ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - غيبت يا غفلت
قطعه ادبى برگزيده در جشنواره كشورى
غيبت يا غفلت
سيد مهدى شجاعى
بلاى جانسوز عصر ما غيبت نيست، غفلت است.
حال و روز شيعه در اين عصر، از دو وجه بيرون نيست. يا معصوم خاتم را، امام را و ولىالله اعظم را محبوب و مقصود و مقتداى خويش مىداند يا سر بر آستان محبوب و مقتدايى ديگر مىسايد.
شيعه اگر گمان كند كه حبيب و طبيب و نجاتبخشى جز او در عالم هست، راه به خطا برده است و پا از صراط مستقيم تشيع بيرون نهاده است.
شيعه اگر در حضور آب، دل به سراب مىسپارد، چگونه نام خود را شيعه مىگذارد؟ شيعه بهتر از هر كس مىفهمد كه «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتًة جاهليةً.» «هركه بميرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهليت مرده است.»
شيعه بهتر از هر كس مىفهمد كه ميزان و معيار محبت، امام است و هر محبتى در راستاى محبت امام، معنا مىشود.
و اگر مدعى است كه مريد آن قطب عالم است، محبّ آن ولىاللهالاعظم است، عاشق آن حجتخاتم است، اين حال و روز با عشق، سر سازگارى ندارد.
كدام عاشقى بى ياد معشوق، زيستن مىتواند؟
كدام عاشقى، يك لحظه بىخاطره معشوق سر مىكند؟
كدام عاشقى هر ازگاه به ياد معشوق مىافتد و محبوب را در رديف ديگر امور روزمره خويش مىبيند؟
كدام عاشق هجرانكشيدهاى خورد و خوراك و خواب و لذت مىفهمد؟
اين ننگ و عار براى عاشق نيست كه از معشوق بشنود كه ما تو را از ياد نمىبريم و مراعات تو را فرو نمىگذاريم و او ... و او بىاشتياق زيارت معشوق سر كند و ياد او را فرو بگذارد؟
اين اوج بىمعرفتى محب نيست كه بداند و بشنود كه