زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٩٣ - آيت الله گلپايگانى قدس سره و مصوبهى انجمنهاى ايالتى و ولايتى
غير از خير و صلاح مملكت و نجات ضعفا هدف ديگرى ندارد و به موقع وظايف خود را انجام مىدهد. اقدامات علما احساسات اسلامى را بيدار كرده است ...»[١]
٢- گسترش بىبندوبارى در پوشش اعطاى حق رأى به زنان.
اعطاى حق رأى به زنان يكى از بخشهاى تصويبنامه بود كه از نظر طرفداران شاه اهميت بسيار داشت و اشرف پهلوى- خواهر شاه- آن را مهمترين تحول تاريخى براى زنان مىخواند. ورود بانوان به صحنههاى اجتماعى و سياسى در حالى كه زنان نيز همانند مردان از ابتدايىترين حقوق انسانى محروم بودند، ماهيتى جز فريب و به فساد كشاندن آنها نداشت. در كشورى كه انتخاب آزاد وجود نداشت و فهرست كانديداها به وسيلهى دولت و ساواك تعيين مىشد، رأى دادن يا راه يافتن زنان به مجلس چه اهميتى داشت. مخالفت با تصويبنامه، نه مخالفت با آزادى زنان، بلكه مخالفت با توسعهى فساد بود.[٢] دولت علم قصد داشت با اعطاى حق رأى به زنان، اولا دليل عقبماندن و محروميت گذشتهى آنها را به عهدهى اسلام و قانون اساسى بگذارد؛ ثانيا آخرين مانعى كه در راه پيوستگى كامل به غرب است از بين بردارد.[٣]
آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه در دومين تلگرام خود به نخست وزير- اسد الله علم- اعلام داشت:
«شما اگر به بقاى اين مملكت و مصالح عاليهى آن علاقه داريد بايد بدانيد كه به اتكاى قدرت شخصى، جعل قانون و مقررات آن هم برخلاف قوانين مقدسهى اسلامى، غير قابل اغماض و سبب تزلزل اركان استقلال مملكت است ...[٤] در اين مملكت ثابتتر از ايمان و ديانت و علاقهى مردم به سنن اسلامى، اصلى نيست؛ اگر به اين اصل تجاوز شود و به تذكرات جامعهى روحانيت و مسلمين اعتنا نگردد، حافظ و نگهبانى براى اصول ديگر قانون اساسى باقى نخواهد
[١]. مركز اسناد انقلاب اسلامى، پيشين، ج ١، ص ١١٤
[٢]. ر. ك: جمعى از مؤلفان، پيشين، ص ٧٦
[٣]. ر. ك: جلال الدين مدنى، ج ١، پيشين، ص ٣٧٦
[٤]. مركز اسناد انقلاب اسلامى، پيشين، صص ٣٦- ٣٧