ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - غرب و مهدويّت
جريانسازىها
اشاره:
يكى از توفيقات موعود طى چهارده سال گذشته، طرح مباحث و موضوعاتى بوده كه به بركت نام حضرت صاحب الزّمان (ع) موجب بروز امواج متعدّدى در عرصه مطالعات فرهنگى، اجتماعى و حتّى سياسى شده است. مهم ترين جريانات ايجاد شده ذيل عناوين زير قابل شناسايىاند:
غرب و مهدويّت
تا سال ١٣٧٥ شمسى يعنى همزمان با انتشار اوّلين پيش شماره موعود، حدود ٢٠٠٠ عنوان كتاب درباره حضرت مهدى (ع) و موضوع مهدويّت به رشته تحرير در آمده بود كه هريك از اين آثار از زاوىهاى خاص به موضوع مهدويّت پرداخته بودند. در ميان اين آثار، مطالب مشترك بسيارى درباره تولد امام زمان (ع)، غيبت صغرا و كبرا، نشانههاى ظهور و ... قابل مشاهده بود. ماهنامه موعود براى اوّلين بار در كشور، پنجرههاى جديدى به مباحث مهدوى گشود كه از آن جمله موضوع «رويكرد غرب به مهدويّت و معنويت» بود.
در نخستين سالهاى انتشار مجله، سلسله مقالاتى با عنوان «رويكرد غرب به معنويت و مهدويّت» با قلم سيد احمدرضا يكانى فرد، عرضه شد كه به اختصار در اين باره سخن مىگفت. بنا بر آنچه در اوّلين شماره اين مطلب آمده به خوبى مى توان دريافت كه مطالب شمارههاى بعدى در پاسخ به اين فراخوان مجله بوده است:
«امروز شاهد آنيم كه يكى از نشريات غربى، خبرى از مكاشفه يا الهاماتى از طرف حضرت مريم (س)، حضرت مسيح (ع) و حتى حضرت فاطمه (س) و تجلّى آنها در مكانهايى خاص نظير محلّه «مجوكرويه» يوگسلاوى و يا كوههاى راكى آمريكا مطرح مىسازند. گردانندگان موعود خرسند خواهند شد خوانندگانى كه در اين زمينه آگاهىهايى دارند ما را يارى كرده، گزارشها و اطلاعات هرچه بيشترى درباره مسئله مذكور براى استفاده و چاپ به دفتر مجله ارسال نمايند.»
در پى اين فراخوان، درج سلسله مطالبى با عناوين مذكور در مجله آغاز گرديد. مطالبى مانند «هزاره گرايان مسيحى آرامش اورشليم را تهديد مىكنند! (شماره ١٤؛ خرداد ١٣٧٨)»، «تكاپوى آخرالزمان در غرب (شماره ١٥؛ مرداد ١٣٧٨)»، ابعاد ديگرى از توجه غرب به آخرالزمان و منجى گرايى را برملا مىساخت تا اينكه در ادامه اين سير، پس از سه سال گف توگو در خصوص اين موضوع، در سال ١٣٧٩ گف توگويى با جناب دكتر بلخارى با عنوان «هاليوود و مهدويّت» انجام شد. طرح اين موضوع و خطّ سير آن توسط موعود، استقبال گسترده خوانندگان، به ويژه مراكز تحقيقاتى و پژوهشى را در پى داشت؛ چنان كه در نمايشگاه بين المللى كتاب سال ١٣٨٠ شاهد توجه جدّى مجامع فرهنگى به آن بوديم.
شمارههاى ٢٩ و ٣٠ مجله كه در پايان سال ١٣٨٠ منتشر شد حاوى ترجمه مقالهاى با عنوان: «آيا جورج بوش همان دجال است؟» بود. اين مقاله به قلم كشيشى مسيحى نوشته شده، افقهاى جديدى را به موضوع گشود.
مستنداتى كه مؤلف براى اثبات به آنها مدّعاى خود استناد كرده از اين قرار است:
سند اول: «تشخيص دجّال از طريق علم اعداد»؛
سند دوم: «حمايت گروههاى شيطان پرست»؛
سند سوم: «پيشگويىهاى نوستر آداموس»؛
سند چهارم: «پيشگويىهاى انجيل».
براى ارائه بهتر مستندات اصلى عنوان در شماره بعدى مجله (شماره ٣١) مقالهاى با عنوان دجّال (آنتى كرايست) در «كتاب مقدّس» منتشر شد تا برخى ابهامات را درباره دجّال مسيحيان برطرف كند.
موضوع غرب و منجىگرايى در گفتوگو با دكتر مجيد شاه حسينى، مدير گروه معارف سيما در آن زمان پژوهشگر و صاحب نظر سينمايى ادامه يافت. منتقد تواناى سينما با عنوان «غرب، سينما و آخرالزمان» به طور علمى و با ارائه مستندات متعدّد همراه با دستهبندى نو، كمك نمود تا رويكردى كه امروز با عنوان نقد فيلمهاى آخرالزمانى هاليوود در گوشه گوشه كشور، قوام يابد.
آثارى چون: «هاليوود و فرجام جهان»، «بازىهاى رايانهاى و آخرالزّمان» و «اسطورههاى صهيونيستى سينما» تنها بخشى از آثار حاصل از اين رويكرد بودند. در حال حاضر اين جريان در محافل و مج امع فرهنگى رو به گسترش است.