ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٣ - غيبت، ظهور و رجعت
روش ممزوج از اعتقاد و عمل) بنحوى است كه بدون اعتقاد به ظهور مهدى اثر واقعى كامل خود را نمى تواند ببخشد.
تصور ظهور مهدى، در رديف تصور وقوع قيامت مى باشد، و چنانكه اعتقاد به پاداش عمل، يك نگهبان داخلى است كه بهركار نيكو امر و از هر كار بد نهى مى كند، همچنين اعتقاد به ظهور مهدى، نگهبان ديگرى است كه براى حفاظت حيات درونى پيروان واقع بين اسلام گماشته شده است.
توضيح اينكه: ما با يك نظر كلى كه به جهان آفرينش افكنيم، مى بينيم، كه هر نوعى از انواع مختلف آفرينش، از نخستين روز پيدايش متوجه آخرين مقصد كمالى و هدف نوعى خود بوده، و با نيروى مناسب وى كه مجهز است، براى رسيدن به اين هدف، بى آنكه كمترين سستى و خستگى از خود بروز دهد، مشغول تلاش و تكاپو مى باشد.
دانه گندمى كه شكافته شده، و نوك سبزى بيرون مى دهد، از همان وقت متوجه بوته گندم كاملى است كه پر از سنبلهاى افشان مى باشد.
و هسته درختى كه شروع بروئيدن مى كند، به سوى درخت كاملى، پراز ميوه، عازم است.
نطفه حيوانى كه مى خواهد جنين شود، هدفى جز اينكه از نوع مناسب خود، يك حيوان كاملى شود، ندارد، و به همين قياس است موارد ديگر ...
برخورد اسباب و علل مخالف و موافق، اگرچه بسيارى از اين موجودات را، كه چون قافلهاى پيوسته بسوى مقصد خود در حركتند، از وصول به مقصد كمالى، مانع مى شود، و در نتيجه، بسيارى از آنها پيش از رسيدن به آرزوى تكوينى خود، از ميان مى روند.
ولى با اين همه، هرگز نظام آفرينش، از رويه عمومى و دائمى خود دست برنداشته، و پيوسته سرگرم سوق پديده هاى نو، بسوى كمالاتشان مى باشد و در نتيجه، پيوسته از هر نوع، دسته اى به كمال و هدف تكوينى خود مى رسند، و البته نوع انسانى از اين حكم عمومى و نظم همگانى مستثنى نيست.
بى ترديد، انسان، نوعى از انواعع موجودات است كه نمى تواند بتنهايى زندگى نمايد، و براى رسيدن به آرمان تكوينى خود، ناچار است در حال اجتماع و دسته جمعى بسر برده، هدف وجود خود را به دست آورد.
مشاهده حال جامعه هاى بشرى، نيز اين معنى را تاكيد مى كند، زيرا هرجامعه، از جامعه هاى بزرگ و كوچك انسانى، آرزويى جز اين ندارد كه در حال آرامش و صفا و ارتفاع موانع، زندگى كرده و بهره انسانى را از زندگى خود بردارند.
و نيز روشن است كه جامعه بشرى، تاكنون نتوانسته به اين آرزوى خود جامه عمل بپوشاند. و از طرف ديگر نيز، دستگاه آفرينش، از رويه خود دست بردار نبوده و هم از دست ساخته هاى خود، عاجز و زبون نخواهد شد.
اين نظر عقلى بما نويد قطعى مى دهد كه عالم بشريت يك روز ايده آلى، در پيش دارد، كه سرتا پا سعادت و خوشبختى و كاميابى بوده و در وى همه خواسته هاى فطرى انسانى كه در نهاد اين نوع رسم شده برآورده خواهد شد.
و نيز مى دانيم كه انسانيت هرگز به يك چنين محيط پاك و نورانى نايل نخواهد شد، جز در سايه واقع بينى و حق پرستى كه در اثر آن، حس خودخواهى و سودپرستى، و رذايل ديگرى كه موجب به هم خوردن آرامش جامعه، و اختلال زندگى فرد مى باشد، از درون مردم رخت بربسته، و جلوه هاى نهاد پاك يك انسان فطرى و طبيعى دست نخورده، جايگزين آنها شوند.
نتيجه، بيان گذشته، اين است كه در سير همين زندگى اجتماعى انسانى خودمان، روزى فراخواهد رسيد كه سعادت كامل اجتماعى انسان را صدردصد تضمين كرده، و در آن روز، عموم افراد، در سايه واقع بينى و حق پرستى، خوشبختى واقعى خود را به دست آورده، و در مهد امن و امان مطلق و بى مزاحمت هرگونه ناملايمات فكرى، بسر خواهند برد.
قرآن مجيد، نيز همين نظر عقلى را تاييد نموده، در جندين جا مژده چنين روزى را به اهل حق و حقيقت مى دهد، مى گويد: چنانكه به انبياى سلف خبر داديم، سرانجام دنيا بكام اهل تقوى خواهد بود، روزى خواهد رسيد كه معبود ديگرى جز خداى يگانه در محيط بشريت خودنمايى نكند و جز دين و آيين حق در عالم انسانى حكومت ننمايد و نشانى از رذايل اجتماعى نماند.
سنت قطعيه، يعنى اخبار نبى اكرم و اهل بيت او نيز، همين معنى را مشروحاً بيان كرده، و اين دوره انسانى آغشته به سعادت را، روز ظهور و پس از ظهور «مهدى» معرفى مى نمايد.
خلاصه اينكه، دعوت اسلامى، از همان روزهاى نخستين پيدايش خود، گوش پيروان خود را از راه كتاب و سنت (عقل هم كه موافق بود) به اين مطلب پر كرده و ذهنشان را با اين معنى آشنا مى ساخت كه:
روش اسلام (يعنى اجبات نداى وجدان و نهاد خدادادى كه به متابعت حق، در اعتقاد و عمل ترغيب مى كند) متابعت يك حقيقت زنده، و يك نيروى شكست ناپذير غيبى است، كه پيوسته جامعه بشرى را به سوى سعادت رهبرى مى نمايد، و حتماً روزى خواسته خود را فعليت داده و جامه