ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٩ - قهرمانان سطح خانواده
مدّ نظر است،
تعيين نقش مردم و ديگر آحاد جامعه در ماجراهاى قهرمان است. همچنين نكتهاى كه هيچگاه نبايد فراموش كرد، اين است كه زمانى به قهرمان نياز داريم كه ماجرايى اتّفاق افتاده باشد و بنابراين، لزوم دخالت قهرمان در آن حادثه موضوعيت پيدا مىكند.
مقصود از بيان موضوع ديرينگونههاى شخصيتى و ناخودآگاه جمعى اين بود كه بتوانند دروازهاى براى بهتر فكر كردن باشند. قهرمانانى كه «هاليوود» به نمايش مىگذارد و به دنيا عرضه مىكند، چه شباهتى با قهرمانان موجود در ناخودآگاه جمعى مردم دارد؟ دليل استقبالهاى بسيار زياد مردم از اين دست آثار، چيست؟ فيلمهاى «مرد عنكبوتى»، «انتقامجويان»، «مرد آهنى»، «بتمن» و «سوپرمن» از ابتداى قرن بيست و يكم، بالغ بر ١١ هزار ميليارد و ٤١٠ ميليون دلار در گيشه فروش داشتند.
چرا قهرمانان به وجود مىآيند؟
همه انسانها در جوامع مختلف با مشكلاتى مواجه هستند؛ براى مثال، با توجّه به اوضاع به شدّت خراب اقتصاد جهانى، برخى همواره با مسائلى چون فقر و بيكارى يا از دست دادن سهام در بورس روبهرو هستند و با آن دست و پنجه نرم مىكنند. برخى ديگر با توجّه به همين مسئله، وارد وادى خلافكارى، دزدى، باج گيرى يا حوزه موادّ مخدّر مىشوند؛ كسانى كه بايد دوباره مسير و سمتوسوى زندگى خود را بيابند و به همين دليل نياز دارند تا كسى به آنها تشرى بزند. برخى به دليل پيشرفتهاى بسيار خارقالعادّه تكنولوژى و گسترش فضاى ارتباطات، با پديده فردگرايى مواجه شدهاند؛ پديدهاى بسيار خطرناك كه تنها يكى از پيامدهاى آن اين است كه افراد ديگر، خود را در جامعه نمىبينند و ممكن است به طور كامل ارتباط خود را با ديگران و جامعه قطع كنند. برخى از افراد كه دنبالكنندگان مسائل سياسى هستند، مدام در ذهن خود، با تحليلها و احتمال وجود توطئهها يا آگاهى از حملهاى كه قرار است به وقوع بپيوندد، روبهرو هستند. در واقع، اين افراد در دنياى بىسر و ته سياست، گمشده و نياز است تا با پيروى از نظرات فرد خاصّى، با خيال آسودهترى زندگى كنند؛ برخى ديگر در زندگى خود، به پوچى رسيدهاند و به بيان ديگر، ديگر چيزى براى از دست دادن ندارند. آنها با زندگى، بيگانه شدهاند و هيچ چيز برايشان مهم نيست. اين افراد نياز دارند تا به نگاه هستىشناختى جديدى برسند و دنيا را براى خود مجدّد معنا كنند.
قهرمانان سطح فردى
در بسيارى از فيلمها شاهد آن هستيم كه يك نفر به تنهايى، در پى كشف راز زندگى خود است. شخصيتهايى از خودبيگانه يا كسانى كه در زندگى عادى خود، دچار آسيبها و مشكلات فراوانى شدهاند و قصد فرار از آن را دارند تا طى سفرى، خود را پيدا كنند. به دنبال خويشتن خويش مىگردند و در نهايت، قهرمان خويش هستند؛ مانند ترومن در فيلم «نمايش ترومن» كه با چيزهايى كه در اطرافش مىبيند، متوجّه ناهمگونى و نامنظّمى خاصّى مىشود و به محيط پيرامونش شك مىكند. اينجاست كه ماجراى او به عنوان كسى كه مىخواهد راز محلّ زندگى و نقش خودش در آن فضا را كشف كند، آغاز مىشود. شخصيت رابرت ردفورد در فيلم «همه چيز از بين رفته»، رايان استون در «جاذبه»، چارلى فاينمن در «بر من حكومت كن»، جان دانبار در «رقصنده با گرگها»، تئودور در «او»، ويل هانتينگ در «ويل هانتينگ نابغه»، پاى در «زندگى پاى»، هرولد در «عجيبتر از داستان»، آرون لارستون در «١٢٧ ساعت» و ... همگى در زمره قهرمان فردى هستند.
قهرمانانى كه در سطح فردى از آنها نام برده شد، عمدتاً با دو نوع از مشكلات مواجه هستند: يكى، روانشناختى و ديگرى، هستىشناختى. شخصيتهاى اصلى اين فيلمها، معمولًا فردى منزوى و به دور از جامعه است كه حال نياز داريم تا افرادى بيايند و به داد او برسند! به همين دليل است كه در بيشتر اين دست فيلمها، شخصيتى با كاركرد استاد و مرشد در قالب برادر بزرگتر، روانشناس، دوست قديمى و غيره وجود دارد تا به شخصيت اصلى براى يافتن راه خود، كمك كند. فائق آمدن اين افراد بر مشكلات پيشِ روى، آنها را به قهرمانانى براى ما تبديل مىكند و به عنوان سرمشقى براى افرادى كه دچار مشكلات مشابه هستند و با قهرمان، همذاتپندارى مىكنند، قرار مىدهد. پيام اصلى اين دست آثار سينمايى، غالباً موضوع هميارى و كمك به يكديگر و ناديده نگرفتن مشكلات اطرافيان است.
قهرمانان سطح خانواده
اين دست افراد نيز از پرسش در مورد خود، شروع مىكنند و متوجّه مىشوند كه به لحاظ اقتصادى يا روانى، از زندگى سالم و خوبى بهره نمىبرند. اينجاست كه شروع به شنا كردن برخلاف جهت زندگى عادى خود مىكنند. در نهايت با تكميل ضرورت خود، به انسان كامل يا كاملترى نسبت به قبل تبديل مىشوند يا تمام گذشته خود را نابود