زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٦١ - آيت الله گلپايگانى قدس سره از ديدگاه علما
- آيت الله يثربى كاشانى كه يكى از هممباحثههاى ايشان بودهاند، بعد از مباحثهاى كه از كتاب طهارت با وى داشتهاند به همراهشان دربارهى آيت الله گلپايگانى چنين مىگويند: «آقاى گلپايگانى فقيه است، يا خيلى ملّا است.»
- آيت الله آخوند ملا على همدانى قدّس سرّه كه خود از شاگردان شيخ عبد الكريم حائرى و از استوانههاى علمى بودند، نسبت به اين مرجع بزرگ علاقهى شديدى داشتند و افراد را براى تقليد از ايشان تشويق مىكردند و مىفرمودند: «آقاى سيد محمد رضا گلپايگانى از جوانى زاهد بود.» يكى از بزرگان حوزه نقل مىكرد كه مرحوم آقاى آخوند همدانى در زمان آقايان مراجع ثلاث- آيت الله صدر، آيت الله حجت، آيت الله خوانسارى- فرموده بودند: «من آقاى گلپايگانى را از اين آقايان كمتر نمىدانم.» و در جاى ديگر نقل شده كه برخى ايشان را همطراز شيخ انصارى دانستهاند.[١]
- آيت الله كوهستانى كه نمونهى برجستهى علماى اتقياى معاصر به شمار مىرفتند، نسبت به آيت الله گلپايگانى احترام ويژهاى داشتند. ايشان پيوسته از فضلاى حوزهى علميهى قم، مبانى فقهى مرجع بزرگ شيعه را پرسش مىكردند و لياقت و صلاحيت مرجعيت و تكفل بيان حلال و حرام امور امت اسلامى را به نحو شايسته در معظم له مجسم مىديدند؛ ازاينرو احتياطاتى كه پيش مىآمد، افراد را به فتاواى ايشان ارجاع مىدادند و از سهم مبارك امام تا آنجا كه ممكن بود، خدمت آيت الله گلپايگانى مىفرستادند.[٢]
- آيت الله حاج شيخ عبد الكريم حائرى قدّس سرّه، مؤسس حوزهى علميهى قم، در دوران اختناق و فشار رضا خان به آيت الله گلپايگانى اجازهى صدور فتوى مىدهند و در آن اجازه- در حالى كه معظم له حدود بيست و پنج سال بيشتر نداشتند- تصريحبه اجتهاد ايشان كردهاند و براى مسئولين دولتى آن دوره فرستادهاند. خود معظم له در اين باره فرمودهاند:
«ايشان در آن موقع اظهار لطف كرده و سوگند ياد نمودند كه تو مجتهد مىباشى
[١]. على كريمى جهرمى، پيشين، ص ١٦٢
[٢]. ر. ك: يادنامهى آيت الله كوهستانى، بىجا، بىنا، بىتا، ص ٤٢