ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - گزارشى از جمكران
گزارشى از جمكران
محمد حسين بدرى
(گزارش برگزيده جشنواره برترينهاى فرهنگ مهدويّت (ويژه مطبوعات))
اشاره:
مىدانم دلت گرفته، خسته هم شدهاى، آن قدر آدمهاى رنگ به رنگ ديدهاى كه دلت لك زده براى حتى يك نفر آدم صادق يك رنگ و يك دل. مىدانم گاهى دوست دارى سر به بيابان بگذارى. دوست دارى تنها باشى، يا حتى فرياد بزنى. مىدانم گاهى هر قدر كه كار مىكنى، درس مىخوانى، خودت را به اين در و آن در مىزنى، باز هم فكر مىكنى يك گوشه از دلت خالى است هر قدر كه خوش مىگذرانى، باز غصهات مىشود، دلت مىگيرد و مىخزى يك گوشه. همه اينها براى من هم پيش مىآيد. امّا من راهش را پيدا كردهام. يك جاى خوب سراغ دارم. جايى كه دلت را باز كند، خستگىات را در كند. آنجا بيابان هم دارد. جايى كه بتوانى آن گوشه خالى دلت را پر كنى. جايى كه كمى از آن آدمهاى رنگ به رنگ دور شوى. هر وقت كه طاقتم تمام مىشود، معطل نمىكنم. سر بىسامانم را بر مىدارم و مىبرم آنجا.
مىآيى يك بار با هم برويم؟ بيا جلو. دستانت را به من بده. هر دو دستت را. چشمانت را هم ببند. آرام، آرام زمزمه كن: «السلام عليك يا صاحبالزمان»