ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - قديسان اشغالگر!
حاكم بر سياست هاى فرهنگى، سياسى و نظامى امريكا قابل شناسايى است، بر چند امر پاى مى فشارد:
١. عصمت «كتاب مقدس» (تقيد به ظاهر عبارات كتاب مقدس و تحريم هرگونه تأويل و تفسير مفهومى)؛
٢. كافى بودن اين كتاب براى هدايت همه امور و مناسبات؛
٣. تكيه بر پيشگويى هاى ارائه شده براى برنامه ريزى و طراحى عمومى سياست هاى آينده (به ويژه برگزيده شناختن اسرائيل و منحصر شناختن آن در واقعه دومين ظهور حضرت مسيح در بيت المقدس)؛
٤. قبول مسئوليت و تعهد براى نشر و تبليغ اين آموزه ميان كسانى كه اين باور را منكر مى شوند و يا از آن بى اطلاعند.
اين موارد، «ايوانجليست» هاى اصول گرا را بر اين مى دارد كه تا همه همت خود را صرف خدمت به اسرائيل، تدارك مقدمات ظهور حضرت مسيح در بيت المقدس و نشر اين آئين در ميان عموم مردم جهان و بالاخره مبارزه با مخالفان اين آموزه محرف و مجعول نمايند. در واقع، تبليغ اين آموزه، تكليف شرعى پيروان اين جنبش به حساب مى آيد.
تأسيس شبكه هاى راديويى و تلويزيونى و به عبارت ديگر «كليساهاى ديدارى و شنيدارى» براى ابلاغ سريع و همه گير از سال ١٩٦٠ در دستور كار جنبش «مسيحيان صهيونيست» و اصول گرا وارد شد.
در سال ١٩٦٠، «پت رابرتسون» كشيش پروتستان و مبلغ اين جنبش، اولين ايستگاه تلويزيونى را در «ويرجينيا» راه اندازى كرد[١] و طى كمتر از سى سال به تعداد ٥٠٠ تلى ايوانجليست و ٧٥٠ راديوايوانجليست رسيد.
شايان ذكر است كه تا سال ١٩٨٩ ميلادى، جمعاً ٩٨٤ مؤسسه پژوهشى و سازمان دينى وظيفه تدارك و توليد مواد و برنامه هاى اين شبكه گسترده را عهده دار بودند.[٢]
با آغاز دهه هشتاد، «پرستش اسرائيل»، در محور توجهات رهبران كليساى پروتستانى اوانجيلى ايالات متحده قرار گرفت و باعث شد تا شبكه هاى تلويزيونى و راديويى مذهبى يا «كليساهاى ديدارى و شيندارى»، اسرائيل را به عنوان مهم ترين موضوع و مسئله روز در برنامه هاى خود مطرح كنند.
«همچنين بنا بر اعتقادات رهبران و روحانيون پروتستانى، شكوفايى ملت يهود در وطن قومى اش و پيروزى هاى نظامى معجزه آسايش به نزديك شدن آخرالزمان و دومين ظهور مسيح و آغاز پيروزى نهايى بر نيروهاى شرّ اشاره دارد.»[٣]
اين موضوع را نبايد از نظر دور داشت كه حسب نظرسنجى گالوپ، ٦٠ تا ٦٢ درصد جمعيت ايالات متحده امريكا را پروتستان ها تشكيل مى دهند. در حالى كه كاتوليك ها تنها از جمعيتى بين ٢٥ تا ٢٧ درصد برخوردارند. [٤] اين جنبش، در اقدامى جدى و برون مرزى، و به قصد انجام تكليف مذهبى، نشست ها و برنامه هاى تبليغى خود را از آمريكا و اروپا به آمريكاى لاتين، شبه قاره هند، آفريقا و برخى كشورهاى عربى كشانده و برنامه هاى گستره اى را براى مخاطبان خود در هندوستان، لبنان، تركيه و ... تدارك ديده تا آنجا كه برنامه هاى كشيشان با نفوذ كليساهاى تلويزيونى، عيناً به زبان عربى، دوبله و پخش شده اند و اخيراً نيز همين برنامه ها به زبان فارسى دوبله و از طريق يكى از شبكه هاى ماهواره اى پخش مى شوند.
اجازه مى خواهم عرض كنم:
اگر در قرن سيزدهم هجرى قمرى، «مسيونرهاى مذهبى و فراماسونرها» دوش به دوش شرق شناسان، جاده صاف كن سياستمداران و مردان نظامى غرب استعمارى (انگليس، هلند و ...) در سرزمين هاى شرقى و اسلامى بودند، در دوره جديد مبارزه، «مردان سياسى و نظامى» جاده صاف كن «مبلغان مذهبى» اند.
اينان در سايه ماشين نظامى امريكايى و انگليسى، سفره تبليغات مذهبى خود را چنان مى گسترند كه مسلمانان ترك، عرب، فارس و هندو، خود براى بقاى اسرائيل و استقرار حكومت يهود، دست به دعا بردارند، از مال خويش ببخشند، و عليه فرهنگ و حكومت ملى و مذهبى خويش قد علم كنند. و اين همان «جنگ سرد فرهنگى» اما اصلى، در اولين دهه از هزاره جديد، عليه مسلمين است. اينانه شواليه هاى اين جنگ كثيف و نفرت برانگيزند.
اين همه، مقدمه اى بود تا ضمن بيان اهميت اين واقعه شوم، نمونه اى از اين «شواليه ها» و نقش آفرينى اش در يكى از كشورهاى اسلامى معرفى شود.
در اولين هفته از فروردين سال جديد، «بنى هين»، كه به عنوان يك كشيش ايوانجليست، همه هفته بر صحنه حاضر شده و به تبشير و وعظ و اندرز مشغول مى شود و با شعبده كلام، هزاران مرد و زن را به گريه و خنده وا مى دارد، در يك برنامه تلويزيونى، يكى از شواليه هاى شاغل در عراق را معرفى كرد.
در اين برنامه، بنى هين ابتدا از كشيش «اندرووايت»، رئيس دانشگاه آموزش مبلغان كليساى انگلستان دعوت كرد تا بر سن و فراروى مردم قرار گيرد و در معرفى او عنوان كرد كه او به ملكه انگيس بسيار نزديك است.
اندرووايت به صحنه آمد و به شرح خدماتش پرداخت. آنچه از اين پس مى آيد، گزارشى است از اين برنامه تلويزيونى و توضيحاتى افزون تر كه در قلاب [] آمده است:
اندرووايت: كارهايى كه خداوند در كليساى انجيلى انجام مى دهد، شگفت آور است. كليساى انجيلى به سرعت در حال رشد و نمو است به ويژه در آفريقا، در افريقا امروزه پيروان انجيلى بيش تر از پيروان انجيلى در آمريكا و انگلستان و تمام غرب هستند.
[اين عبارت، نگارنده را به ياد جمله زيباى جناب آقاى خاتمى، رئيس جمهور، مى اندازد كه در آخرين ماه هاى رياست خود وقتى كه از سفر به كشورهاى افريقايى بازمى گشتند فرمودند: در اين سفر بود كه متوجه شدم كه چقدر دير به افريقا رفته ام. شايد ايشان هم اطلاع نداشتند كه مبلغان انجيل و هودار اسرائيل خيلى پيش از ما، فضاى فرهنگى افريقا را اشغال كرده اند.]
بنى هين: آقاى اندرووايت آيا در كنار شما كسانى هم هستند كه از عراق آمده باشند؟
اندرووايت: بله، من درشش سال گذشته در عراق خدمت مى كردم و دوست نزديكم در تمام اين مدت، معاون سابق نيروى هوايى عراق بود، او «جورجيس سعاده»