زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٨٢ - مواضع سياسى آيت الله گلپايگانى قدس سره
شكست اين انقلاب در همهجا پاى استعمار را محكم مىكند. لذا مبارزه و جهاد كنونى ... آنچه از اين انقلاب تا حال حاصل شده با كمال هوشيارى حفظ گردد.»[١]
مواضع سياسى آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه
در دوران اختناق رژيم ستمشاهى پهلوى و در مقابله با حوادث سهمگين سالهاى تبعيد امام خمينى قدّس سرّه، مواردى پيش آمد كه صداى اين مرد بزرگ تنها صدايى بود كه از حوزهى علميهى قم برخاست و به نهضت شور و توان بخشيد. آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه در رابطه با وضع خفقانآورى كه توسط رژيم حاكم ايجاد شده بود و خود از نزديك شاهد آن بود- به طورىكه تمام رفتوآمدها و سخنرانىهايش كنترل مىشد- در يك سخنرانى تند عليه رژيم به جو حاكم در كشور شديدا اعتراض نموده، چنين بيان مىكنند:
«اينچه وضعى است كه در مشهد هرجا مىخواهيم برويم و بازديد از هركسى كه مىكنيم، مأموران ساواك پشت سرم مىآيند، آخر خوب است با يك پيرمرد روحانى اينگونه معامله شود؟ مگر بايد براى رفتن به مشهد از شما اجازه بگيريم؟»[٢]
دولت پهلوى در اواخر دههى ٣٠ تا اوايل دههى ٤٠، با اتخاذ استراتژى جديد، سعى فراوان نمود كه جامعهى ايران را از بافت سنتى و مذهبى خارج كرده، كشور را به سمت و سوى مدرنيزاسيون سوق دهد. اولين برنامهى اصلاحى رژيم، اصلاحات ارضى بود كه در زمان دولت امينى با فشار و الزام آمريكا انجام گرفت و آخرين آن، زمان دولت هويدا فروش اقساطى زمين به كشاورزان بود. رژيم پهلوى، پس از رحلت آيت الله بروجردى قدّس سرّه در فروردين ١٣٤٠ به منظور كاستن توان رهبران مذهبى در ايران، به فكر انتقال نهاد مرجعيت از قم به نجف افتاد و بر اين اساس، همزمان با ايجاد زمينههاى مناسب براى
[١]. همان، ص ص ٦٢٨- ٦٤٩
[٢]. على كريمى جهرمى، پيشين، ص ٩٥ و نيز ر. ك: اسناد مربوط به مسافرتها