ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - ٣- ٢ آسيب شناسى
و ياران او جنگيدند و شهداى زيادى تقديم انقلاب كردند. سؤال اين است كه اين جنگ و كشتار به خاطر چه بود؟ آيا به زور سرنيزه به مردم مى گفتند كه بايد انقلاب كنيد و لذا نبرد آغاز شد؟ يا اين كه مردم قيام كردند تا حكومت اسلامى تشكيل دهند ولى صاحبان زر و زور و تزوير در برابر اين خواست عمومى ايستادند و لذا مردم هم تا اندازه اى كه لازم بود با آنان درگير شدند؟ داستان نبردهاى ظهور نيز همين گونه است؛ نبردى است براى برچيدن سدهايى كه ظالمان در راه تحقق عدالت ايجاد كرده اند. اگر به بحث پيشين نگاهى بيندازيم، مسئله روشن تر مى گردد. پيش شرط ظهور، خواست عمومى بشر است. صورت مسئله اين است كه ابتدا بشر آماده پذيرش دولت مهدوى شده و آن گا ه او ظهور مى كند. اما ابرقدرت هايى كه منافع ظالمانه خود را در خطر مى بينند، در برابر اين حركت با تمام قوا مى ايستند و اينجاست كه نبردهاى ظهور آغاز مى شود. حتّى مى توان ادّعا كرد كه استكبار جهانى پيش از ظهور و از هم اكنون در مقابل دلت مهدوى صف آرايى كرده و بلكه نبرد خود را آغاز نموده است.
بنابراين نظريه «جنگ براى تحميل» نمى تواند تحليل كننده درگيرى هاى زمان ظهور باشد.
٣. مأموريت دولت ظهور
هر دولتى برنامه ها و اهدافى دارد كه براى تحقّق آنها تلاش مى كند. براى تبليغ هر دولتى نيز بايد اين را مشخص ساخت كه براى چه مى آيد؛ چه برنامه اى دارد و مى آيد كه چه كند. اينها پرسش هايى هستند كه نمى توان آنها را ناديده گرفت. اگر به دنبا اعلام مى كنيم كه دولت پايان تاريخ، دولت امامت با محوريت حضرت مهدى عليه السلام است، بايد به اين پرسش ها پاسخ دهيم كه هدف دولت ظهور چيست؟ و دولت مهدوى براى چه مى آيد.
٣- ١. اهميت و فايده بحث
: امروز روز نبرد ايده ها و انديشه هاست. دنيا را نمى توان ساكت كرد. نه ديروز چنين بوده است و نه امروز چنين است. همه الگو مى دهند، شيعه نيز بايد در اين زمينه ايده خود را ارائه كند. امروز ليبراليسم كه خود را نقطه پايان تاريخ مى داند، مدل دولت خويش را مشخّص كرده و از مفاهيمى مثل آزادى، دموكراسى، رفاه و امنيت براى تبيين اهداف و برنامه هاى دولت خويش استفاده مى كند. هدف يا مأموريت دولت مهدوى چيست؟ ما نمى توانيم اين عرصه را خالى بگذاريم. خالى گذارى عرصه يا عرصه نادرست، هر دو موجب رونق ايده ليبراليسم و تأخير در ظهور خواهد شد. عرضه درست و منطقى مدل دولت مهدوى، تك تازى تفكّر ليبراليسم و تفكّرهاى مادّى را محدود مى كند و رقيبى جدّى براى آنان به وجود مى آورد. با عرضه اين مدل، براى مردم جهان امكان انتخاب به وجود خواهد آمد. اينجاست كه امكان پيدا كردن شناخت درست از برنامه دولت مهدوى و تبيين منطقى آن اهميت مى يابد. مخاطبان ما در سراسر جهان مى خواهند بدانند جهان پس از ظهور، چگونه جهانى خواهد بود و دولت ظهور چه ارمغانى براى آنان خواهد داشت. تبيين نادرست اين موضوع مى تواند ذائقه اجتماعى را تغيير دهد و انتظارات نادرستى را شكل دهد. اين امر، دولت ظهور، مهم اين نيست كه مردم چه مى پسندند، مهم اين است كه حقيقت چيست. اگر پس از تشخيص برنامه دولت ظهور به اين نتيجه رسيديم كه ميان خواست مردم عصر حاضر و ماهيت دولت مهدوى، همخوانى وجود ندارد، آنگاه است كه وظيفه منتظران و تكاليف انتظار مشخّص مى شود؛ يعنى بايد براى هماهنگ ساختن خواست مردم با ماهيت دولت مهدوى، با برنامه ريزى و تدوين طرح هايى به فرهنگ سازى اقدام نمود.
٣- ٢. آسيب شناسى:
بسيارى از افراد در تبيين ره آورد دولت مهدوى از دو عنصر به نام «رفاه» و «امنيت» ياد مى كنند. روايت هاى متعدّدى نيز در اين رابطه وجود دارد. در اين روايات آمده است كه به هنگام ظهور، زمين گنجينه هايش را بيرون مى اندازد؛ آسمان بركاتش را فرومى فرستد؛ زمين يكپارچه سبز و خرّم و نعمت فراوان مى گردد؛ براى مصرف زكات فقيرى يافت نمى شود و ...
بر اساس اين متون از رفاه و امنيت به عنوان اساسى ترين رهاورد دولت ظهور ياد مى شود. به گونه اى كه گويا اين دولت هيچ برنامه اى ديگرى جز تأمين رفاه و امنيت ندارد! اين ايده، سطح دولت مهدوى را به يك دولت دنيوى كه به چيزى جز حيات مادّى نمى انديشد، تنزّل مى دهد و در رديف ديگر ايده هاى مدّعى تأمين زندگى بهتر قرار مى دهد. ناظرانى هم كه نظريه هاى مختلف پايان تاريخ را طالعه مى كنند، تفاوت جدّى ميان ايده اسلام و ايده هاى مادّى نمى بينند.
از سوى ديگر بشر تشنه معنويت، گمشده خود را در ميان ايده ها نمى يابد. هرچند بشر هيچ گاه از نيارهاى مادّى بى نياز نبوده و نخواهد بود، امّا در هياهوى تمدّنى كه بر پايه بهره هاى مادّى استوار است، بشريت تشنه معنويت و در جست و جوى هويت گمشده خويش است. در برخى روايات آمده است هنگامى حضرت مهدى عليه السلام ظهور مى كند