زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ١٤٣ - مواضع آيت الله گلپايگانى قدس سره از ١٣٥٦ تا پيروزى انقلاب اسلامى
معظم له در نامهاى به علماى يزد اعمال رژيم را در كشتار مردم يزد محكوم مىكنند؛ زيرا به دنبال اربعين شهداى تبريز روزهاى نهم و دهم فروردين ٥٧ حوادث تبريز در يزد نيز تكرار مىشود. روز ٢٩ ارديبهشت سال ٥٧ مصادف با ايام سوگوارى حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا عليها السّلام، مأموران رژيم پهلوى با بيرحمى تمام به منزل آيت الله گلپايگانى قدّس سّره حمله مىكنند و با شكستن در و پنجرههاى منزل و پاره كردن كتابها، اهانت نمودن به ايشان و ايجاد رعب و وحشت، تنى چند از مردم بىدفاع را به شهادت مىرسانند. آقاى كريمى جهرمى كه خود شاهد حملهى مأموران به بيت ايشان بودند، چنين اظهار مىكنند:
«خوب به خاطر دارم كه آن روز مصادف با ايام عزا و سوگوارى حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا عليها السّلام بود و سراسر حياط مرجع عالىقدر را چادر زده و سياه پوشانيده بودند ... عمّال شال با كمال بىشرمى هنگام عصر آن روز حملهى سبعانهاى به اين خانه كردند؛ اولا وارد بيرونى شده و شروع به شرارت كردند و شيشههاى درهاى اتاق دفتر و اتاق رفتوآمد و اتاق خدام و محافظين و حتى چايخانه را بدون استثنا شكسته و خرد كردند و گازهاى اشكآور منفجر كردند و شروع به زدن مردم بىگناه و طلاب و فضلا- كه بيرونى را پر كرده بودند- و اعضاى دفتر نمودند و همه را شديدا زدند ... سپس مزدوران بىشرم به سوى اتاق نشيمن مرجع بزرگوار رفته و آنجا را مورد اهانت قرار دادند ... وضع بحرانى و هواى مسموم و گرفته ايشان را شديدا ناراحت ساخته و حالشان منقلب گرديده بود. سرانجام معظم له را از درى كه به كوچه باز مىشد، بيرون برده و در منزل يكى از بستگان اسكان دادند؛ اما عاقبت اين هجوم وحشيانه، ايشان را دچار ناراحتى قلبى كرده و نيمه شب بود كه ايشان را به بيمارستان منتقل ساختند ...»[١]
امام خمينى قدّس سرّه در تلگرامى، هجوم اشرار و عمّال اجانب به منزل آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه و قتل نفس محترمه در حضور ايشان را محكوم نموده و خواستار سلامتى وى و قطع
[١]. ر. ك: على كريمى جهرمى، پيشين، ص ١٣٤، با اندكى تصرف