ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - قديسان اشغالگر!
نام دارد و اكنون در كنار من قرار دارد.
به اين مرد، به نام خداوند، خوش آمد مى گوييم. امّا اين مرد كه دستيار من بود، اكنون رئيس ستاد نيروهاى مسلح، سخنگوى رسمى نخست وزير عراق است. خاصيت او شبيه «دانيال» است كه در خدمت پادشاه بود، چون اين مرد كه سرپرستى كليساهاى انجيلى را براى چندين سال در عراق برعهده داشت، اكنون قدرتمندترين مرد در عراق است. اگر در تلويزيون به «اياد علاوى»، نخست وزير عراق نگاه كنيد، پشت سر او هميشه اين مرد را خواهيد ديد كه در گوش نخست وزير نجوا مى كند، به او آنچه را كه بايد مى گويد. بنابراين او صاحب قدرت واقعى است. او دانيال امروز است.
[اندرووايت، رئيس دانشگاه آموزش مبلغان كليساى انگلستان، پيرو مذهب مسيحيان صهيونيست، سخنگو، رئيس ستاد نيروى مسلح كشورى مسلمان را دستيار، دوست و گمارده خويش مى خواند در معرفى اش در برابر دوربين، او را دانيال نبى مى خواند كه در خدمت پادشاه طاغى خدمتگزار بود. مردى كه نجواكنان فرامين ارباب خود را در گوش نخست وزير به ظاهر شيعى عراق مى خواند.]
اندرووايت ادامه مى دهد:
من رابطه كارى نزديكى با «پل برايمر»، فرمانده غيرنظاميف آمريكا در عراق، داشتم «امّا اكنون از طريق «جورجيس» در اوج قدرت در عراق جديد به سر مى بريم.» [جمله را دوباره بخوانيد.] جورجيس پس از انتصاب در اين پست، مستقيماً نزد «كولين پاول» رفت و به او گفت: «اين يسوع (مسيح) بود كه مرا در اين پست مشغول به كار كرده است و به يسوع خدمت خواهد كرد ...
... وقتى در يك نيم روز به خود گفتم بايد به ديدار قبر «حزقيال» نبى بروم، چون حزقيال در عراق دفن شده است، به سمت نجف حركت كرديم كه يكى از خطرناك ترين مناطق به شمار مى آيد. مزار حزقيال در آنجا قرار داشت، پشت مسجدى بسيار قديمى. روى مزار او بخشى از سففر چهل و سوم حزقيال نوشته شده بود.
[قبر حزقيال نبى در وادى السلام نجف قرار دارد. «كشيش اندرووايت» با شيطنت، منطقه نجف را بسيار خطرناك جلوه مى دهد. منطقه اى شيعه نشين كه على رغم شرايط بحرانى بغداد، نسبت به بسيارى شهرها از وضع بهترى برخوردار است. امّا نكته مهم و قابل توجه اينجاست كه اين كشيش اوانجليست با زيركى، دامنه و گستره حضور بنى اسرائيل را تا «وادى السلام» پيش مى آورد تا به مخاطبان مسيحى و يهودى اعلام كرده باشد كه جغرافياى اسرائيل و مرز امنيتى آن به وادى السلام نجف نيز مى رسد چنانكه بهانه هايى از اين نوع تمامى فلسطين را اشغال نموده و حاضر به عقب نشينى از نوار غزه نيز نيستند. در واقع بنى اسرائيل كليه نقاطى از عالم را كه نامى و نشانى از آن در تورات محرف آمده، جزء ملك خود مى شناسد.]
در حاليكه نجف به دو دليل مهم قابل توجه و تاكيد شيعيان است. يكى وجود قبر حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام، و ديگرى به عنوان يكى از مراكز مراجع عاليقدر جهان تشيع.
ادامه مى دهد:
مسلمانى شيعى، نگهبان قبر حزقيال نبى بود، او به مانند يك دوست به ما خوش آمد گفت. در اين مكان، حضور خداى قادر و توانا را به خوبى احساس مى كرديم. پيرامون قبر، جاهاى كوچكى [غرفه] براى خواندن نماز بود. به نگهبان گفتيم اين اتاق هاى كوچك چيست؟ گفت: مردم، هرشب، در اينجا و پيرامون قبر حزقيال براى خواندن نماز مى آمدند. چون مى دانستند او پيامبر بزرگى بود كه از سوى خداوند برگزيده شده بود.
[زيركانه از مخاطبان انجيلى خود مى خواهد كه شما به اين منطقه و مزار برويد. شما در اين غرفه ها به عبادت مشغول شويد و در واقع چهره اسلامى وادى السلام را مبدل به چهره اى يهودى و مسيحى كنيد.]
در راه بازگشت از اين سفر دل انگيز بوديم. از بابل عبور كرديم. هنگامى كه كاخ صدام، رئيس جمهور پيشين عراق را ديديم كه اينك كاملًا غارت شده، آشكارا شنيديم كه خداوند به من مى گويد: «بابل سقوط كرد». و هنگامى كه بابل سقوط كند شكوه و عظمت خداوند، ظهور خواهد كرد.
و اين در حاليست كه اولًا بابل از گذشته هاى دور تاكنون چندين مرتبه سقوط نموده است. چنانكه در زمان بخت النّصر ويران شد و چگونه است ويرانى امروز و سقوط دولت صدام به عنوان مصداق مذكور در كتاب مقدس بحساب آمده است؟ ضمناً، امروزه ديگر سرزمين عراق با نام بابل شناخته نمى شود و اين خود برخلاف تفسير و تأويل صحت حرفى كتاب مقدس مورد ادعاى مسيحيان صهيونيست است.
[اندرووايت با جايگزين كردن نام «بابل» به جاى «حلّه»، ديگر بار مخاطبان خود را متوجه و متذكر مباحث تورات، نقش و جايگاه بابل در تاريخ گذشته يهود و موضوع سقوط بابل به عنوان حادثه اى ماقبل از ظهور مى كند. چنانكه سلطه بر بابل را مسيحيان صهيونيست جزء لاينفك مجموعه پيشگويى ها و تحقق مشيت و تدبير خداوند مى شناسند.]
سپس اندرووايت خطاب به «جورجيس» مى گويد:
جاى دارد كه با او نماز بخوانيم. براى مرد بزرگى كه در اينجا قرار دارد. او مرد بسيار بزرگى است همسر او نيز در اينجاست. او واقعاً يكى از مردان خداست.
بنى هين، روى به جمعيت كه متعجب و شوق زده اين داستان را گوش مى دهند كرده مى گويد: بنابراين بايد براى اين دو مرد خدا، نماز خواند. [اندرووايت و جورجيس]، بايد در كنار آنها باشيم. عزيزانم، آنچه امروز، در جهان، به وقوع مى پيوندد به يك دليل است. و آن اينكه، انجيل در سراسر جهان منتشر شود و جان ها مبارك گردند. ملت عراق، تشنه است. تشنه محبت خدا و اين امرى