ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - حى على خير العمل
خود لسان الغيب بود، «كه عشق آسان نمود اوّل ولى افتاد مشكلها.» با اين همه، اميد و عنايت، رفتن را سهل و سير در اين طريق را مستدام ساختند تا به امروز كه معنى اين عبارت شريف را به عيان يافتهام. آنگاه كه فرمودند: «نحن غير مهملين لمراعاتكم؛ ما از كسانى نيستيم كه مراعات حال شما را نكنيم» تجربه چهارده سال حضور، بىهيچ معونه و پشتگرمى، تجربه آن قول شريف و وعده خوبان در مراعات حال دوستداران بود. ورنه، «شب تاريك و بيم موج و گردابى چنين حائل»، به هيچ كس رخصت ماندن و رفتن نمىداد.
از اينجا دانستم كه ادب اين طريق، اقرار و اعتراض شاعرانه و عجين با شعور است:
تو دستگير شو اى پيك پى خجسته كه من
پياده مىروم و همرهان سوارانند.
تدبير در كار ملكدارى شايسته ملوك است تا در پناه آن كار مملكت به سامان درآيد و رعايا امنيت و عيش شايسته بيابند.
امّا، در اين سالها بود كه دريافتم در اين ميدان، راهرو گر صد هنر دارد توكل بايدش.
مالك او بود و تدبير كار رعايا هنر او، ما، اهل و عيال ملك دنيا و دين، سپر انداخته و همه را به او واگذارديم تا تفويض همه امور به دست باكفايتش، نابينايان ناتوان گرفتار در دام بلا و ابتلاى عصر غيبت را از كمينگاههاى تنگ و بيشههاى پرخطر برهاند و كيد حاسدان و مكر مكاران را بىاثر كند و به حقيقت چنين هم شد.
بودنمان دليل بود اوست و امنيت و برخورداريمان نشان دلالتش ورنه همگان مىدانند:
كه بنده را نخرد كس به عيب بىهنرى!
امروز، چونان ديروز، آرزومند تجربه انتشار شمارهاى ديگر از موعود نيستم چه؛ اين تمنا، حتّى به اندازه يك ماه يا يك روز، آرزو و قبول «يك ماه ديگر بى او زيستن» را در خود پنهان دارد. مشاركت در ماهى و روزى ديگر در ظلم انبوه و جارى كه جان آسمان و زمين را به لب رسانده است. رضايت در تداوم حيات ابليس و جنود او، هم آنان كه نقش و مهر عبوديت و بندگى را به انانيت و خودمدارى بدل كردند تا ظلم و سياهى حاصله از دورى، روزى شبان و روزان فرزندان آدم شود. مردان و زنانى كه به آنان، وعده تجربه «خلافت صالحان بر زمين» داده شد:
«وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ»
بسيارند مردان و زنان خفته در دل خاك كه سنگ قبرشان آرزوى به گور رفته و بر دل ماندهشان را فرياد مىكند. درك باعث دورى و عامل سياهى، در هر رتبه و تمناى رهايى از اين همه در هر مرتبه، نهال مجاهدت را در دل مىنشاند تا شايد در پناه گرمى شمس فروزان صالحان و همت مردانه منتظران ميوه آزادى و عدالت تام را ثمر دهد.
شايد اين همت بزرگ است كه پرده از چهره عروس «افضل الاعمال» و «افضل العباده» برمىافكند. شايد اين مجاهدت شريف است كه حقيقت فرمان «حى على خير العمل» را مكشوف مىسازد. او، حقيقت نماز و انتظار او افضل الاعمال است كه در پس پرده غيبت در انتظار قيام است. براى سر دادن تكبيرى بلند كه همه پردههاى پندار را مىدرد و جمال حضرت حق را نمودار مىسازد. إنشاءالله
سردبير
ارديبهشت ٨٨