ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - عصمت كتاب مقدّس
١. كثرت راويان؛
٢. محال بودن تبانى راويان بر كذب؛
٣. وجود سلسله سند راويان از ابتدا تا انتها؛
٤. استناد راويان به مشاهده يا سماع؛
٥. افاده علم و يقين براى شنونده.[١]
از ميان كتاب هاى وحيانى، فقط در قران كريم اينچنين خبر متواترى وجود دارد و كتاب هايى كه دستخوش تحرى يا تغيير شده اند، شرايط فوق را ندارند. ابن حزم مى گويد:
اينچنين خبر متواترى اختصاص به مسلمانان دارد و در ساير ملل و نحل ديگر ديده نمىشود ... يهود و نصارا چنين چيزى ندارند؛ چرا كه بدون خبر متواتر هم قطع و يقين پيدا مى كنند ... هيچ كدام از راويان آنها به حضرت عيسى عليه السلام نمى رسد.[٢]
امكان اتصاف كتاب مقدّسى كه هم اكنون در دست يهود و نصارا است به عصمت ب دو دليل وجود ندارد:
١. نبود تواتر لفظى؛.
٢. وجود نداشتن شروط تواتر در آن.
پس كتاب مقدّس ميد علم نيست. صاحب اعلام مى گويد:
با فرض پذيرش عصمت، ميگوييم كتاب شما قابل تحريف و تغيير است؛ چرا كه در آن شروط متواتر لحاظ نشده است. شما چهار انجيل داريد؛ متى، مرقس، لوقا و يوحنّا. هركدام از اين اناجيل به خاطر اينكه خبر واحدى هستند، نمى توانند ميد علم و يقين باشند. با اين وجود اگر همه آنها خبر واحدى را نقل كنند، اين نيز مفيد يقين نخواهد بود. تنها خبرى علم و يقين مى آورد كهحقيقتاً متواتر باشد و راويان آن تبانى نداشته باشند.[٣]
پس به دليل عدم وجود عوامل حفظ، اعم از حفظ در اسناد يا در متون، عدم عدالت راويان و عدم خوش حافظه بودن آنان و نبود شروط متواتر در كاب مقدّس، نمى توان آن را متّصف به عصمت از خطا و اشتباه دانست. تنها قرآن كريم است كه داراى اين شروط است.
بر فرض وجود دلايل صحّت سند، اين به معناى صحبت متن نيست، پس بايد دلايل صحبت متن را نيز بررسى كرد.
پى نوشت ها:
[١]. محمدعماره، الأصولية بين الغرب و الاسلام، ص ٦.
[٢]. عبداللَّه بركات، مفهوم الاصولية اسلامية عندالغربيين، بى نا، ص ٥١.
[٣]. الأصولية المسيحيه، ص ٣٦.
[٤]. الأصولية بين الغرب و الاسلام، ص ٧.
[٥]. فايزفارس، أضواء على الإصلاح الإنجيلى، دارالثقافه، قاهره، بدون تاريخ، ص ٥٦.
[٦]. الأصولية المسيحيه، ص ٣٦.
[٧]. سوره مائده (٥)، آيه ١٣.
[٨]. سوره آل عمران (٣)، آيه ٧١.
[٩]. عبداللَّه بركات، مدخل لدراسة الاديان، رياض، دار عالم الكتب، ١٤٢١ ق، ٢٠٠٠ م، ص ٩٧.
[١٠]. سوره كهف (١٨)، آيه ١١٠.
[١١]. سوره مائده (٥)، آيه ٦٧.
[١٢]. همان، آيه ٩٩.
[١٣]. ارميا (١٦/ ٢٣).
[١٤]. همان (٣٢- ٣٠-/ ٢٣).
[١٥]. ابو عبيدالخزرجى، بين الإسلام و المسيحيه، به تحقيق، محمد شامه، قاهره، كتابخانه وهبه، ص ١٧٣ و ١٧٤.
[١٦]. سوره انعام (٦)، آيه ١٤٠.
[١٧]. امام قرطبى، الإعلام بما فى دين النصارى من الفساد و الأوهام، تحقيق احمد حجازى السقا، قاهره، دارالتراث العربى، ص ٣٩٣ و ٣٩٤.
[١٨]. امام إبن حزم اندلسى، الفصل فى الملل والأهواء والنحل، بيروت، دارالكتب العلميه، ١٤٢٠ ق، ١٩٩٩ م، ص ١٣٩.
[١٩]. مدخل لدراسة الاديان، ص ١٠٢.
[٢٠].Revised Standard Version .R .S .V .
[٢١]. شيخ احمد ديدات، مناظرتان فى استكهولم، ترجمه على جوهرى، دارالفضيلة، قاهره، ص ١٨ و ١٩.
[٢٢]. سموئيل بن يحيى بن عباس مغربى، بذل المهجود فى افهام اليهود، دمشق، دارالقلم، ١٤١٠ ق، ١٩٨٩ م، ص ١٢٥ ١٢٩.
[٢٣]. لوقا (٤- ١/ ١).
[٢٤]. متى ١٤/ ١٥.
[٢٥]. متى ١٦- ١٣/ ٢٣.
[٢٦]. مقدمه ابن الصلاح فى علوم الحديث، تحقيق نورالدين عتر، بيروت، مكتبه العلميه، ١٤٠١ ق، ص ٢٤١.
[٢٧]. جلال الدين سيوطى، تدريب الراوى فى شرح تقريب النواوى، دارالكتب العلمية، بيروت ١٣٩٩ ه، ص ١٤٦.
[٢٨]. محمد جمال الدين قاسمى، قواعد التحديث من فنون مصطلح الحديث، بيروت، دارالكتب العلميه، ١٣٩٩ ق، ص ١٤٦.
[٢٩]. ابوالفيض محمد مرتضى الزبيدى، لفظ اللآلى المتناثره فى الأحاديث المتواتره، تحقيق محمد عبدالقادر عطا، بيروت، دارالكتب العلمية، ١٤٠٥ ق، ص ٢٠
[٣٠]. ابن حزم، الفصل، ص ٣٤٦.
[٣١]. قرطبى، الإعلام بما فى دين النصارى من الفساد والأوهام، ص ٩٤.