ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢٠ - اسلام، يگانه هويت ضدّ سلطه
و خودشان زودتر از ما به اين موضوع پرداختهاند كه آينده دين چگونه است و دين آينده چه دينى است.
اسلام، يگانه هويت ضدّ سلطه
آنها وقتى ويژگىهاى اديان را مطالعه كردند، مشاهده كردند تنها دين و تنها افرادى كه مىتوانند هويت مستقل داشته باشند مسلمانها هستند. آنان مطالعات پيشين خود را مخفى كرده بودند، ولى بعد از انقلاب اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى (ره) ديدند تنها دينى كه امروز به درد انسانها مىخورد و در برابر اين هژمونى مىتواند آهنگ مخالف بنوازد اسلام است. امّا امروز فرياد به جايى رسيده كه هيچ كس نمىتواند مخفىاش كند.
بنده در اتريش، در دانشگاه واتيكان براى كشيشها الهيات مسيحى تدريس مىكنم. هرسال معمولًا چهار پنج ماه آنجا هستم. دانشگاه بزرگترين كلاس درس را به بنده اختصاص داده است زيرا در كلاسهاى عادى به دليل ازدحام و كثرت داوطلبان، امكان برگزارى اين كلاس نيست. اين به دليل آن است كه من مباحث الهيات مسيحى را به صورت تطبيقى با الهيات اسلامى ارائه مىدهم. ويل دورانت در «تاريخ تمدن» خود جمله معروفى دارد. او مىگويد: «اسلام صد جان دارد. از اين طرف آن را مىكشى از آن طرف مىآيد»، ظاهراً او آگاه نبوده كه اسلام دين فطرت است؛ از همين رو دين گذشته، حال و آينده است. آنها نمىتوانند قرآن را از بين ببرند. «إنّا نحن نزّلنا الذكر و إنّا له لحافظون»، ٢ «إنّ هذا القرآن يهدى للّتى هى أقوم.» ٣ لذا يكى از درسهاى بنده در آنجا اين است: «دوباره به قرآن گوش كنيد» از شما هم مىخواهم دوباره به قرآن گوش كنيد. از روحانيان خودمان مىخواهم، از سروران خودم، از خواهران و برادران مىخواهم يك بار ديگر به قرآن گوش كنند ببينند پيام قرآن چه است و آينده دين را چگونه تصوير مىكند.
آنها به اين ايمان رسيدند. باور كنيد بعضى از آنها ايمانشان به قرآن، بيشتر از ايمان بنده به قرآن است. يك روز يكى از دانشجوهاى من كه يك خواهر روحانى (مسيحى) بود، به من گفت: قبل از شروع درس با خودم فكر مىكردم كه شما چه مىخواهيد بگوييد؛ از اسلام كه چيزى نمانده است. اسلام ديگر مثل آبكش سوراخ سوراخ شده است، شما چه مىخواهيد بگوييد؟! امّا همين كه «بسم الله الرحمن الرحيم» را شنيدم چنان آرامشى در وجود من حاكم شد و به اين حقيقت بسم الله رسيدم. ما ممكن است روزى هزار بار بسم الله بگوييم، امّا چند بار تنمان مىلرزد! ببينيد، ما فكرمان محدود مانده است. ما، نه به رسالت جهانى اسلام كار داريم، نه به دنيا كار داريم. اين دينى كه با يك «بسم الله» آتش مىزند به جان يك خواهر روحانى، اين دينى كه يك روايت از پيغمبرش خانم «مارى شيمل» را مىسازد؛ زن نابغهاى كه در بيست و يك سالگى دكترىاش را گرفته و استاد دانشگاه شده است. به او گفتند چرا مسلمان شدى؟ مىگويد: «پيغمبر شما بود كه من هدايت شدم.» از صبح تا غروب قرآن گوش مىكرد. كمتر كسى مثل ايشان به اسلام خدمت كرد.
واقعاً اين دين چه دينى است كه زخمه روح انسانها شده است و با نواختن در اين تار وجودشان، نغمه داوودى «لا اله الّا الله» به آسمان مىبرد. حقّش نيست كه دوباره به پيام قرآن گوش كنيم. آيا با توجه به اين عوامل، دين ديگرى براى انسانها يا در آينده انسانها ايفاى نقش خواهد كرد. تازه اگر هم دينهاى ديگر نقش داشته باشند كه قطعاً خواهند داشت، آيا به اندازه اسلام خواهد بود. جداى از آيات قرآنى جداى از احاديث نبى اكرم (ص) و روايت ائمه معصومين (ع) جداى از پيشگويىها، اخبار غيبى و ... به عنوان يك پديدارشناس، شما ويژگىهاى تفكر اسلامى و دين اسلام را در نظر بگيريد و نيازهاى انسان را با آن بسنجيد. قطعاً جداى از تمام آن حقايق كه آنها درست هم هستند هر پديدارشناسى به اين نتيجه مىرسد كه آينده متعلق به اين دين است و زنده بودن آن به همين است كه انسانساز است. ما اين ادعا را كرديم امّا ديگران زودتر از ما اين سرّ را فهميدند.
غربىها به بعضى از آموزههاى اسلام بيشتر از ما ايمان دارند. شما مىدانيد مسواك، نظافت و طهارت در انديشه غربى نبود. حتى قصرهايى كه از دويست يا سيصد سال قبل مانده توالت و دستشويى و حمام نداشته است. فاضلابشان را جمع مىكردند و شب مىبردند بيرون مىريختند. امّا در اسلام- ١٤٠٠ سال قبل- نبى اكرم (ص) فرموده بود، چاه بكنيد و فاصله چاه با اطراف آن بايد چقدر باشد. در همين رابطه مستحبات و مكروهات فراوانى داريم، الى ماشاءالله. درباره مسواك از نبى اكرم (ص) نقل شده «اگر براى امتم دشوار نبود، مسواك را برايشان واجب مىكردم.» امروز در غرب دارد به آن عمل مىشود. آنها به بعضى از آموزههاى اسلام خيلى خوب عمل كردند و به بعضى از آموزههاى آن خيلى بيشتر از ما ايمان دارند. آنها گوهر اسلام را خيلى بهتر از ما شناختند. يكى از گوهرهاى اسلام اين است كه اسلام دين آينده است. پس بايد آموزههاى آن را در زندگى جارى كنيم.
حال اين سؤال پيش مىآيد كه ما امروز اسلامهاى مختلفى