ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢٢ - جنگ هاى صليبى جديد و رويارويى جدّى با اسلام
ما هم كه به اروپا رفتيم همين حرف را به آنها گفتيم. اينها دو سه سال فكر كردند بعداً پيش ما زانو زدند كه نمىتوانيم. قرآن مطلق است، قرآن سخن خداست. معنى ندارد ما از اين آموزه دست برداريم. ما براى خوشآيند ديگران نبايد دينمان را دستكارى كنيم.
امروز انسانهاى غربى به دينهاى دستكارى و تابع انسانشده نياز دارند، زيرا خدامحورى ديگر حذف شده و زمان خودمحورى است. هرچه كه تو انجام دهى معيار است، نه خدا. عرض كردم طىّ اين برنامه، با كمكهاى مالى، سياسى و رسانهاى آمريكا بوديسم- آيين نسبىگراى غربى شده- را جا بيندازد. هفتهاى نيست كه از دالايىلاما برنامه پخش نكنند؛ از شبكه الجزيره قطر گرفته كه مروج- به اصطلاح- صهيونيسم اسلامى است و شبكههاى سى. ان. ان و ....
نكتهاى كه روى آن بسيار تأكيد مىشود، ضدّيت او با اسلام است. معلوم است، به كجا مىخواهند برسند. به دنبال سرزمينهاى از دست رفته خودشان هستند. براى مسيحىها هم مطلوب است. لذا دالايىلاما، پاپ و اين آقاى يهودى صهيونيسم- كسينجر- در يك راستا دارند حركت مىكنند.
بعد از تبليغ بوديسم، طراحى كردند كه اگر انسانهاى عالم بودايى شدند رهبرى را چگونه مىخواهند دست بگيرند، كى بايد رهبر اينها باشد و تصميم گرفتند كه خود بودايىها باشند، آنها مراسمى دارند به نام مراسم «كاراچاكرا»، كاراچاكرا متن دعا است؛ خيلى مهم است، متن رسمى است كه بايد با حضور دالايىلاما خوانده شود. چند سال قبل در «گرادس» اتريش اين مراسم برگزار شده بود؛ چون گرادس پايتخت فرهنگى اروپا بود. راهبهاى بودايى يك سال كار مىكند يا مدت زمان زيادى وقت صرف مىكنند و طرحى از عالم بر روى ماسههاى رنگى، بر روى يك بشقاب يا ديس بزرگ ترسيم مىكنند؛ مثلًا چند متر و آن شكل به اين صورت است كه از چند جهت عالم راههايى را ترسيم مىكند كه به يك مركز مىرسد و در مركز آن يك مكعب قرار دارد. دعا خوانده مىشود و با حضور دالايىلاما اين ظرف را مىتكانند و نقش عالم را بر آب مىزنند و تخريبش مىكنند. اين مكعب سمبل چه است؛ كعبه.
ايمانآفرينى بودايى با خواندن دعا و مراسم دعا و تخريب اين نقش عالم است. حال چرا اين طرح را براى ما ريختهاند؟ براى اينكه ما قوى هستيم. آنها دارند براى آينده برنامهريزى مىكنند و مىدانند كه در آينده، آينده به دين متعلق خواهد شد، لذا دارند جلويش را مىگيرند. حالا چرا دين ما قوى است؟ براى اينكه موافق فطرت و ذات انسان است. براى اينكه به همان حقيقتى شهادت مىدهيم، و با همان حقيقتى زندگى مىكنيم و مىميريم كه انبيا به آن شهادت دادهاند؛ «لا اله الا الله.» براى اينكه ما عقيده به توحيد، عقلانيت، معنويت و روحانيت كه ويژگىهاى اسلام است، داريم. يعنى معنويت ما خلاف عقل نيست و عقلانيت ما خلاف معنويت نيست. دليل ديگر اينكه ما پاكيم. مگر نگفتند اين پيغمبرها را از اين قريه اخراجشان كنيد؛ چرا؟ «إِنَّهُمْأُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ»، ٤ چون پاكند و اين افتخار ماست. زيرا ما پيرو وحى رسالى و پيرو انبياى الهى و قرآن كريم هستيم.
بالاتر از همه اينكه ما ولى و رهبر زنده داريم. نمايش اقتدارمان- حج- را نگاه كنيد. چرا مردم بايد دور خانه خالى بگردند (!) يعنى خانه صاحبخانه و صاحبخانه دارد. اينها به دنبال آن صاحبخانه هستند و مىدانند كه او زنده است. ما داراى دينى هستيم كه صاحب زنده دارد. در حقيقت با انديشه اجتهاد و فقاهت و با عنصر ولايت فقيه در تحقق خودش و در نفوذ در جانهاى انسانها تلاش مىكند و ريشه مىدواند.
يقيناً بدانيد همانطور كه تزار روس آرزوى دست يافتن به آبهاى گرم خليجفارس را با خود به گور برد، آنهايى هم كه اميد پيدا كردهاند كه اين قرن، قرن سلطه آنها بر كشورهاى اسلامى باشد آرزويشان را به گور خواهند برد؛ مشروط به آنكه ما و مسئولان ما قدر خودمان را بدانيم و امكاناتمان را وقف خدمت به دين، شريعت و مذهب حقّه تشيع و تفكر والاى اسلامى كنيم.
انشاءالله
پىنوشتها:
اين سخنرانى در پانزدهمين نشست ماهانه فرهنگ مهدوى در جمع اعضاى خانواده موعود ايراد شده است.
[١]. تعداد حاضران نشست به بيش از دويست نفر بالغ مىگرديد.