ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - داستان موعود
از همان ابتداى ورود برادر عزيزم «ابراهيم شفيعى سروستانى» به ميدان موعود، به منزله ورود همراهى امين و متخصّص در حوزه مطالعات دينى بود كه مىتوانست با همراهى صميمانهاش بار بزرگى را از دوش ما بر دارد و به راستى نيز طى همه سالهاى گذشته چنين بوده است.
كار شروع شد. اوّلين قدم اين بود كه منابعى را تدارك ببينيم تا كتابخانه تخصّصى مورد نياز فراهم بشود. منابعى را از ميان مجموعه كتابهايى كه خودم از دوران جوانى جمع كرده بودم، گلچين كردم و به اين ترتيب هسته اوّليه كتابخانه تخصّصى مهدويّت در مؤسسه شكل گرفت. همان كه امروزه قريب به ده هزار جلد كتاب جدّى فرهنگى و مهدوى را در خود جاى داده است. بعد از آن هدف ما انتشار مجلّهاى با نام «موعود» بود. جالب اين است كه ما براى انتخاب نام و عنوان مجله، با دوست عزيزى كه يادش بخير باد، جناب آقاى محمّدى، هفتاد اسم از نامهاى مختلف حضرت را روى برگه نوشته بوديم و به دنبال زيباترين و گوشنوازترين نام بوديم كه نام ماندگارى براى مجله باشد. شايد براى خواننده امروز اين مطلب عجيب باشد و لبخندى بر چهرهاش از اين صحبت بنشيند كه ما چگونه براى تك تك اسمها دست به استخاره زديم و با خداوند مشورت كرديم تا در نهايت منجر به انتخاب نام «موعود» شد.
رسيدن به لوگوى موعود، از خطّاطى خواستيم صورتهاى متخلفى از حروف «م، و، ع و د» را بنويسيد. اگر اشتباه نكنم، آقاى شيرچى بود. او حالات مختلف حروف «م، و، ع، د» را براى من نوشت. شبى آن قدر اين حروف را جابه جا كردم تا اينكه به شكل موجود درآمد؛ امّا چون اندازه اين حروف يكى نبود لوگو زيبا نبود و اجزائش به هم نمىخورد. باخبر شدم كه يكى از خطّاطان معروف خطّ ثلث در قم زندگى مىكند. ظاهراً آقاى موّحدى بود. الگوى كلمات را براى او فرستادم و ايشان اين شكل (لگوى ثابت موعود) را براى عنوان «موعود» ابداع كرد. اين طرح الآن چهارده سال است كه بر تمام آثار و محصولات موعود قابل شناسايى است.
در همه اين سالها، ما تلاش كردهايم تا ذهن افرادى را كه مىشناختيم، نسبت به موضوع مهدويّت متأثّر كنيم و مىخواستيم اتمام حجّت نماييم؛ با معلّمان، همكاران، مسئولان فرهنگى در دستگاههاى مختلف اعم از سازمان تبليغات، آموزش و پرورش، صدا و سيما و به گفتوگو نشستيم، آثار خود را عرضه كرديم و ...
همّت و حركت اوّليه ما كه چيزى حدود سه سال طول كشيد، از سويى مصروف متذكّر شدن مردم و به ويژه مسئولان بود و از سوى ديگر بيان ضرورت گفتوگو در مجله موعود و ارائه آثارى كه در مرتبه اوّل به معرفى حضرت امام زمان (ع) و مهدويّت مىپرداخت. اين مطلب را با كمى احتياط عرض مىكنم كه روزى همراه با دوست عزيز و خوبم سيّد مهدى شجاعى به ديدار يكى از مسئولان رده بالا و صاحب منصب فرهنگى كشور رفته بودم. به او گفتم كه ما در حال تدارك انتشار مجلهاى با نام مبارك امام زمان (ع) هستيم. او روى صندلى و پشت ميز بسيار بزرگش جا به جا شد و گفت: «مگر امام زمان (ع) هم مجله مىخواهد»؟! در جواب او گفتم: «وقتى در اين كشور سنگ و سيمان صاحب عنوان و نشريه هستند، چگونه شما مىفرماييد مجلهاى به نام مبارك امام زمان (ع) جايگاهى ندارد.» در هر صورت سه سال اوّل همّت ما مصروف اين ماجرا شد، ضمن آنكه در آن سالها تلاش مىكرديم كه مجلهاى براى جوانان نيز ارائه كنيم. اين جوان نامه يا همان موعود جوان، ابتدا لابهلاى مجله موعود مىآمد ولى آرام آرام زمينه استقلال آن فراهم شد.
مرتبه دوم از حيات فرهنگى مؤسسه، مرتبهاى بود كه وجه اجتماعى و سياسى مهدويّت ارائه شد؛ به اين معنا كه تلاش داشتيم اذهان جوانان را متذكّر اين نكته نماييم كه مهدويّت تنها خلاصه در ابراز مباحث ساده اخلاقى صرف نيست. وجوه ناگفتهاى از مهدويّت هست كه بايد به آن پرداخته شود و يكى از آن وجوه وجه اجتماعى و سياسى مهدويّت است. همين امر باعث شد تا مطالبى در مجله منتشر شود كه ذهنها را متوجّه خود بنمايد.
در كنار اين آثار، امكان ارزيابى ميزان تأثيرگذارى آنها هم وجود داشت؛ ما در رفت و آمد و گفت و شنود با جوانان در دانشگاهها و ديگر اقشار مردم مىديديم كه مجله به رغم ساده بودن تأثيرات مثبت خود را مىگذارد و افراد را متذكّر