زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٨١ - مواضع آيت الله گلپايگانى پيرامون فرهنگ استعمارى غرب و صهيونيستها
سياستهاى اجانب و اقليتها شد ...»[١]
به نظر وى اهداف شوم و انگيزههاى سوء حركات استعمارگران و ايادى آنها، براى گرفتن خاصيت انقلابى و حياتى اسلام از آن است و اينكه نگذارند مسلمانان در كوشش، جنبش و نهضت باشند و آزادىخواه بوده، دنبال اجراى احكام اسلام باشند و حكومتى به وجود بياورند كه سعادتشان را تأمين كند و سرانجام نگذارند مسلمانان چنان زندگىاى داشته باشند كه در شأن انسان و اسلام است.
«جاى تأسف است به جاى اينكه از چنين افراد با ايمان براى حفظ حدود و ثغور اسلام قوىترين و نفوذناپذيرترين ارتش را كه فقط در خدمت به اسلام و حفظ استقلال جامعهى اسلامى و مدافع از حيثيات اسلام باشد، تشكيل دهند؛ با وسايل مختلف تحت نظر مستشاران بيگانه كوشيدند شخصيت اسلامى آنها را تغيير داده، پاسدار بقاى استعمار سازند.»[٢]
آيت الله گلپايگانى آمادگى و تجهيز استعمارگران عليه انقلاب اسلامى را متذكر شده، از مردم مىخواهند كه با هوشيارى كامل به حفظ نظام اسلامى در مقابله با فرهنگ غرب بپردازند.
«... دنيا به ما و به اين انقلاب اسلامى چشم دوخته است. همه مىخواهند ببينند ملت مسلمان ايران در اين مبارزه چگونه بر استعمار و ظلم و خيانت و جنايت و وحشيگرى و ارتجاع دو هزار و پانصد ساله پيروز مىشود و در اين جهاد مقدس كه ملت مسلمان با نيروى ايمان و اتحاد و اتفاق اسلامى و اعتماد و توكل به خدا كه ياروياور مستضعفين و شكنندهى قدرت ظالمين است در يك طرف و استعمار ابرقدرتها با تمام قواى مادى خود و سلاحهاى مدرن و نيرنگها و دسايس و وسايل و مزدورانى كه دارند در طرف ديگر قرار دارد. غلبهى حق بر باطل و عدل بر ظلم و نور بر ظلمت چگونه آشكار خواهد شد ... اگر اين انقلاب خداى نخواسته به ثمر نرسد و استعمار ... بتواند اين انقلاب را متوقف سازد، به حيثيت اسلامى لطمه وارد مىشود و استعمار در همهجا قوت مىگيرد ....
[١]. همان، ص ١١٤
[٢]. همان، ص ٦٥٢