ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - ٣ شباهت به شيث عليه السلام
٤- ١. آدم، زمين را با عبادت خدا زنده كرد، پس از آنكه جنيان با كفر و طغيانشان آن را ميرانده بودند.
قائم عليه السلام نيز زمين را با دين خدا و عبادت و عدالت و برپايى حدودش زنده خواهد كرد، بعداز مردن آن به كفر و معصيت اهل زمين.
در بحارالأنوار از حضرت ابوجعفر عليه السلام درباره آيه:
يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها.[١]
[خدا] زمين را پس از مردنش زنده مى كند.
آمده كه فرمود:
خداوند عزوجل به وسيله قائم عليه السلام زمين را بعداز مرگش زنده مى گرداند. منظور از مرگ آن، كفر اهل آن مى باشد كه كافر در حقيقت مرده است.[٢]
و در وسائل الشيعه درباره همين آيه آمده است كه حضرت موسى بن جعفر عليه السلام فرمود:
به وسيله باران احيا نمى كند، بلكه خداوند مردانى برمى انگيزد كه عدالت را زنده مى كنند، و زمين به خاطر احياى عدالت زنده مى شود، و به درستى كه اگر يك حد در زمين برپا شود، سودمندتر است از چهل روز باران.[٣]
و در همان كتاب از پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله منقول است كه فرمود:
يك ساعت امام عادل بهتر است از عبادت هفتاد سال، و يك حد كه براى خدا در زمين برپا شود، سودمندتر است از چهل روز باران.[٤]
با اين همه تاكى و تا چند آدم و قائم را با هم مقايسه كنم در حالى كه آدم به خاطر قائم خلق شد.
فانَّ اَّلذى خَلَقَ الْمَكارمَ جازها
فى صلْب آدَمَ للْامام الْقائم
آنكه مكارم اخلاق را آفريد همه را در صلب آدم قرار داد براى امام قائم.
٢. شباهت به هابيل عليه السلام
١- ٢. نزديك ترين و خويشاوندترين افراد، هابيل را كشت؛ يعنى برادرش قابيل. خداوند متعال در كتاب عزيز خود مى فرمايد:
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ.[٥]
و داستان راستين دو پسر آدم را برايشان بخوان، آنگاه كه قربانى كردند، از يكيشان پذيرفته آمد و از ديگرى پذيرفته نشد. گفت: تو را مى كشم. گفت: خدا قربانى پرهيزگاران را مى پذيرد.
همچنين نزديك ترين و خويشاوندترين افراد، قصد كشتن امام قائم- روحى و ارواح العالمين فداه- را نمود؛ او عموى آن حضرت، جعفر كذاب بود.
از امام زين العابدين عليه السلام نقل شده است كه فرمود:
گويا جعفر كذاب را مى بينم كه سركش زمانش را بر تفتيش امر ولى خدا و آنكه در غيب الهى محفوظ و بر حرم پدرش موكل است وادار كند، به خاطر جهل او به ولادتش و حرص بر كشتنش- اگر بر او دست يابد- از روى طمع در ميراث پدرش تا آن را به ناحق بگيرد.[٦]
٣. شباهت به شيث عليه السلام
هبهالله شيث، اجازه نيافت كه علم خودش را آشكار كند، چنان كه در روضه كافى روايت شده كه حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام در خبرى طولانى چنين فرمود:
وقتى هبهالله پدرش آدم را دفن كرد، قابيل به نزدش آمد و گفت: اى هبة الله من ديدم كه پدرم آدم تو را از علم، آنقدر عطا كرد كه به من عطا نكرد، و آن همان علمى است كه برادرت هابيل به آن دعا كرد و قربانى اش قبول شد، و بدين جهت او را كشتم كه فرزندانى نداشته باشد تا بر فرزندان من افتخار كنند و بگويند ما فرزندان كسى هستيم كه قربانى اش قبول شد و شما فرزندان كسى هستيد كه قربانى او قبول نشد، و تو اگر علمى را كه پدرم به تو اختصاص داده آشكار كنى تو را هم مى كشم همان طور كه بردارم هابيل را كشتم. پس هبهالله و فرزندان او مخفى مى كردند آنچه از علم و ايمان نزد آنها بود ...[٧]
حضرت قائم نيز تا روز وقت معين اجازه نيافته؛ چنان كه درباره حضرتش روايت شده است:
هنگام ولادت بر زانو قرار گرفت، و دو انگشت سبابه اش را به سوى آسمان بلند كرد؛ عطسه اى زد و گفت:
سپاس خداى را كه پروردگار جهانيان است. درود خداوند بر محمد و خاندانش باد. ستمگران پنداشته اند كه حجت الهى، باطل و نابود است، و حال آنكه اگر در سخن گفتن به ما اجازه داده شود شك از بين مى رود.[٨]
اين خبر را رئيس المحدثين، شيخ صدوق در كمال الدين