند؛ چون در مصر حضرت يوسف عليه السلام به حكومت مى رسند و فرعون مصر مى شوند. بنابراين جايگاهى در آن منطقه پيدا مى كنند كه بعداز حضرت يوسف عليه السلام اين جايگاه را از دست مى دهند ولى تا زمان حضرت موسى عليه السلام آنها همچنان ساكن در مصر باقى مى مانند. حضرت موسى عليه السلام اين مجموعه را كه در آن زمان گسترش پيدا كرده بودند، به صحراى سينا منتقل مى كنند و وقتى از صحراى سينا باز مى گردند تا وارد فلسطين شوند، وارد فلسطين نمى شوند.
پايه دين يهود همان دين حضرت ابراهيم عليه السلام و بعد حضرت اسحاق عليه السلام و يعقوب عليه السلام است. وقتى هم به مصر مى آيند تا زمان حضرت موسى عليه السلام نيز همان دين را حفظ مى كنند. حضرت موسى عليه السلام تعاليمى با بيان جديد، كه كاملًا نسبت به قبل متفاوت بوده، به ايشان آموزش مى دهد و تعاليم آن حضرت پايه مكتب ايشان مى شود ولى اين پايه بر اساس اعتنا و توجه به بنى اسرائيل نهاده شده بوده است. مثلًا خطاب «قوم برگزيده» در بيانات حضرت موسى عليه السلام فراوان ديده مى شود.
خطاب قوم برگزيده در آن زمان مانند خطابى است كه يك فرمانده لشكر به نيروهاى خود كه براى انجام يك عمليات انتخاب شده اند، مى كند، مثلًا در تعابير اين فرمانده مى آيد كه شما براى انجام اين عمليات انتخاب شده ايد، شما انتخاب شده ايد براى فداكارى و .... در نتيجه، اين مجموعه سپاه و لشكر به دليل آرمانى كه در مقابل ايشان ترسيم شده است و سختى اى كه براى رسيدن به اين آرمان وجود دارد دائماً مورد تعريف و تمجيد قرار مى گيرند. چون به تحمل اين سختى ها براى رسيدن به آن آرمان تن داده اند. در نتيجه، وقتى از اين لشكر يا مجموعه تعريف مى شود در حقيقت از آن آرمان تمجيد مى شود؛ چرا كه اين ايده متمثل در اين لشكر است. بنابراين اگر اين لشكر از تلاش براى تحقق اين آرمان خوددارى كنند تمام آن تمجيدها به سرزنش تبديل مى شود. حضرت موسى عليه السلام نيز از سوى خداوند متعال براى رسيدن به آرمانى كه سختى هاى زيادى در راه خود دارد مأموريت پيدا كردند و آن حضرت اين آرمان را با اين قوم بايد به دست بياورند. از اين مجموعه مى توان به عنوان لشكرى تعبير كرد كه حضرت موسى بايد آن ها را به يك پادگان آموزشى وسيع ببرد تا براى رسيدن به آن آرمان و انجام عمليات، آموزش ببينند. در نتيجه دائماً به ايشان گفته مى شود كه شما برگزيده شده ايد و شما از بين ملت ها انتخاب شده ايد. مسلماً اين قوم هم كه يك قوم ديندار و منسجم بوده اند، از بين مردم آن روزگار براى رسيدن به يك آرمان انتخاب شده بودند و چون انجام اين آرمان را عهده دار شدند دائماً مورد تعريف قرار مى گيرند كه خداوند متعال از انتخاب ايشان در آن زمان به عنوان يك نعمت ياد مى كند:
يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ.[١]
اى بنى اسرائيل، نعمتى را كه بر شما ارزانى داشتم و شما را بر جهانيان برترى دادم، به ياد