ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - عصمت كتاب مقدّس
به پيروانش مى فرمايد: «ايمان به عيسى جز به كسى كه بعد از عيسى خواهد آمد كامل نمى شود»، و در ديگر جاهاى بسيارى به سرور پيامبران و رسولان، حضرت محمد صلى الله عليه و آله اشاره فرموده اند.
تحريفات اناجيل مدتى پس از وفات حواريين (پيروان حضرت مسيح عليه السلام) آغاز شد. تحريفاتى كه ناشى از تأويلات متون كتاب مقدس و احكامى بود كه خود وضع مى كردند.[١]
نويسنده كتاب الإعلام بما فى دين النصارى من الفساد و الأوهام چنين مى نويسد:
اى عاقل! بدان كه نصارا ... چيزهايى را كه نسبت به خدا محال است قبول مى كنند و ضروريات دين را منكر مى شوند، احكامشان خرافاتى بيش نيست. گاهى اوقات ادعاهايشان را به خوابهايى كه ديده و خرافاتى كه شنيده اند مستند مى كنند و گاهى افراد بى خبر را مورد تحكّم قرار مى دهند. بدون اينكه براى انجام كارهاى خود از تورات و انجيل دليلى داشته باشند، به آن دو رجوع كرده و معانى متون را به نفع خويش تأويل مى كنند. هنگامى كه حوادث ناگوارى به آنها روى مى آورد از روى هواى نفس براى آنها دلايلى مى چينند، حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال مى كنند. «افْتِراءًعَلَى اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ»[٢] و براى تأثيرگذارى بر عامه مردم بى سوادى كه از كتاب مقدس چيزى نمى دانند لطائف الحيلى به كار مى برند كه برخى از آنها در اندلس مشهور است. براى مثال مى گويند: دست خداوند- مسيح- در يك روز از سال از پشت پرده هاى غيبت ظاهر مى شود و صليب را بين آسمان و زمين در دست مى گيرد.[٣]
از آنچه گفته شد نتيجه مى گيريم كه:
تحريف كتاب مقدس امرى است حقيقى و ادعاى اهل كتاب دروغى بيش نيست. آيا هنوز مسيحيان بنيادگرا بر عصمت حرف به حرف كتاب مقدس معتقدند. اين عصمت فقط و فقط در كتاب قرآن ثابت مى شود، قرآنى كه خداوند خود محافظت از آن را تا روز قيامت به عهده گرفته است.
دليل دوم: پذيرش كتاب توسط مردم: يكى از دلايل عصمت كتاب وحيانى از خطا و اشتباه اين است كه از طرف تمام انسانها مورد پذيرش واقع شده و اختلافى بين ايشان نباشد؛ چرا كه اين اختلاف منجر به تعارض در متن كتاب شده و در نتيجه، گروهى آن را تصديق و برخى آن را تكذيب مى كنند، در اين صورت ديگر عصمتى در كار نخواهد بود.
امام ابن حزم معتقد است آنچه كه در دستان يهود است نمى تواند يك كتاب وحيانى باشد؛ چرا كه در آن تعارضهاى زيادى مشاهده مى شود. در حالى كه در وحى خداوند تعارضى وجود ندارد. وى مى گويد:
توراتى كه در دست سامريه وجود دارد چيزى غير از توراتى است كه نزد يهود است، سامريه گمان مى كند كتابى كه پيش آنهاست همان است كه از طرف خداوند نازل شده است و نيز به تحريف تورات يهود يقين دارند. يهود نيز توراتى را كه نزد سامريه است، تحريف شده مى دانند.[٤]
دكتر عبدالله بركات در اين رابطه مى نويسد:
هر دو اشتباه مى كنند. آپوكريفا- اسفار دروغين و تحريف شده- نزد يهود و نصارا و تصميماتى كه درباره آنها گرفته شده است چيزى جز دليل عدم صحت آنها نيست. گروهى حكم به تقدس آن داده و برخى تقدس آن را انكار كرده اند.
اين دليل تنها براى قرآن كريم ثابت شده است. قرآنى كه معجزه رسول و حفظ شده از طرف خداوند بزرگ مرتبه است. قرآنى كه مخالفانش را در آوردن يك سوره كوچك آن به تحدى خوانده است. قرآنى كه اولين سوره آن «فاتحه» و آخرين آن «ناس» است. اينگونه است كه اصحاب عادل از زمان رسول الله صلى الله عليه و آله تا امروز بر صدق قرآن كريم توافق كرده اند و ان شاءالله تا روز قيامت اينگونه خواهد بود. اين يك قاعده كلى است كه هر كتابى كه مردم در زمان ابلاغ آن توسط رسول، برسر آن توافق نكرده و آن را نپذيرفته اند بعد از آن ديگر مورد اتفاق و اجماع همه نخواهد شد. سندى بر عدم وحيانيت قرآن كريم وجود ندارد.[٥]
علاوه بر آن به عنوان مثال امروزه انجيلهاى مختلفى را در دست اهل كتاب مشاهده مى كنيم: انجيل روم كاتوليك، انجيل سكوفليد مقدس، انجيل ملك جيمس و اناجيل ديگرى كه اصلاح شده انجيل سكوفيلد هستند كه هشتاد تن از علماى مسيحى آن را به رشته تحرير درآورده اند و ديگر اناجيل معتبرى كه نزد آنها يافت مى شود. حال كداميك از اين انجيلها را مى توان كلام خدا دانست كه از خطا و اشتباه به دور است؟