ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - عصمت كتاب مقدّس
«عصمت حرف به حرف متون كتاب مقدس» از جمله اعتقادات مهم و اساسى جنبش مسيحيان بنيادگراى آمريكايى است. آنها معتقدند: كتاب مقدس (عهد قديم و عهد جديد) كلام خداوند است كه از هر عيب و نقصى به دور است و به هيچ وجه تحريف يا نقد نشده است. اين كتاب يكى از منابع عظيمى است كه فرد را در تمام جنبه هاى زندگى اش يارى مى كند. به اين دليل است كه تفسير حرف به حرف متون كتاب مقدس را بر خود لازم دانسته و اجازه نمى دهند كسى آنها را تأويل كند.
دكتر محمد عمّاره در كتاب خود به نام الأصولية بين الغرب و الإسلام مى نويسد:
نگرش فكرى تفسير حرف به حرف انجيل و هر متن دينى به ارث گذاشته شده، عامل تشخيص اين جنبش بنيادگرا از ديگر جنبشها است. عدم پذيرش تأويلات گوناگون براى هر قسمتى از متون- اگر چه همانگونه كه اكنون مرسوم است، آنان به عنوان موسيقيهاى روحانى و اسرار صوفى گرى تعبير شده باشند- و از سرگيرى بررسيها و مطالعات نقادانه اى كه بر انجيل و كتاب مقدس نگاشته شده است از ديگر مشخصه هاى اين جنبش است[١].
مسيحيان بنيادگرا اين متون را مقدس دانسته و آنها را داراى قدرت برتر مى دانند، مطلبى را كه به آن يقين داشته امّا مخالف متون كتاب مقدس است، نپذيرفته و ردّ مى كنند. در اين رابطه دكتر عبداللَّه بركات در كتاب خود به نام مفهوم الأصولية الإسلامية عند الغربيين مى نويسد:
مسيحيان بنيادگرا متون انجيل را داراى قدرتى برتر مى دانند و به عصمت حرف به حرف كتاب مقدس معتقدند ... هر آنچه را كه مخالف اين متون باشد- اگر چه كه واقعيت داشته باشد و براى آنها ايجاد علم و يقين كند- رد مى كنند.[٢]
اين اعتقادات با ظهور مذهب كاتوليك و سيطره اش بر عقل اروپايى- كه به تبع آن حق فهم، تفسير و تأويل كتاب مقدس منحصر به كشيشهاى كليسا شد- به وجود آمد. در اين زمان است كه جنبش اصلاحى پروتستان با اين حركت به مقابله برمى خيزد. ايجاد حق قرائت و تفسير كتاب مقدس براى هر مؤمنى از مهم ترين اصول آنان در اين تقابل بود. به اين معنى كه:
حق هر فردى است كه متون كتاب مقدس را بدون هيچ وسيله اى يا حتى وساطت كشيشى بخواند و بفهمد. از لحاظ دينى و اخلاقى قرائت، تفسير و تأويل كتاب مقدس به هر صورتى كه باشد جايز است. اگر چه كه عقلها به حسب درجه فهم متون و درك آنها مختلف باشند، پس هيچ قيد و بندى بر آزادى فرد در قرائت و فهم كتاب مقدس نيست و هر فردى دنبال چيزى است كه عقلش به او دستور مى دهد.[٣]
اين بدان معناست كه جنبش اصلاح انجيلى پروتستان و چيزى كه «مارتين لوتر» و پيروانش به آن پرداخته بودند، كشيشهاى مخصوصى را كه واسطه عبادت هر فرد با خدا مى شدند انكار كرد و اين امر منجر به امكان اتصال و ايجاد ارتباط با خداوند بدون هيچ واسطه اى گرديد. به همين دليل بنيادگرايانى همچون دكتر عماره مى گويند:
ادعا مى كنند به طور مستقيم از خداوند باخبر مى شوند.[٤]
دكتر فايز فارس در كتابش به نام أضواء على الإصلاح الإنجيلى، اين نگرش را چنين تبيين مى كند.
اين مطلب از ميان اصول والايى بود كه مارتين لوتر و پس از آن، رهبران جنبش اصلاح انجيلى به آن معتقد بودند: حق هر مؤمنى است كه بدون واسطه با خدايش ارتباط برقرار كند، مسيح عليه السلام تمام مؤمنان را پادشاه و كشيشى براى خداوند قرار داد، هر كسى كه توبه صادقانه اى كند و در درگاه خداوندى به گناهانش اعتراف كند، خداوند او را خواهد بخشيد بدون اينكه نيازى به واسطه اى از جنس بشر داشته باشد، براى هر انسانى دستيابى به رحمت خداوندى توسط تنها واسطه و شفيع يعنى يسوع مسيح امكان خواهد داشت ... و برترين راه براى اتصال به خدا نماز و رسيدن شخصى به اوست[٥]
اين آزادى در فهم متون منجر به ترك و انكار روشهاى تفسيرى سنتى كه مذهب كاتوليك به آنها معتقد بود گرديد.
فهم شخصى متون و تفسير معانى آن به صورت روان و بدون واسطه، بى هيچ قيد و بندى و يا تأويلى از طرف كشيشها در مذهب پروتستان شايع شد، «فهنرى فنش» در كتاب خود به نام البعث العالمى العظيم در سال ١٦٢١ ميلادى تفسيرهاى دروغين قديس آگوستين را به شكل قاطعانه اى رد كرد، وى بر فهم ظاهرى متون اصرار داشت، به همين دليل است كه به نظر او اسراييل جديد به معناى «كنيسه