ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - ٢- ٥ ماهيت نبردهاى ظهور
كه الگوى بهترى ارائه دهد. اگر ظهور حضرت متوقف بر رويكرد جامعه بشرى به عدالت مهدوى است، راه رسيدن به آن ارائه تصويرى روشن و منطقى از آن است. اگر بناست بشريت در ظهور حضرت به خاك و خون كشيده شود، آيا مى توان انتظار همراهى از آنان داشت؟ آيا مى توان آنان را منتظر ظهور نمود؟ آن تصوير خشونت بارى كه اردوگاه ليبرال دموكراسى از مهدويت شيعى ارائه مى دهد، مبتنى بر برخى سخنانى است كه شيعه خود در اين باره گفته است؛ بدون اين كه به حساسيت مسئله توجه داشته باشد و تحليل منطقى از اين بحث ارائه دهد. از اين رو بررسى دوباره موضوع اهميت دارد.
٢- ٣. دليل:
بخشى از روايات مهدويت، اختصاص به درگيرى هاى هنگام ظهور دارد. در اين دسته، رواياتى وجود دارند كه دامنه درگيرى ها را بسيار گسترده و آمار كشته شدگان را بسيار زياد نقل مى كند. در اين بحث در پى نقل اين متون نيستم، شما كم و بيش از اين متون خبر داشته و گوشه هايى از آن را شنيده و يا خوانده ايد.
٢- ٤. نقد:
همان گونه كه اشاره شد، روايات فوق مبناى نظريه «جنگ براى تحميل» شده است. در اين نظريه حضرت مهدى عليه السلام ظهور مى كند و پس از درگيرى ها و خونريزى هاى بسيار فراوان، حاكميت خود را بر پهنه گيتى مى گستراند. اما اين نظريه با اشكالات فراوانى روبه روست؛ چرا كه يك نظريه اگر مخصوص بخشى از يك حقيقت باشد بايد با ديگر اجزاء هماهنگ باشد. اصل هماهنگى ميان اجزاى يك مجموعه، ضرورت نظريه پردازى است و ناهماهنگى نشانه نادرستى يك يا چند نظريه درونى مى باشد. نظريه «جنگ براى تحميل» نيز با ديگر بخش هاى نظريه مهدويت و دولت امامت ناهماهنگ است. اين ناهماهنگى در سه حوزه است كه بدان مى پردازيم:
الف) نظريه «جنگ براى تحميل» نمى تواند پديده «غيبت» را تحليل كند. غيبت يكى از عناصر مهم در فرهنگ مهدوى است. اگر بناست كه براى حاكميت امام زمان عليه السلام نبردهاى تحميل كننده انجام شود، ديگر نيازى به اين غيبت طولانى نمى بود؛ از همان آغاز اين نبردها مى توانست آغاز شود و حكومت حضرت مستقر گردد. پس راز حدود دوازده قرن غيبت چيست؟ شايد گفته شود حضرت مهدى عليه السلام در آغاز امامت بيش از پنج سال سن نداشته است و به همين دليل غايب شده است. اما روشن است كه كمى سن نمى تواند توجيه عقلانى براى دوازده قرن غيبت باشد.[١] اگر كمى سن دليل غيبت است و اگر بناست به وسيله جنگ حكومت حضرت برپا گردد، چند دهه غيبت براى تكميل سن كافى بود. اين نشان گر ناكارآمدى نظريه «جنگ براى تحميل» در تحليل پديده غيبت است.
ب) همان گونه كه در بحث آسيب شناسى هنگامه ظهور گذشت، روايات معصومين عليه السلام و تحليل هاى عقلانى، پيش شرط ظهور حضرت مهدى عليه السلام را «آمادگى اجتماعى» مى دانند؛ اگر چنين است، نظريه «جنگ براى تحميل» با اين بخش از فرهنگ مهدويت نيز در تضاد است. اگر ظهور نيازمند آمادگى اجتماعى است؛ اگر غيبت، فرصتى براى كسب آمادگى است و اگر انتظار تلاش براى آماده سازى است، «جنگ براى تحميل» چه معنايى خواهد داشت؟ اين نظريه با هيچ يك از آن مفاهيم سه گانه نيز همخوانى ندارد.
ج) برخى از رواياتى كه به موضوع نبردهاى پس از ظهور پرداخته اند، تأكيد كرده اند كه هدف اين نبردها منافقان و معاندان هستند و بر اين اساس عموم مردم در صف مقابل قرار نمى گيرند. نظريه جنگ براى تحميل با اين دسته از روايات هم ناسازگار است. در انديشه دينى حتى منافق تا وقتى يك شهروند باشد، در امان است و تنها زمانى كه قصد براندازى داشته باشد، با او برخورد مى شود. در عصر ظهور، اگر معاندان و منافقان بخواهند مانع استقرار دولت مهدوى شوند، با آنان ستيز خواهد شد. دولت امامت، هيچگاه خود را با خشونت و تهديد بر مردم تحميل نكرده است. خانه نشينى حضرت على عليه السلام و انزواى معصومان عليه السلام دليل روشن اين حقيقت است. ستيز امام زمان عليه السلام با كسانى است كه در برابر اين جريان حق (كه خواست عمومى است) سد ايجاد مى كنند.
٢- ٥. ماهيت نبردهاى ظهور
: اگر سؤال شود كه آيا هيچ جنگى در آستانه تشكيل دولت مهدوى رخ نمى دهد؟ پاسخ آن منفى است. روايت هاى زيادى، اصل مسئله درگيرى را تأييد و حتى برخى ويژگى هاى آن را نيز مشخص كرده اند. اما اگر سؤال شود كه آيا پايه هاى حكومت مهدوى بر كشتار و خون ريزى توده مردم (همان ها كه دولت مهدوى مى خواهد بر ايشان حكومت كند) استوار است؟ پاسخ منفى است. بدون ترديد نبرد و درگيرى هاى نظامى سختى در خواهد گرفت اما سؤال اين است كه آيا اين درگيرى ها به خاطر تحميل يك ايده به مردم است؟ يا دليل ديگرى دارد؟ آيا شمشير حضرت مهدى عليه السلام شمشير تحميل حكومت به مردم است يا شمشير مبارزه با كسانى است كه در برابر خواست عمومى بشريت براى تحقق عدالت صف آرايى مى كنند؟ ميان اين دو تفاوت وجود دارد. گاهى يك نفر يا يك گروه با تكيه بر سرنيزه حاكميت خود را به مردم تحميل مى كند و گاهى جامعه اى به پامى خيزد و عليه ستم قيام مى كند ولى زورگويان در برابر آنان مقاومت مى كنند و لذا مردم نيز با آنان مى جنگند. نمونه بارز آن در انقلاب اسلامى ايران اتفاق افتاد. حضرت امام خمينى (ره)