ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - نخستين دايرةالمعارف موعود آخرالزّمان
نخستين دايرةالمعارف موعود آخرالزّمان
آنچه مجموعه دايرةالمعارف را از كتاب اطلاعات عمومى متمايز مىسازد، بنياد نظرى و نگرش جامع و ويژهاى است كه بر مضامين و معارف موجود در آن حاكم مىشود و چون نخى نامرئى اجزاى مجموعه را به هم پيوند مىدهد. اين امر، نگاه و دريافت عمومى مخاطبان را متوّجه و متذكّر آن نظر بنيادى و نگرش ويژه مىكند.
در حقيقت، نگارش دايرةالمعارف، در نقاط عطف مهم تاريخى هر قوم، وظيفه سنگين اصلاح يا تجديد بناى نگرش و دريافت كلى آن قوم را، درباره هستى و فرهنگ آنها، عهدهدار است. چنانكه تأليف دايرةالمعارف بزرگ فرانسه، موجب شد تا عموم روشنفكران عصر رنسانس، با ارائه تعاريفى جديد، درباره همه شئون زندگى بشر و البته متفاوت با نگرش ادوار پيشين (عصر مسيحيت)، بنياد جديدى را در غرب استوار سازند؛ بنيادى كه مبتنى بر «سكولاريزم» تعريفى نو از عالم و آدم عرضه داشت.
حسب همين نگرش و به دليل فقدان اثرى جامع دراينباره، از نخستين روزهاى فعّاليت، مؤسّسه فرهنگى موضوع تأليف دايرةالمعارف موعود آخرالزّمان را در دستور كار مؤسّسه قرار داد و سپس به تدارك مجموعهاى از مطالب مستند، مستدل، مدون، شيوا و جامع كه امكان مراجعه و استفاده علاقمندان حوزه «معارف مهدوى»، به ويژه پژوهشگران جوان را فراهم كند و در عين حال دربرگيرنده عموم مباحث موجود و مشهود در آثار متقدمان و متأخرّان باشد، همّت گماشت.
با وجود اين، ضرورت تدوين يك مأخذشناسى جامع، ما را، پيش از هر اقدام، به سوى شناسايى، جمعآورى و مطالعه جامع منابعى سوق داد كه از قرون گذشته حاوى مجموعه معارف مهدوى بودند. در عمل نيز روشن شد كه بدون اين مهم، امكان ورود به جغرافياى تأليف آن اثر بزرگ ميسّر نبود. در واقع اين امر به مقدمه ضرورى و لازم دايرةالمعارف مبدل شد و بدين ترتيب مدت دو سال و نيم تدارك مأخذشناسى تفصيلى ذهن و زبان و قلم گروه پژوهشى را درگير فعّاليتى بىوقفه و مستمر ساخت.
سابقه گفتوگو از آخرالزّمان، ظهور، منجىگرايى و ...، عمرى به درازى حيات بشر در عرصه هستى دارد، چنانكه همه ملل و نحل متوجّه و متذكر اين امر هستند؛ ليكن، در حوزه فرهنگ اسلامى عمر اين گفتوگو به روزهاى آغاز بعثت حضرت ختمى مرتبت (ص)، باز مىگردد چنانكه پيشوايان معصوم (ع) نيز اين مبحث را، نيز استمرار مىبخشند و كتابهايى با عنوان «الغيبة» مقارن عصر ائمّه (ع) تأليف مىشود و بعد از قرن سوم و چهارم توجه به اين موضوع به اوج خود مىرسد و با تأليف كتابهايى چون «الغيبة» شيخ طوسى، «الغيبة» نعمانى و «كمالالدّين» شيخ صدوق به رشد و كمال مىرسد.
در مراحل بررسى منابع و مآخذ اسلامى، آغاز كار، مطالعه آثار پيشينيان، از ميان عالمان و پژوهشگران قرون چهارم و پنجم هجرى و انجام كار و نقطه فصل بررسى آثار مؤلفان و نويسندگان سال ١٤٢٥ ق/ ١٣٨٣ ش در نظر گرفته شد. در واقع، اين اثر- مأخذشناسى تفصيلى- دربرگيرنده كليه آثارى است، كه به صورت جدى، موضوع مهدويّت و منجىگرايى را از قرون چهارم تا پانزدهم (حدود ١٤٢١ سال) اساس مطالعه و موضوع بررسى و تحقيق خود قرار دادهاند.
بىگمان، در اين گستره، تمامى آثار از لحاظ كيفيت و غنا حائز رتبه اوّل نيستند و در ميان خود آثارى را نيز جاى دادهاند كه از حيث محتوا و مستندات حائز رتبه دوم و سوماند. با اين همه پژوهشگر آگاهى به ميزان شناخت از سابقه و جايگاه مؤلف و محقّق در ميان اهل علم و تحقيق، گستره مباحث و موضوعات، مستندات ارائه شده در اثر، ردهبندى مطالب و موضوعات، وزانت قلم و استحكام مباحث، به جايگاه و رتبه يك اثر در ميان عموم آثار مهدوى- كه در حال حاضر دربرگيرنده قريب به ٢٥٠٠ اثر است