ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - تعريف سبك زندگى
نگرشها يا به زبان دقيقتر سبك زندگىها، آنقدر نمايان است كه احتياجى به اثبات اين صفات در هر جامعهاى وجود ندارد.
براى ايجاد سبك زندگى مطلوب و مناسب در جامعه توسط حكومتها و مسئولان كشور كه توسط اكثريت مردم انتخاب شدهاند، دو الگوى شناخته شده در جهان وجود دارد: الگوى اروپايى و الگوى آمريكايى كه به اختصار، شيوه عملكرد آنها را با ذكر مثال توضيح مىدهيم:
در الگوى معروف به اروپايى، براى ايجاد سبك زندگى يا به زبان سادهتر براى ايجاد نگرشى خاص به پديدههاى اجتماعى، سياسى و اقتصادى در جامعه، حكومت به اصطلاح، از بالا سبك زندگى را ايجاد مىكند؛ به طور مثال، ممكن است در كشور خود معتقد به اين باشيم كه واردات ماشينهاى لوكس خارجى هرچند بسيار محدود، باعث عيان شدن بيش از پيش فاصله طبقاتى موجود در جامعه مىشود و در اقشار پايين جامعه ايجاد نارضايتى از زندگى مىكند. در اين صورت اگر بخواهيم از طريق اروپايى، اقدام به فرهنگسازى در عدم استفاده از ماشينهاى گران قيمت كنيم، به اين شكل عمل مىكنيم كه با وضع قوانين گمركى، اجازه ورود اين ماشينها را نمىدهيم. در واقع، در اين روش، با اعمال قانون و از بالا، مردم را عادت به ماشينهاى داخلى مىدهيم.
امّا اگر به دنبال اين باشيم كه با مدل آمريكايى، مردم را از خريد ماشينهاى لوكس دور كنيم، بايد از پايين بر روى تفكّر مردم تأثير بگذاريم. آمريكايىها امروز و با استفاده از ابزار رسانهاى، به راحتى توان آن را دارند كه در داخل كشور يا خارج از آن، مردم را به كالا يا انجام رفتارى خاص متمايل كنند؛ يك بار با سينما، سريال، انيميشن و يك بار با كمك افراد و اشخاص سرشناس و تبليغات هدفمند، يك بار با استفاده از يك خواننده، مدل موى خاصّى را در جامعه باب مىكنند و يك بار با برندسازى حرفهاى در رسانهها، كارى مىكنند كه مردم يك كشور از گوشى تلفن همراهى استفاده كنند كه شركت سازنده، آن كشور را تحريم كرده است. بديهى است كه روش اروپايى، بسيار سادهتر از روش آمريكايى است و ابزار كمترى نيز احتياج دارد.
امّا الگوى سومى نيز وجود دارد كه ١٤٠٠ سال است متفكّران مسلمان از آن غافل بودهاند. با اينكه به آنها گفته شده است برنامه زندگى شما تا روز جزا در اختيارتان قرار گرفته و تمام نيازهاى شما را پاسخگو است، امّا مسلمانان از غافلند.
اديان الهى، هدفى جز بيان روش درست زندگى براى رسيدن به سعادت و كمال در دنيا و آخرت نداشتهاند. چهار كتاب آسمانى (سبك زندگى) اوّل براى دوره زمانى خاص بوده است؛ امّا كتاب پنجم، نه براى زمانى خاص و نه براى مكانى خاص نازل شده است. سه ويژگى در «قرآن» وجود دارد كه آن را از وابستگى به بُعد زمان و مكان بىنياز مىكند. اين سه ويژگى، به گفته خود اين كتاب به اين قرار است:
١. تأثير نپذيرفتن از فرهنگهاى مختلف؛
٢. منسوخ نشدن دستورات آن با گذشت زمان؛
٣. اعلام خاتم بودن پيامبر (ص).
پس مسلمانان، بالقوّه داراى كاملترين سبك زندگى هستند و مشكل اين است كه اين توانايى توسط متفكّران، خود، تبديل به قدرتى بالفعل نشده است.
متأسّفانه تا به امروز، تلاشى جدّى براى استخراج سبك زندگى قرآنى توسط مسلمانان صورت نگرفته و اگر هم تلاشهايى شده است، به سيستمى جارى در زندگى مردم تبديل نگشته است؛ به طور مثال شهيد مطهّرى در كتاب خود اين معضل را مورد بررسى قرار داده و اين چنين مىگويد كه:
انسان غربى خيلى از صفات پسنديده خود را از دو روش عادت و مجازات ياد گرفته است كه اين روشها مورد قبول اسلام نيست. اسلام مىگويد: با دليل و منطق، به مردم بفهمانيد كه راه درست چيست ...
نياز به افرادى كه تفكّرات اسلامى اينچنينى را به يك برنامه روزمرّه جامعه تبديل كنند، در امروز جامعه ما بسيار احساس مىشود.