زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٧٦ - آيت الله گلپايگانى و رابطهى دين و سياست
كريمى جهرمى و آيت الله صابرى همدانى چنين بيان مىكردند كه ايشان در بحث نظام سياسى، اجتماعى اسلام همانند امام خمينى قدّس سرّه مىانديشيدند و حفظ جمهورى اسلامى ايران براى ايشان يك اصل مسلم بود و مكرر مىفرمودند: «بايد اين نظام حفظ شود.» معظم له با شركت در تمام انتخابات و همهپرسىهاى انجام گرفته، سيستم حكومتى و نظام خاص اجتماعى، اقتصادى، سياسى و فرهنگى ايران را قبول نموده و از آن حمايت مىكردند[١] و در دوران حيات خويش در همه حال به حمايت از دولت جمهورى اسلامى پرداخته و اگر شرايطى براى انقلاب پديد مىآمد كه نياز به حمايت ايشان احساس مىشد، اقدام مىكردند و بيشتر از مراجع ديگر در تقويت نظام اسلامى حاكم در ايران تلاش كردند. تا آنجا كه مكرر مردم ايران در توصيه به اطاعت از امام خمينى قدّس سرّه مىكردند.[٢] نظرات حكومتى و سياسى ايشان به طور محسوس دربارهى شكل حكومت با آنچه كه امام خمينى قدّس سرّه مىانديشيدند و در حركت توفندهى انقلاب مشهود بود، مغايرت ندارد.
از مهمترين شاخصهاى تفاوت آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه با ساير فقهاى اين عصر، شكل مبارزهى ايشان است. وى در مبارزات خود عليه رژيم پهلوى به لزوم ايجاد حكومت اسلامى معتقد بود و فقط در صورتى كه ضررى متوجه دين شود، تكليف را ساقط مىدانستند، اما در صورتى كه ايجاد نظام اسلامى احتياج به جانفشانى داشت، ايشان به استقبال شهادت مىرفتند تا آنجا كه در زمان حملهى رژيم پهلوى به فيضيه و حملهى مأموران دولتى و امنيتى به بيت ايشان، مىفرمايند: «... خدا گواه است راضى بودم مرا به قتل برسانند ...»[٣] وى اينگونه خود را براى جانفشانى در راه اسلام و استقرار نظام اسلامى آمادهى شهادت مىكنند و به هيأت حاكمه اعلان مىكنند كه اين ملت به كمتر از تشكيل نظام اسلامى قانع نخواهند شد و لزوم تشكيل حكومت اسلامى را گوشزد
[١]. ر. ك: على كريمى جهرمى، پيشين، ص ١٤٢
[٢]. همان، ص ١٤٢ به بعد از اندكى تصرف و نيز در ملاقاتهايى كه نگارنده با آقايان كريمى جهرمى و صابرى همدانى انجام داده، اينان معتقد بودند كه آيت الله گلپايگانى در انديشههاى فقهى- سياسى و اجتماعى همانند امام قدّس سرّه بودند.
[٣] و هو جدير، بألا أقصر هنا صفحات قلائل على عرض حياته، فمجال ذلك دراسة كبيرة مفصلة عن شخصيته، و لعلي أوفّق لنشرها في رسالة مستقلّة.