زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٣٠ - اساتيد
صلاحديد آنها به درباره پهلوى رفت و با شاه ملاقات نموده، نظرات علماى قم را به وى ابلاغ نمود و شاه را از عواقب خطرناك اين طرح بر حذر داشت، ولى محمد رضا پهلوى به اعلام خطرهاى ايشان توجه نكرد و ضمن انتقاد از روش مراجع قم گفته بود:
«روحانيون ايران بايد شاه دوستى را از علماى اهل تسنّن بياموزند كه آنها بعد از انجام هر فريضهاى به پادشاه كشورشان دعا مىكنند، ولى علماى ما چه بگويم!؟» آقاى كمالوند در پاسخ شاه مىگويند: «آنان مأموران رسمى دولتهايشان هستند و دعا كردنشان به پادشاه از روى انجام مأموريت است مانند استانداران و فرمانداران ايران كه دعا، نيايش، مدح و ثناى آنان براى پادشاه روى مراسم ادارى است، ولى علماى شيعه در تاريخ هزار سالهى خود هيچگاه مأمور حكومتها نبوده و نخواهند بود؛ بايد حسابها را از هم جدا كرد ...»[١]
مرحوم آيت الله كمالوند در سال ١٣٨٣ ه. ق دار فانى را وداع گفته، نزديك قبر آيت الله حائرى در قم دفن شدند.
سومين هممباحثهى آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه مرحوم حجة الاسلام و المسلمين آقاى شيخ احمد وافى يزدى مىباشند؛ وى از فضلا و شاگردان آيت الله حائرى بوده، ولى نامى از ايشان در كتب رجال نيامده است، در عين حال معظم له تصريح كردهاند كه با ايشان درسها را بحث مىكردند.
اين سه تن اشخاصى بودند كه آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه در صحبتهاى خود از آنها به عنوان همبحث دوران تحصيل در قم ياد مىكردند.
اساتيد
آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه در طول تحصيل خود از محضر اساتيد زيادى استفاده نمودهاند. عدهاى از اساتيد معظم له علمايى بودهاند كه ايشان مستمرا از كلاس درس آنها استفاده مىكرده و عدهاى ديگر از اساتيدى هستند كه ايشان به صورت مقطعى از
[١]. سيد حميد روحانى، بررسى و تحليلى از نهضت امام خمينى قدّس سرّه، راه امام، تهران ١٣٥٩، ج ١، صص ٢٢٣- ٢٢٤