ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠ - داستان موعود
داستان موعود
به روايت اسماعيل شفيعى سروستانى
در آستانه چهاردهمين سال از فعّاليت مؤسّسه فرهنگى موعود و انتشار يكصدمين شماره مجله موعود فرصتى پيش آمد تا صفحهاى از صفحات دفتر فعّاليت اين چهارده سال، فرا روى عزيزان موعودى گشوده شود. گفتوگو دراينباره به نام مدير مسئول و سردبير مجله، يعنى اينجانب افتاد. به اختصار مطالبى را قلمى خواهم كرد.
درباره موعود سؤالاتى وجود دارد كه سعى مىكنم به آنها بپردازم و پاسخهاى مختصرى به آنها بدهم. اميدوارم كه قابل استفاده واقع شوند.
از من سؤال مىشود كه چه شد به فكر تأسيس مؤسسه فرهنگى موعود افتاديد؟
واقعيت اين است كه فكر ورود به اين عرصه و فعّاليت در حوزه فرهنگ مهدوى از من نبود. شايد اين سخن تعارف فرض بشود؛ ليكن به صراحت عرض مىكنم همه آنچه اتّفاق افتاده است، حاصل لطف و عنايت حضرت صاحب الزّمان (ع) بوده و تا به امروز هم، به رغم همه ضعف و فتور و ناتوانىهايى كه وجود داشته، استمرار پيدا كرده است. قبل از اينكه وارد اين حوزه بشوم يا در اين عرصه قلم بزنم، تمام همّ و غمّم معطوف به گفتوگو از شرايط فرهنگى، تاريخى و تمدّنى مسلمانان و آنچه كه جهان اسلام به ويژه طى دويست سال اخير به آن مبتلا شده است، بود. خدا رحمت كند مرحوم علّامه عسكرى را، به ياد دارم روزى از ايشان درباره حوزه تحقيقاتشان سؤال كردم، و پرسيدم: چه شد كه به اين وادى كشيده شديد و به مطالعات در اين زمينه پرداختيد؟ پاسخ دادند كه من در پى يافتن پاسخ به سه سؤال، به اين موضوعات رسيدم. اوّل اينكه مىخواستم بدانم: اسلام چه بوده، دوم بر سر اسلام چه آمده و سوم اينكه براى اسلام چه بايد كرد؟
به نوعى ذهن من هم به اين مطلب مبتلا بوده است. مىخواستم بدانم كه به راستى چه بر سر جهان اسلام، به خصوص طى دويست سال گذشته آمده است؟، چه نوعى از آلودگى دامن ساحتهاى مختلف فكرى، فرهنگى و تمدّنى آنها را گرفته است؟ و در نتيجه براى پالايش دادن آنها چه كار بايد كرد؟ همين عبارت ساده چيزى حدود پانزده تا بيست سال از زندگى مرا به خود مصروف كرد تا در كنار